شبکهی آموزش، درک عمومی هنر:
سؤال: در مسجد الاظهر، کدام یک از تعالیم اسلامی آموزش داده میشد؟ (تقریبآ همچین سؤالی)
جواب: شیعی.
پیشنهاد
من
آگهی
آرشیو
موضوعات
- اجتماعی (۱۷)
- ادبیات (۴)
- اوبونتو (۲)
- اینترنت (۳)
- ترانهبازی (۱۱)
- تلویزیون (۸)
- حرف (۴۴)
- حقوق بشر (۱۱)
- خوراک (۵)
- روزمره (۱۰۳)
- ساماندهی (۱)
- سیاست (۳۸)
- سینما (۱۵)
- شخصی (۵)
- شعر (۲۲)
- شعر من (۲۷)
- طنز (۶۰)
- عاشقانه (۱۳)
- عکس (۱۱)
- فایرفاکس (۲)
- فوتبال (۵۳)
- فیلم (۴)
- متن ترانهی دیگران (۲۰)
- موسیقی (۱۲)
- مووبلتایپ (۲)
- نانوشتههای یک زن (۵)
- وبلاگ (۱۴)
- وبسال (۱۰)
- وردپرس (۱)
- ورزش (۲)
- پادکست (۴)
- پراکندهنوشت (۱)
- کتاب (۲)
- گاهنوشت (۳)
- گوگلریدر (۳)
- یک کلام (۴)
خبرنامه
آمار
خوشمزه
- خسرو شکیبایی بازیگر سبز سینمای ایران درگذشت
- جوابیه های یک وشکا : فایرفاکس
- وزارت ارشاد مکلف به پرداخت خسارت به فیلم سنتوری شد
- نصب همه ی درایورهای راه انداز ویندوز را با DriverMax تجربه کنید
- 10 اشكال پيامك فارسي همراه اول
گوگلشیر
- Twitter Testing A New Design
- *زن زیبایی است با موهای بور و چشمان آبی و چانه ای برجسته، دو
- مشکل شما چیست؟
- الیز یه دونه خر اینویز است نقطه
- همسایهمون رو آزاد کنید!
خوراکرولینگ
نوشتههای اخیر
- آهای دختر چوپون
- جلب توجه
- غبار رو هوا منم
- پادکست ۴: شاملو
- رد شو از ترس و به سایه بگو نه
- ۱۸ تیر
- مرا به نام صدا کن
- تاریخیترین روز تولد من
- تمومش میکنیم
- روز
نظرات اخیر
- صندوقک در آهای دختر چوپون
- آرام در اسمایلی جاتون خیلی خالیه
- ایران امروز در جلب توجه
- yasaman در غبار رو هوا منم
- صادق در جلب توجه
- Raol در جلب توجه
- Donya در جلب توجه
- مهدی در غبار رو هوا منم
- Raol در غبار رو هوا منم
- سیاوش در پادکست ۴: شاملو
جعبهی موسیقی
- Googoosh – ma be ham nemiresim
- Googoosh – Marham
- Googoosh – Porsesh
- Googoosh – Khalvat
- Googoosh – kie kie
- Googoosh – kaj kolah khan
- Googoosh – Khoob Mizani
- Googoosh – kie kie
- Googoosh – nemiad
- Andy – Sahraei
درک عمومی
منتشرشده توسط foadsa | دستهبندی شده در حرف
به احترام چلسی که از زیر سایهی مورینیو بیرون آمد
منتشرشده توسط foadsa | دستهبندی شده در فوتبال
برای من که عاشق بارسلونا هستم، در سالهای نه چندان دور تیم دوم محبوبم چلسی بود. آن موقع که بیادعا بود ولی زیبا بازی میکرد. جیانلوکا ویالی مهاجم دوستداشتنی ایتالیایی همهی کارهی خط حمله بود و رود گولیت سرمربی این تیم. وقتی همه طرفدار غولهای جزیره بودند (منچستر یونایتد، آرسنال و لیورپول) من اگر لیگ برتر انگلیس را گاه و بیگاه دنبال میکردم به خاطر چلسی بود. بعدها گولیت رفت و ویالی سرمربی شد و جان فرانکو زولا شد همه کارهی تیم. بعد نوبت به کلودیو رانیهری رسید مربی بزرگی که بزرگی نمیکند، سر و کلهی سرمایهدار روسی پیدا شد و ما خوشحال از اینکه تیم خوب چلسی حالا میتواند با بازیکنانی بزرگتر به جمع غولهای جزیره بپیوندد. انتظار بیجایی نبود. ستارهها یک به یک به چلسی آمدند و رانیهری این تیم را به مقام دوم لیگ برتر رساند.
درخشش مورینیو در پورتو و قهرمانی این تیم در جام باشگاههای اروپا معادلات را به هم زد. مربیای که حالا خود را بزرگ میدید، به چلسی آمد. چلسیای که تازه داشت بزرگی کردن را یاد میگرفت، زیر سایهی نام بزرگ رسانهای مورینیو قرار گرفت و من لحظه به لحظه از این تیم دورتر میشدم. سیل بازیکنان بزرگی که در چلسی تمام میشدند بیوقفه جاری بود، ورون و کرسپو شاید از نظر من مهمترینشان بودند. چلسی دیگر طراوت نداشت. و من از چلسی متنفر شدم. جالب اینجا بود که در لیگ اروپا هم چلسی به بارسلونا خورد و بارسلونا را حذف کرد. مورینیو، ریکارد را تحقیر میکرد و به خیال خودش بزرگتر میشد، او در بارسونا شروع شده بود اما تفکرات مربیگریاش فرسنگها با یوهان کرایف بزرگ فاصله داشت. و چقدر خوشحال شدم که لیونل مسی ریزنقش او را عصبانی کرد و بارسلونا انتقام تحقیرآمیزی از مورینیو گرفت. هرچند مورینیو چلسی را دو بار قهرمان لیگ برتر کرد و یک بار هم نایب قهرمان، اما چلسی دیگر تیمی نبود که خواستنی بازی کند. چلسی فقط نتیجه میگرفت. مورینیو کاری کرده بود که من نه تنها برای باخت چلسی دل نمیسوزاندم حتی خوشحال هم میشدم.
آبراموویچ با مورینیو به اختلاف های بزرگ میرسیدند و مسلم بود که قدرت میلیاردر روسی بیشتر از مربی مغرور پرتغالیست. چلسی این فصل را ضعیف شروع کرد. حالا دیگر چلسی علاوه بر اینکه زشت بازی می کرد، بد هم نتیجه میگرفت. من دیگر علاقهای به پیگیری لیگ برتر انگلستان نداشتم، از منچستر و چلسی متنفر بودم و آرسنال و لیورپول هم مرا راضی نمی کردند. نیوکاسل هم که سالهاست نیوکاسل نیست. اما اخراج یا استعفای مورینیو و آمدن یک مربی گمنام اسرائیلی به نام آورام گرانت باعث شد، دوباره به خبرهای لیگ برتر علاقمند شوم هر چند پیگیری مستمر نداشتم. علاقه گذشتهی من به چلسی یک طرف و اسرائیلی بودن آورام گرانت یکطرف، سانسور خبری صدا و سیما هم که جای خود داشت. حتی اوایل تصاویر گرانت را هم پخش نمیکردند. وای به روزی که خیابانی گزارشگر بازی های چلسی بود.
اما چلسی برگشت، با همین مربی گمنام به عقیدهی بعضیها صهیونیست، که من نمیدانم چه ربطی است به مشکلات سیاسی کشورها و ورزش. گویا نژادپرستی در پوست و استخوانمان ریشه کرده است. کافی بود بررسیهای کارشناسان گزارش ورزشی را دنبال میکردید. چلسی پیاپی نتیجه می گرفت و آنها سایهی تفکرات مورینیو را بر پیکرهی چلسی دلیل آن می دانستند. در حالی که چلسی سرمربی داشت و اصلآ هم به شیوهی دوران مورینیو بازی نمیکرد. نفرین به سیاستی که اینگونه چهرهی ورزش را کثیف جلوه میدهد.
در حالی که همه از مدعی بودن منچستر و آرسنال می گفتند، چلسی آرام آرام اختلاف امتیاز را کاهش میداد و چشمهای نژادپرست عدهای این صعود چلسی را انکار میکرد. چلسی صدرنشین لیگ برتر را شکست داد و لیورپول را در جام قهرمانان در هم کوبید تا آورام گرانت نشان دهد بزرگی را بیادعا بلد است. کاری که مورینیو با آن همه ادعا و غرور انجام نداده بود آورام گرانت محترم انجام داد. اگر سایهی مورینیو بر تفکرات او بود که چلسی در فینال لیگ قهرمانان جایی نداشت. شاید اگر قانون لیگ برتر انگلیس مثل اسپانیا و یا ایتالیا بود. چلسی امسال قهرمان لیگ برتر شده بود، یعنی به بازی متقابل و یا یک بازی فینال بین صدرنشینان همامتیاز. اما منچستر در لیگ برتر قهرمان شد.
بازی فینال جام باشگاههای اروپا که بین دو تیم چلسی و منچستر برگزار شد، نشاندهندهی کاربلدی آورام گرانت بود. اگر منچستر به سبک ۲۵ دقیقهی ابتدایی بازی ادامه میداد، مسلمآ تیتر خبرهای امروز میتوانست اینچنین باشد “آوریج گرانت (گرانت معمولی) در کلاس درس سر الکس فرگوسن مفتضحانه مردود شد” اما سرنوشت طور دیگری رقم خورد. با تدبیرهای گرانت، کریس رونالدو در بازی محو شد و بازکنان بزرگی چون تهوز و رونی نقششان کمرنگتر از همیشه شد. چلسی ۲۵ تا ۳۰ دقیقه را دوام آورد و منچستر بقیهی بازی را شانس آورد. در یک کلام آورام گرانت با مظلومیت محضی که در چهرهاش موج میزد خودش را به سرمربی اسطورهای منچستر دیکته کرد. دیگر سایهی مورینیو بر پیکرهی چلسی نبود، این چلسی بود که بزرگی میکرد. یکی از زیباترین بازیهای فصل را انجام داد، در آن شرایط وحشتناک مسکو و کم نیاورد. لعنت به آن لحظهی لعنتی سر خوردن جان تری که میتوانست اسطورهی چلسی شود. پنالتیها بیرحمند. کاش جان تری پنالتی را خراب کرده بود. اما نام منچستر با شانس گره خورده است. اما قهرمانی منچستر و فرگوسن دلیل نمیشود که ما بازی عالی و معرکهی چلسی را نادیده بگیریم و به احترام چلسی و مربی بزرگش کلاه از سر بر نداریم. امیدوارم باز به سر آبراموویچ نزند و این مربی را نگه دارد تا چلسی همچنان محبوب باشد نه معروف. شاید هم آورام گرانت به تیم ملی اسرائیل برود و کار بزرگتری را بکند، یعنی جام جهانی را برای ورزش سیاسی ایران ۳۱ تیمه کند!
مرتبط: آورام گرانت
عکس: تایمز آنلاین
ما خوشحالیم یا چی؟
منتشرشده توسط foadsa | دستهبندی شده در اجتماعی, سیاست, طنز
ما ملت خوشحالی هستیم. از این زندگی لذت میبریم. اصلآ به قول شاعر زندگی بهتر از این نمیشه. وزیر ارتباطات خوشآتیهمان معتقد است سرعت اینترنت ایران در حد ایدهآل است. چرا که نباشد؟ اصلآ چه نیازی هست که باشد؟ مگر مهم است در ژاپن و آمریکا و بلاد کفر چه میگذرد؟ مهم این است این سرعت نه برای محقق بودن، بلکه برای مؤلف بودن هم کافیست. ساماندهی هم که هر روز گل و بلبلتر میشود. ما به این زندگی زیبا و خوشحال عادت میکنیم.
ما خیلی خوشحالیم از اینکه در عرض شش ساعت سه بار برق میرود و به قول شاعر کسی به یاد مرگ لوازم برقی منزل هم نبود! ما خوشحالیم چون فکر می کنیم پسفردا وزیر نیرو پشت تریبون اعلام خواهد کرد که قطعی برق به این میزان در کشور ایدهآل است، بنابراین مردم صرفهجویی کنند. ما خوشحالتریم که در این گرما میپزیم و صورتمان نیاز به سیلی برای سرخ کردن ندارد.
ما خوشحالیم از اینکه وزیر کشوری که مخالفش بودیم برکنار میشود و بعد تازه از ندانمکاریهای دولت پرده برمیدارد. آیا این خوشحالی را در چهرهی بیخیال ما نمیبینید؟ از این خوشحالتر هم خواهیم شد. کافیست وعدهی نفت و آب و برق مجانی به ما بدهند. کافیست شم اقتصادی اصلاحطلبان را با ۵۰ هزار تومان تبلیغاتی بسنجیم.
ما خوشحالیم که طنز مینویسیم، لابد اگر خوشحال نبودیم تراژدی مینوشتیم. مثلآ در مورد بدنهای سوختهی دختران مدرسهای چه باید نوشت که نه از سر ترحم باشد و هم فایدهای داشته باشد. ما خوشحالیم که خواهرمان را پلیس به جرم زندگی میگیرد. جای خوشحالی هم دارد.
ما برای فلسطینیها هم خوشحالیم، برای اسرائیلیها هم. خوشحالیم که کمکهای مالی ما از این طرف و آمریکا از آن طرف، بوی صلح می دهد، آن هم چه بوی تندی. ما خوشحالیم نفتمان بشکهای ۱۱۴ دلار با خطایی حدود ۲ دلار، به فروش میرسد. تازه به همدیگر تبریک هم میگوییم بابت این خوشحالی. خوشحالی از سر و رومون میباره (به سبک عزت انتظامی در فیلم حکم بخوانید).
ما خوشحالیم که دانشجو هستیم. دانشجوی بیبخاری که حتی درس هم نمیخواند. آنهایی که میخوانند هم خیلی خوشحالند چون یا بیکار میشوند یا در کارگزینی اوین واجد شرایط میشوند. خوشحالیم که پدر و مادرهایمان سرنوشتی را ساختهاند تا خوشحالی ما سر به فلک بکشد. خوشحالیم که بزرگترین آرزوی آنها ازدواج کردن ماهاست در حالی که ما خوشحالتر از آنیم که به فکر این چیزها باشیم.
مردم کشورهای دیگر را که نگاه می کنیم، مثلآ در ناپل ایتالیا دولت و ملت چه زبالهدانی ساختهاند. در فرانسه راه به راه مردم اعتراض می کنند. در تبت یکجور در آمریکا جور دیگر. وقتی اینها را میبینیم خوشحالتر از پیش میشویم.
اینجا برنج گران میشود، خوشحالیم. قیمت نفت بالا میرود، خوشحالیم. چند نفر اعدام میشوند، خوشحالیم. دختر و پسر بازداشت میشوند، خوشحالیم. اینترنت ساماندهی میشود، خوشحالیم. برق قطع میشود، خوشحالیم. اساماس پیامک میشود، پیامک گران میشود، خوشحالیم. تحریم بینالمللی میشویم، خوشحالیم. قیمت سکه بالا میرود، خوشحالیم. تکلیف سود بانکی مشخص نیست، خوشحالیم. سرانهی مطالعه پایین است، خوشحالیم. روزنامههایمان چرتنامه است، خوشحالیم. احزاب سیاسی دعوا میکنند، خوشحالیم. اخبار ۲۰:۳۰ داریم، خوشحالیم. وبلاگ مینویسیم، خوشحالیم. رئیس جمهورمان خوشحال است، خوشحالیم. برای همین است که اینقدر باحالیم…
اندر احوالات تیمهای خیلی حرفهای
منتشرشده توسط foadsa | دستهبندی شده در طنز, فوتبال
پس از اظهار نظر اعضای تیم حرفهای سپاهان در برنامهی نود در مورد قهرمانی تیم پرسپولیس و اینکه واقعآ حق سپاهان بوده قهرمان بشه به دلیل اینکه تیم حرفهایتریه و تو ۵ تا لیگ معتبر و سطح اول کلآ ترکانده بید. بر آن شدیم تا نظرات اعضای تیمهایی چون بارسلونای اسپانیا، لیورپول انگلیس، آ.اس. رم ایتالیا و وردربرمن آلمان رو در مورد لیگهای قهرمانی کشور خودشون جویا بشیم که در زیر میخوانید:
بارسلونا: ببینید! ما دو سال پیاپی قهرمان اسپانیا شدیم. قبلشم با اینکه توی بحران بودیم جناب لاپورتا و ریکارد خیلی زحمت کشیدن و از رئال در پیت جلو زدیم و دوم شدیم. در ضمن همهی اینها، آرسنال رو بردیم قهرمان اروپا شدیم. واقعآ این آقای داور یعنی چی ما چهار تا گل خوردیم از رئال؟ همه میدونن ما پرطرفدارترین تیم توی جهان هستیم در حال حاضر. یعنی ما نیمهنهایی جام باشگاهها رو رفتیم بعد حق رئال نبود اصلآ قهرمان بشه. اونم با این اختلاف امتیاز. درست نیست، آقا. ببینید لیونل مسی همهی زمین رو مچل خودش می کنه، واقعآ حق این بچه هست که اینجوری رئال رو قهرمان کنن با اون روبینیو؟! شما فکر کردید واسه چی رونالدینیو اینهمه واسه تیم بحران درست کرد. واسه اینکه از اول میخواستن رئال قهرمان بشه، فصل پیشم همینجوری بود. تیم با این شخصیت قهرمانی مثل بارسلونا که توی طول فصل تعداد پاسهاش به بینهایت میل میکنه، شما تعداد پروازهای تیم رو محاسبه کن. همه میدونن قهرمان واقعی بارسلوناست.
لیورپول: آخه مربیشون (الکس فرگوسن) رو نگاه کنین، فقط یه سال از خدا کوچیکتره. در ضمن ما الآن نزدیک بیست ساله در سطح اول اروپا داریم مقام میاریم. شما نگاه کن ببین پرافتخارترین تیم انگلیسی تو اروپا چه تیمیه؟ چه تیمی زد اون آ.ث. میلان رو سوسک کرد. همین چلسی که الآن زورکی دومه با اون مربی صهیونیستیش رو ترکوندیم. ما خودمون چندین ساله به همه جای اروپا اینهمه پرواز داشتیم از کت و کول افتادیم. حالا یه امسال این منچستر رفته فینال باشگاهها. که اونم حق ما بود. ما باید به بارسلونا می خوردیم. تؤطئه کردن. آخه این درسته. تتوی لیگ برتر که جام رو به ما نمیدن. جام باشگاهها رو هم خرابش کردن رفت. شما منچستر رو بذار جای لیورپول اگه تونست اینجوری بازی کنه. شک نکن که جام حق ما بود. از اول مشخص بود میخوان منچستر قهرمان بشه. وگرنه آمار گلهای کریس رونالدو رو اینقدر بالا نمیبردن. فکر وضعیت قلب الکس فرگوسن رو کردن، کیه که ندونه لیورپول حرفهایترین تیم اروپاست.
آ.اس. رم: یکی جلوی این مافیای ایتالیا رو بگیره، سال تا سال که یوونتوس و میلان زد و بند میکردن حالا هم که نوبت اینتر رسیده. فوتبال کثیفیه آقا. یه سال ما با کاپلو قهرمان شدیم اینا گفتن به داورا ساعت کادو دادیم و از این حرفا. رئیسمون دق کرد استعفا داد. حالا سه ساله این اینتر رو قهرمان میکنن، عین آب خوردن حق رم رو میخورن. سال اول رو میگیم میخواستن دلشون نسوزه، آخه ۱۸ سال جام نداشتن طفلیا. اما دیگه تا چه حد بیانصافی. موهای مربی ما رو نگاه کنین، فکر میکنین واسه تیپشه ولی کچل شد بنده خدا این سه سال. آخه یعنی چی؟ ما تا هفتهی اخر شانس اول قهرمانی بودیم، بعد یهو اینتر قهرمان میشه؟ مسلمآ از یه جایی آب میخوره. فیلم بازی آخر اینتر رو فرستادیم واسه خود میشل پلاتینی ببینه. نه که توتی تو تیم ماست، خرمون کلی میره تو اروپا. تازهشم میشل طرفدار یوونتوسه، یوونتوسیا هم که از ما حمایت کردن. اصلآ ما رد مانچو رو گرفتیم، شمارهی کولینا تو جیبش بوده. بعد فکر کردین که چی ما توی اروپا با منچستر بازی کردیم. پس حق ماست قهرمانی.
وردربرمن: این جدول لیگ رو نگاه کن. بایرن مونیخ از همون اول صدرنشین بوده. پس یه چیزی هست دیگه. اصلآ بازیای لیگ قهرمانان با جام یوفا قابل قیاس نیست. بعدش ما با تیمای قدر اروپایی بازی کردیم یکیش همین بارسلونای خودمون، بعد بایرن مونیخ رفته به زنیت مادربزرگ اینا باخته. خدایی یعنی چی، معنیش اینه که ما قهرمانیم دیگه. ده امتیاز اختلاف حق ما نیست! اصلآ رسمش نیست. تازه طرفدارای اونا با مشت زدن پای چشم ادموند مولر همسایهی قبلی فریدون زندی اینا که از شواهد امر طرفدار ما بوده. ما از آقای شاهحسینی میخوایم واقعآ رسیدگی کنه. بیانصافیه بایرن بعد از اینهمه زحمتی که ما کشیدیم قهرمان بشه. از اشتباهات داوری هم نگیم بهتره. حالا سال دیگه میبینیم تو جام باشگاهها کی به کجا میرسه. اینجا که حقمون رو خوردن اما خدا جای حق نشسته. تیم حرفهای یعنی وردربرمن، برو از هر کی میخوای بپرس. طرفدارای خود بایرن مونیخ هم تو دلشون میدونن که وردربرمن باید قهرمان میشد.
شدیم قهرمان باز
منتشرشده توسط foadsa | دستهبندی شده در شعر من, طنز, فوتبال

دیدی لیگ هفتم، به جام هم رسیدیم
تو بازی آخر، چه رنجی کشیدیم
دیدی لیگ هفتم، طلسم رو شکستیم
تو وقت اضافی، دهنها رو بستیم
کم شد امتیازات، عجب بغضی کردیم
میگفتیم که میشه؟ بازم برمیگردیم؟
ولیکن یه عمره که ما پرسپولیسیم
با افشین قطبی! نه ما باج نمیدیم
تو بحران و وحشت، ما مردان مردیم
مثل پروانهها ما، دور تیم میگردیم
دیدی لیگ هفتم، نشون داد یه گنگیم
که تا پای جون هم واسه جام میجنگیم
دیدی لیگ هفتم، سپاهان رو بردیم
ویرا میگفت که عجب گلی خوردیم!
اینه پرسپولس و اینه لیگ هفتم
کجاست تیم آبی، کجاها شده گم
دل شیر که میگن یعنی پرسپولیسه
یعنی پای حرفش تا آخر میایسته
حماسه میسازه تو میدون دشمن
عجب بازیای بود، چه غوغایی کردن
دیدی لیگ هفتم، فقط لیگ ما بود
حساب بقیه، از ماها جدا بود
دم بچهها گرم، شدیم ما سرافراز
حالا جام تو خونهس، شدیم قهرمان باز
هیچ چیز مثل گل دقیقهی ۹۶ سپهر حیدری نمیتونست خستگی این فصل رو از تن طرفدارای پرسپولیس در کنه، به راستی که این قهرمانی حق تک تک بازیکنای زحمتکش پرسپولیس و جنتلمنی چون افشین قطبی بود. امیدوارم تیم بعد از این قهرمانی دچار حادثههای تکراری گذشته نشه. این شعر رو هم تقدیم میکنم به همهی هوادرای پرسپولیس هر چند ناچیزه.
توضیح: خواستم بر وزن “تموم شد ترانه”ی مانی رهنما و اهورا ایمان بنویسم، اما این شد! البته طنز شعر کمه، نگین که نگفتم.





