• ۲۱م مرداد, ۱۳۸۷ | در دسته‌ی یک کلام ۳ نظر »

    می‌دانی، وقتی شاهد کشته شدن آدمها در جنگ باشی و بدانی که ممکن است تو هم کشته شوی، خیلی تفاوت دارد با وقتی که در جنگ باشی و قدرتی نداشته باشی و فقط فکر کردن برایت ممکن باشد و تو هم فکر جان ۹ آدمیزادی را بکنی که به آره یا نه‌ی چند احمق بستگی دارد. آن‌هم فقط به خاطر قدرت نفوذ ابلهانه‌شان!

    زندگی، جنگ و دیگر هیچ، اوریانا فالاچی، ترجمه لیلی گلستان، صفحه‌ی ۲۰، انتشارات امیرکبیر

  • ۹م اسفند, ۱۳۸۶ | در دسته‌ی سینما, یک کلام ۴ نظر »

    قضاوت سانسور درباره‌ی یک اثر هنری، اگر درست نباشد، نتیجه‌ای ندارد جز آنکه یک جامعه را از یک اثر هنری، از یک نگاه متفاوت، از آگاهی محروم کند. من طرفدار هرج و مرج نیستم. درباره‌ی شغل‌سازان، هیاهوگران و غیرهنرمندان متظاهر به هنرمند بودن حرف نمی‌زنم. من می‌گویم یک هنرمند، با ذات هنرمندانه‌ی خود، با کار و اثرش، پیشنهاد می‌کند. این پیشنهاد هنرمندانه، واکنش خاص خود را در جامعه و در میان مخاطبان خود خواهد یافت.
    وقتی می‌گویند سینما باید رشد کند، باید این یا آن باشد، به فلان سطح برسد، جهانی شود، صدای ما را در جهان منعکس کند و … می‌پرسم در مقابل این انتظارات چه خدماتی به این سینما می‌دهید؟ مگر می‌شود گلوی یک خواننده را با این دل‌خوشی که دهان او را کاملآ نبسته‌ایم، اندکی فشار داد و بعد از او خواست که با صدای اصلی و کامل خود آواز بخواند؟ ما ادعای دستیابی به یک سینمای جهانی را داریم، من می‌پرسم که آیا به اندازه‌ی وسعت حرفی که می‌زنیم، به اندازه‌ی گستره‌ی حرفی که برای دنیا داریم به سینما آزادی داده‌ایم؟ من این وسعت را باید در عکس‌هایم تصویر کنم و این تصویر باید به اندازه‌ی جهانی که برای آن فیلم می‌سازم، آزاد باشد. دنیا از آزادی چه ضرری دیده است؟ آن‌ها که می‌گویند آزادی را باید در حد گنجایش فرهنگی یک ملت به آن‌ها داد، به مردم توهین می‌کنند و به نظر من، برعکس، این میزان آزادی است که حجم و گنجایش و سطح فرهنگی مردم را تعیین می‌کند.

    مسعود کیمیایی در گفتگو با فرج سرکوهی و غلامحسین ذاکری سال ۱۳۷۰
    قیصر نماد انسان معترض/رضا شکراله - حمید توران‌پور/نشر قصیده/صفحه‌ی ۲۰۵

  • ۱۵م اردیبهشت, ۱۳۸۶ | در دسته‌ی یک کلام ۲ نظر »

    «اگه بخوایم چیزی به مردم بگیم، باید دروغ بگیم. وقتی دروغ بگیم گند کار زود در میاد.»

     

    The Black Dahlia

    پی‌نوشت: با تشکر از سامانده محترم که باعث شدند، دات کام اینجا به دات اینفو تبدیل شود. www.Rah-e-Man.info

  • ۶م شهریور, ۱۳۸۵ | در دسته‌ی یک کلام ۲ نظر »

    خواهرم، طاووس، زندان پر از شاعرانی است که یک لحظه غافل و قاتل شدند. شهر پر از قاتلانی است که حتی یک لحظه شاعر نبوده‌اند. اما خواهر، شاعر غافل نمی‌شود.

    “مسعود کیمیایی/جسدهای شیشه‌ای(نشر اختران)/جلد دوم/فصل ۶۳/صفحه‌ی ۶۳۸”

  • ۲۳م دی, ۱۳۸۴ | در دسته‌ی یک کلام یک نظر »

    زندگی نمونه وار عبارت است از عشق و فروتنی. در یک سرشاری دل، که حتی فرودست ترین را فرو نمیگذارد؛ در یک چشمپوشی آشکار از درخواست حقوق خویش، از دفاع از خود، از پیروزی به معنای نصرت شخصی؛ در ایمان به برکت یافتگی در همین جا بر روی زمین، به رغم فشار، مخالفت و مرگ؛ در آشتی؛ در نبود خشم؛ بی آرزوی پاداشی؛ بی دینی به هیچکس؛ کاملترین استقلال معنوی و فکری؛ یک زندگی بسیار سربلند تحت اراده معطوف به زیستنی با فقر و خدمت.
    پس از اینکه کلیسا به این تن داد که از تمامت شیوه زندگی مسیح بی بهره شود و به شیوه خاص خود، زندگی در زیر یوغ دولت را تشریع و تایید کرد، یعنی آن شکل از زندگی را که عیسی با آن پیکار نموده و محکومش کرده بود، ناچار شد که معنای مسیحیت را در چیز دیگری بیابد: در ایمان به امو باور نکردنی، در مراسم نمازها، عبادات، اعیاد و … مفهوم “گناه”، “بخشش”، “کیفر”، “پاداش” - که همگی کاملآ کم اهمیت بودند و در مسیحیت نخستین حضور نداشتند - اکنون به روی دایره می آید.

    “فردریش نیچه/اراده قدرت/ترجمه مجید شریف/پاره ۱۶۹/صفحه۱۵۱″

من

خبرنامه

Enter your email address

Delivered by FeedBurner

آمار

TwitterCounter for @foadsa counter

Performancing Metrics Blog Statistics