Home Contact Sitemap

راه من

ترانه مال مردم نت به نت، پیدا ولی گم بود

My Way

rss feed technorati fav

پیشنهاد

Firefox 3
وردپرس فارسی

من

آگهی

آرشیو

موضوعات

خبرنامه

Enter your email address

Delivered by FeedBurner

آمار

TwitterCounter for @foadsa

counter

Performancing Metrics Blog Statistics

RSS خوشمزه

RSS گوگل‌شیر

خوراک‌رولینگ

     

نوشته‌های اخیر

نظرات اخیر

RSS جعبه‌ی موسیقی


واژه‌ها را یک به یک کنار هم گذاشت. دستانش نه پینه بسته بود همچو کارگران آفتاب‌سوخته‌ی کویر، و نه می‌توانست آن‌چنان مقدس باشد مثل مردمی که از زندگی خود می‌زنند تا به دیگران زندگی ببخشند. واژه تمام راه او بود...

هسته در گذر زمان

منتشرشده توسط foadsa | دسته‌بندی شده در سیاست, طنز

دو سال پیش:
آمریکا: دستیابی ایران به تکنولوژی تولید سلاح‌های هسته‌ای برای جامعه‌ی جهانی خطرناک است.
اسرائیل: در صورت دستیابی ایران به تکنولوژی هسته‌ای، ما به ایران حمله خواهیم کرد.
گروه ۱+۵: بسته‌ی پیشنهادی ما روی میز ایران قرار گرفت.
شورای امنیت سازمان ملل: قطع‌نامه‌ی شماره‌ی فلان علیه فعالیت‌های هسته‌ای ایران صادر شد.
محمود احمدی‌نژاد: این موضوع از نظر ما تمام شده است.
مردم ایران: انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست.

یک سال پیش:
آمریکا: دستیابی ایران به تکنولوژی تولید سلاح‌های هسته‌ای برای جامعه‌ی جهانی خطرناک است.
اسرائیل: در صورت دستیابی ایران به تکنولوژی هسته‌ای، ما به ایران حمله خواهیم کرد.
گروه ۱+۵: بسته‌ی پیشنهادی ما روی میز ایران قرار گرفت.
شورای امنیت سازمان ملل: قطع‌نامه‌ی شماره‌ی فلان علیه فعالیت‌های هسته‌ای ایران صادر شد.
محمود احمدی‌نژاد: این موضوع از نظر ما تمام شده است.
مردم ایران: انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست.

شش ماه پیش:
آمریکا: دستیابی ایران به تکنولوژی تولید سلاح‌های هسته‌ای برای جامعه‌ی جهانی خطرناک است.
اسرائیل: در صورت دستیابی ایران به تکنولوژی هسته‌ای، ما به ایران حمله خواهیم کرد.
گروه ۱+۵: بسته‌ی پیشنهادی ما روی میز ایران قرار گرفت.
شورای امنیت سازمان ملل: قطع‌نامه‌ی شماره‌ی فلان علیه فعالیت‌های هسته‌ای ایران صادر شد.
محمود احمدی‌نژاد: این موضوع از نظر ما تمام شده است.
مردم ایران: انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست.

امروز:
آمریکا: دستیابی ایران به تکنولوژی تولید سلاح‌های هسته‌ای برای جامعه‌ی جهانی خطرناک است.
اسرائیل: در صورت دستیابی ایران به تکنولوژی هسته‌ای، ما به ایران حمله خواهیم کرد.
گروه ۱+۵: بسته‌ی پیشنهادی ما روی میز ایران قرار گرفت.
شورای امنیت سازمان ملل: قطع‌نامه‌ی شماره‌ی فلان علیه فعالیت‌های هسته‌ای ایران صادر شد.
محمود احمدی‌نژاد: این موضوع از نظر ما تمام شده است.
مردم ایران: انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست.

شش ماه بعد:
آمریکا: دستیابی ایران به تکنولوژی تولید سلاح‌های هسته‌ای برای جامعه‌ی جهانی خطرناک است.
اسرائیل: در صورت دستیابی ایران به تکنولوژی هسته‌ای، ما به ایران حمله خواهیم کرد.
گروه ۱+۵: بسته‌ی پیشنهادی ما روی میز ایران قرار گرفت.
شورای امنیت سازمان ملل: قطع‌نامه‌ی شماره‌ی فلان علیه فعالیت‌های هسته‌ای ایران صادر شد.
محمود احمدی‌نژاد: این موضوع از نظر ما تمام شده است.
مردم ایران: انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست.

یک سال بعد:
آمریکا: دستیابی ایران به تکنولوژی تولید سلاح‌های هسته‌ای برای جامعه‌ی جهانی خطرناک است.
اسرائیل: در صورت دستیابی ایران به تکنولوژی هسته‌ای، ما به ایران حمله خواهیم کرد.
گروه ۱+۵: بسته‌ی پیشنهادی ما روی میز ایران قرار گرفت.
شورای امنیت سازمان ملل: قطع‌نامه‌ی شماره‌ی فلان علیه فعالیت‌های هسته‌ای ایران صادر شد.
محمود احمدی‌نژاد: این موضوع از نظر ما تمام شده است.
مردم ایران: انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست.

ت.چ: طراحی

۸ نظر » . ۳۱م خرداد, ۱۳۸۷

ایرانسل

منتشرشده توسط foadsa | دسته‌بندی شده در حرف

مشترک مورد نظر در دسترس نمی‌باشد.
- خداسل

۲ نظر » . ۳۰م خرداد, ۱۳۸۷

وصیت‌نامه‌ی بیست و چهار ساعته

منتشرشده توسط foadsa | دسته‌بندی شده در طنز

از بلاگ‌نوشت صادق به من اطلاع دادند که ۲۴ ساعت دیگه بیشتر زنده نیستم. من نمی دونم چه جوری این لطف خدا رو باید جبران کنم، آقای عزرائیل من دستاتو که دور گردنم حلقه زده ماچ می‌کنم ولی عزیز دل من، آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟ یه کمی به سن و سال من نگاه کن. آخه دلت میاد، جوون مردم، حیفه. از من به تو نصیحت نکن همچین، خدا رو خوش نمیاد.
اما خوب حالا که دارم می‌رم بذار وصیت کنم. کار دیگه‌ای که تو این ۲۴ ساعت جز غصه و گریه و زاری ندارم بکنم. جز توییت کردن و لایک زدن هم که کار دیگه‌ای بلد نیستم. هی، دور هم بودیما…

قفل و کلید این وبلاگ یعنی همون یوزر نیم و پسورد رو به یار دیرین و رفیق شفیقم آق فری عزیز می دهم، البته با چندین فحش زیر لب و اشک و آه و بغض در گلو و ماچ و بوسه. امیدوارم که هفته‌ی سوم مهر ماه که می‌‌رسد به یاد این عزیزترین دوستش هزینه‌ی تمدید هاست و دومین را پرداخت کند.
تمام ترانه‌هایم را به احسان مصلحی این یار نامرد و دغل و رند می‌سپارم تا احتمالآ بعدها با نام خودش آن‌ها را منتشر کند و به خوانندگان مجاز، غیرمجاز، زیرزمینی و سیب‌زمینی بفروشد.
یوزر و پسورد تمام اکانت‌های وب دویی و غیر وب دویی‌ام را بین دوستان مجازی‌ام چون نقل و نبات پخش می کنم. امیدوارم هر کدام به صورت بهینه از آن‌ها استفاده کنند و نام نیک مرا زیاد خراب نکنند.
پسورد جی‌میلم را به دکتر مزیدی می‌سپارم، چون می دانم دست به شیرینگش خوب است و دوستان را مجبور به هاید من خواهد نمود اگر تاکنون این حادثه رخ نداده باشد. البته امیدوارم دکتر مزیدی ای‌میل‌های مرا بی‌جواب نگذارد.
در آخر هم از پدر و مادر عزیزم عاجزانه و ملتمسانه تقاضا می کنم که برای من از این مراسم‌های صد تا یه غاز سوم و هفتم و چهلم و صده و سال و هجری قمری نگیرند و بگذارند روح معذب من بیشتر از این‌ها معذب نباشد.
خط همراه اول و ایرانسلم هم باشه واسه خواهرم، که مزه‌ی در دسترس نبودن رو بچشه.
خب اون پیکان هم باشه واسه هر کی با پیکان حال می‌کنه.
پسرم بیا اینجا می‌خوام این نفس‌های آخر رو باهات درددل کنم. ببین من تو زندگی‌م به هیچ جا نرسیدم تو هم به هیچ جا نمی‌رسی مطمئن باش.

خب حالا که وصیت‌نامه رو هم نوشتم، کار دیگه‌ای نمونده. تو بیست و سه ساعت و پنجاه دقیقه‌ی باقیمونده هم آهنگ گوش می‌کنم و به زندگی در اینترنت ادامه می‌دم، چند تا ترانه‌ی نصفه رو هم اگه فرصت شد کامل می‌کنم. آی خدا یعنی می‌شه ما به سلامتی از دست درس و دانشگاه خلاص شیم؟

اون دنیا که دعوتنامه نمی‌خواد، همه‌تون دعوتید.

۷ نظر » . ۲۶م خرداد, ۱۳۸۷

همراه اول

منتشرشده توسط foadsa | دسته‌بندی شده در حرف

هیچکس تنها نیست.
- خدای اول

۲ نظر » . ۲۲م خرداد, ۱۳۸۷

یا کوریم یا بی‌رحم

منتشرشده توسط foadsa | دسته‌بندی شده در فوتبال

کمی سلایق را کنار بگذاریم. قبلآ هم گفته‌ام عقاید دایی هر چه باشد ربطی به فوتبال ندارد. فوتبال، سینما یا ادبیات نیست. هر چند سینما و ادبیات امروز ما بیشتر به فوتبال شباهت دارند. حالا که قطبی رفته است، می‌توان منطقی‌تر فکر کرد. به مردمی که برای من همیشه مصداق این ضرب‌المثل‌ند: “مرگ حقه برای همسایه” دیدیم و شنیدیم، مردم فرهنگ‌دوست و ادب‌دوست، برای ادبیات قطبی‌ست که به او علاقمند شده‌اند. جدآ؟ من که یکی از طرفداران قطبی هستم این علاقمندی را درک نمی‌کنم که از کجا می‌آید؟ آیا مردم فرهنگ‌دوست ما زیاد کتاب می‌خوانند؟ آیا همدیگر را با نام صدا می‌زنند؟ این فرهنگ‌دوستی کجا هست که تا یک خارجی پیدا می‌شود، از راه می‌رسد؟ درست شنیدید، می‌گویم خارجی چون قطبی به اندازه‌ی یک عمر از این سرزمین و اتفاقاتش دور بوده است. همانطور که کریس دی برگ به ایران می‌آید و امنیت آن را ستایش می‌کند.
بگذریم، دایی سایپای کرج را قهرمان ایران کرد و به مرحله‌ی دوم جام باشگاه‌های آسیا برد. به دور از هر دشمنی و اختلاف سلیقه نگاه کنید. آیا این کار کار کوچکی است؟ دایی برای سایپا چه باید می کرد تا ما متوجه شویم که کار بزرگی را انجام داده است؟
بر حسب هر اتفاقی که افتاده و نمی‌دانیم. دایی الآن سرمربی تیم ملی ایران است. همین تیم ملی که مربیان کوچک و بزرگی را به خود دیده است. موفقیت‌ها و عدم موفقیت‌های زیادی را داشته است. تیم ملی بعد از یک بحران طولانی‌مدت در اختیار علی دایی قرار گرفت. در مسیر دشوار مقدماتی جام جهانی بعد از تساوی در خاک کویت که می‌توانست برد باشد به امارات در ورزشگاه آزادی رسیدیم. واقعآ تیم ملی فوتبال ایران برایمان مهم است؟ اگر دایی نتیجه نگیرد، برای شخص او یک شکست در اول راه مربیگری است اما برای ما و تیم ملی فوتبالمان حذف از جام جهانی است. نگوییم مهم نیست. مهم است، حتی اگر مثل عربستان مفتضحانه از آلمان شکست بخوریم که نخوردیم، جام جهانی مهم است. کسی به ورزشگاه آزادی نرفت و تیم ملی با یک بازی نه چندان دلچسب به امارات یک امتیاز بخشید.
بازی در خاک امارات، با شانتاژ تبلیغاتی مربی بزرگی چون برونو متسو کار ساده‌ای نبود. فشار داخلی از یک سو و فشار رسانه‌های اماراتی از سوی دیگر، شرایط را چنان دشوار کرده بود که هر کس دیگری به جای علی دایی بود شاید جا زده بود. اما دایی نشان داده است که با انبوه مخالفینش همیشه کار خود را به خوبی به پایان رسانده است و این خود یعنی اینکه وکیل مدافع دایی نتایجی است که در زندگی ورزشی‌اش به آن‌ها رسیده است. یک بازی حساب‌شده (نگویید که نه، اگر مربی دیگری بود هم همین را می‌گفتید؟) در مقابل امارات و مربی مغرورش که می‌گفت من در تهران با یازده نفر دفاع کرده‌ام و این هنر من است. فریدون زندی که از خیلی‌ها شاکی بود با آمدن دایی به روزهای اوج خودش بازگشته است و گل پیروزی‌بخش ایران را وارد دروازه‌ی امارات کرد. اینکه گل آفساید بوده یا نه را باید داوران نظر بدهند، اما به هر حال گل زده‌ایم. تیمی که چندین ماه مشکل گلزنی داشت چه در زمان قلعه‌نوعی و چه بعد از آن، حالا گل می‌زند. به حاج صفی و غلامرضا رضایی نگاه کنید، فقط سه بازی ملی دارند. کجایند آن‌ها که مرحوم دهداری را به خاطر بازی دادن جوان‌ها ستایش می‌کردند؟ دایی بازیکنانی را در ترکیب می‌چیند که کمتر کسی جرات دعوت آن‌ها به تیم ملی را داشته است.
قصد من مقایسه‌ی دایی و قطبی نیست چون هر دو تایشان را قبول دارم اما مطمئنم برای خیلی‌ها اگر چنین نتیجه‌ای با مربیگری قطبی به دست آمده بود، در حد معجزه بود. اگر اخلاق قطبی را دوست داریم، چرا مثل او به دایی احترام نمی‌گذاریم، مگر نه اینکه ادبیات قطبی خیلی فرهنگی‌ست چرا ما ایرانی‌ها از او یاد نگرفتیم؟ چرا فقط دایی متهم به این است که ادبیاتش مثل قطبی نیست؟
برای من نتیجه‌گیری تیم ملی مهم است، چه آن روزی که بر خلاف میلم امیر قلعه‌نوعی مربی بود و نتیجه نمی‌گرفت. چه حالا که دایی سرمربی است و تا به حال خوب نتیجه گرفته است. با مسخره کردن لهجه‌ی دایی و عقایدش چیزی عایدتان نشده و نخواهد شد، یا نقد منطقی بکنید یا بفهمید که تیم ملی دارد نتایجی را می‌گیرد که لازم داریم.

مرتبط:
گناه علی دایی، ایرانی بودن
چرا دایی؟
برای خودم، به خاطر کاپیتان

۵ نظر » . ۲۰م خرداد, ۱۳۸۷