• ۱۹م تیر, ۱۳۸۵ | در دسته‌ی جام جهانی ۲۰۰۶, فوتبال ۴ نظر »

    زیدان بازیکن خوبی‌ست اما یک اسطوره نیست به خاطر همین تلخی‌هایی که در خاطر می‌گذارد و اما آرامش کاناوارو حتی موقع پنالتی‌های نفس‌گیر اصلآ نشان نمی‌داد که یوونتوس قربانی رسوایی مدیران خود شده است.
    گرچه جی‌جی بوفون در پنالتی‌ها درخشان نبود اما در بازی‌ها آنقدر ستاره بود تا جایزه‌ی لئو یاشین را از آن خود کند.
    و جام‌جهانی در دستان لاجوردی‌پوش‌های ایتالیایی تمام شد و خاطره‌اش ماند و در تاریخ ثبت شد و ستاره‌های پیر خواهند رفت تا چهار سال دیگر مسی و ته‌وز، روبینیو و سیسینیو، ریبری و مالودا، کریستیانو رونالدو، گروسو، لام و شوان‌اشتایگر و جوان‌هایی از این دست باز هم تاریخ را رقم بزنند.
    و ما به احترام تاریخ و چشم‌ به راه آینده ایستاده‌ایم.

  • ۱۷م تیر, ۱۳۸۵ | در دسته‌ی جام جهانی ۲۰۰۶, فوتبال ۲ نظر »

    خب به سلامتی امشب یکی از آرزوهای من برآورده می‌شود و الیور کان دوست‌داشتنی را درون دروازه‌ی آلمان می‌بینم. اصلآ اگه همه‌ی بازی‌ها اون توی دروازه بود که من اینقدر از آلمان بدم نمیومد. واسه من غیر از آرژانتین که همه‌جوره قابل تحمله چندتا چیز قابل تحمل نیست مثلآ: آلمان بدون الیور کان، ایتالیا بدون فرانچسکو توتی، برزیل بدون رونالدینیو، پرتغال بدون ویتور بایا!
    خب به هر حال الیور کان بزرگ بهترین بازیکن ۲۰۰۲ توی دروازه قرار می‌گیره از این جهتم باید خوشحال بود که آلمان به فینال نرفت چون بازهم غیرقابل تحمل بود.

    و آرژانتینی که در تمام نقاط جام جهانی بود! در افتتاحیه، در کل بازی‌ها و در فینال. با انتخاب هوراسیو الیزوندو داور آرژانتینی که بعد از حذف آرژانتین اعتقاد داشتم او در فینال قضاوت خواهد کرد حتی اگر آلمان به فینال نرسد. البته علنآ نگفتم اما مارکوس مرک انتخاب نشد تا این داور خوب این دوره اولین داوری باشد که هم دیدار افتتاحیه را سوت می‌زند و هم فینال را. اگر فیفا به تیم ملی آرژانتین ظلم کرد در عوض این داور خودش رو نشون داد و این‌گونه نام فدراسیون آرژانتین در کنار بازی فینال هم خواهد بود. برای یک آرژانتینی فینالیست بودن یک داور هم افتخار بزرگی‌ست. خوشحالم.

  • ۱۴م تیر, ۱۳۸۵ | در دسته‌ی جام جهانی ۲۰۰۶, فوتبال ۱۰ نظر »

    اگر ۱۱۹ دقیقه خسته شدیم و حوصله‌مان سر رفت و چیزی جز دو ضربه به تیر دروازه ندیدیم ارزشش را داشت که با پاس زیرکانه‌ی آندره‌آ پیرلو و ضربه‌ی ظالمانه‌ی گروسو تمام خستگی‌مان دربرود.
    بازی نیمه‌نهایی جام جهانی بیش از حد خواب‌آور بود اما همه‌ی لذت یک نیمه نهایی در دو دقیقه‌ی پایانی آن ذخیره شده بود حتی آن لحظه‌ای که توتی به زور توپ را از کاناوارو گرفت تا گل دوم را پایه‌ریزی کند و فردوسی‌پور خندید نشان داد که ایتالیا بدون توتی معنی ندارد و ستارگان بزرگ اما ناکام سال‌های گذشته‌ی ایتالیا انگار شخصیت از دست رفته‌ی خودشان را با همان بحران آخر فصل بازیافته‌اند.
    قبل از بازی به
    هاله ای‌میل زدم و گفتم شاید پرتغال اول شود و ایتالیا دوم یعنی اینگونه دوست داشتم اما ایتالیای دیشب یادآور ایتالیای یورو ۲۰۰۰ بود. سه تیم شخصیت قهرمانی را در این جام داشتند آرژانتین، ایتالیا و آلمان و چه حیف شد که همگی به هم خوردند. به هر حال ایتالیا باقی مانده است و بوفون، کاناوارو، توتی و دل‌پیرو. دیگر نیازی نیست پنهان کنم که به این ایتالیا هم علاقه دارم. البته از قهرمانی‌شان خوشحال می‌شوم.
    ایتالیا انتقام آرژانتین را از آلمان گرفت یادم نمی‌آید یک تیم اروپایی تا به حال انتقام یک تیم آمریکای لاتین را از اروپایی دیگری گرفته باشد اما تیری که در دقیقه‌ی ۱۱۹ به دروازه‌ی لمن مغرور شلیک شد به اندازه ضربه‌ی رودریگز در بازی با مکزیک به قول
    خورشید خانوم “حظ بصری” داشت! و بازگشت رؤیایی توتی و دل‌پیرو…
    اگرچه بازی دیشب تا وقت‌های اضافی جذابیتی نداشت و فردوسی‌پور با حمایتش از آلمان مثل بازی با آرژانتین روی اعصاب راه می‌رفت اما آخرش چسبید. این جام‌جهانی را اگر فردوسی‌پور نمی‌رفت بهتر بود انگار حقوق می‌گیرد تا گزارش‌هایش بی‌طرف نباشد و چه خوب که تیم‌هایش یکی یکی ناک‌اوت شدند!
    و حالا اگر فرانسه به فینال بیاید باید منتظر باشیم ایتالیا انتقام یورو ۲۰۰۰ را از خروس‌های پیر بگیرد انتقام روزی که حق ایتالیا بود اما فرانسه جام را دزدید اما این‌بار جام‌جهانی‌ست و ایتالیا تجربه‌ی جهانیش فرانسه را خرد خواهد کرد.

    پی‌نوشت
    : خسرو نقیبی راست میگه این‌همه ایتالیایی یه دفه از کجا پیداشون شد. بابا ناسلامتی طرفدار از اول جام با تیمشه نه روز فینال!

  • ۱۱م تیر, ۱۳۸۵ | در دسته‌ی جام جهانی ۲۰۰۶, فوتبال ۴ نظر »

    ما آرژانتینی‌ها فقط طرفدار تیممان نیستیم ما عاشقیم. طرفدار تیمی مثل ایران نیستیم که یادمان برود برای چه عاشقش هستیم. آرژانتین را برای چه دوست داریم؟ اگر به خاطر تعداد جام‌های جهانی بود که برزیل و ایتالیا و آلمان بودند اما بازی آرژانتین هلاکمان می‌کند.

    حذف شده‌ایم آن هم از میزبان باخته‌ایم. اما همین که همه می‌گویند حقمان قهرمانی بود نشان می‌دهد کجای کاریم. بعضی وقت‌ها چه زود یادمان می‌رود برای چه عاشقیم و مدیون چه کسانی هستیم. از مقصر بودن پکرمن صحبت می‌کنیم که تعویض‌هایش اشتباه بود اما شاید در آن لحظه پکرمن از نظر خودش بهترین تصمیم را گرفته است. مطمئنآ او بیشتر از من و شما دوست داشت با قهرمانی آلمان را ترک کند همانطور که سه بار جوانان را قهرمان کرده بود. سورین و ریکلمه و ساویولا و ته‌وز و ۹۰ درصد تیم را خودش کشف کرده بود. ناسلامتی ما عاشق آرژانتین هستیم. خودمان گفتیم متکی به یک ستاره نیستیم ما یک تیم هستیم و با هم حذف شدیم حالا فرقی نمی‌کند جای ریکلمه کامبیاسو باشد یا ورون که حتی به جام نیامد. ما عاشق ستاره‌هایمان نبودیم ما از فدراسیون تا تیم پایه‌ی آرژانتین را عاشقیم حتی اورتگا و پاسارلا را هم عاشقیم. با شخصیت‌ترین مربی جام پکرمن بود و بهترینشان و اگر من هم جای رئیس فدراسیون بودم مادام‌العمر قرارداد می‌بستم گرچه خودش استعفا داد. حرف‌های پکرمن و بازیکنان را بخوانید، یک جام فراموش نشدنی.

    ما زندگان همیشه‌ی تاریخیم از پرون تا مارادونا. به قول حمیدرضا “آرژانتین روح یک جهان بی روح است” زنده‌ایم چون عاشقیم. چه کسی یادش می‌آید آلمان و کرواسی در ۱۹۹۸ چگونه بازی کردند اما ما یادمان مانده است بازی هلند و آرژانتین را، ما حتی بازی آرژانتین و رومانی ۱۹۹۴ را هم به یاد داریم چون زنده بودیم و حذف شدیم. از حذف‌شدگان مرحله یک‌چهارم نهایی جام‌جهانی آلمان چه تیمی در خاطر همه می‌ماند؟ برزیل، انگلیس و یا اوکراین؟ برزیل با آن فاصله‌ی همیشگی‌اش از جوگابونیتو یا انگلیس با آن مربی مغرور و ستارگانش؟ اوکراین را که همان اول جام از یاد برده بودیم اما این آرژانتین است که در خاطر همه می‌ماند لحظه به لحظه از گل کرسپو به ساحل‌عاج تا جشنواره‌ی گل با صربستان، از معجزه‌ی ماکسی رودریگز تا مصدومیت آبوندانزیری، از خشم بعد از بازی با آلمان تا اشک‌های هواداران.

    و قاره‌ی آفریقا منتظر ماست. زجرکشیدگان ثروتمند سال ۲۰۱۰ در آفریقای جنوبی به انتظار آبی و سفیدهای لاتین نشسته‌اند- وای از این پیراهن سورمه‌ای آن هم در برابر سفیدای آلمان!- آری ما نشسته‌ایم تا اولین جام قاره‌ی سیاه را آلبیلسته‌ها بر دستان خود بگیرند اگرچه شاید دیگر تعدادی از اسطوره‌هایمان نباشند به هر حال ما یک تیم هستیم اسطوره‌هایمان هم همیشه زنده‌اند.

    راستی آقای لینه‌کر در فوتبال برای یک آرژانتینی لذت‌بخش‌ترین خبر شکست انگلیس است آن هم وقتی در پنالتی‌ها حذف می‌شود و آن هم وقتی ستارگان رؤیاییش توپ را به دستان ریکاردو می‌کوبند.
    و برای من که معبدم “پاسارگاد”، ایالتم “کاتالونیا” و پایتختم “بوئنوس‌آیرس” است* افتخار است که با اقتدار در جهنم برلین حذف شدیم نه اینکه با ماهی‌های لغزنده‌ی برزیل مقهور ذهن خلاق زیدان پیر، به راستی که فرانسه همیشه در مقابل برزیل جوگابونیتو بازی می‌کند! و جامی که در اروپا می‌ماند.
    ==================================
    * پرسپولیس، بارسلونا و آرژانتین
    ==================================
    جام‌جهانی برای ما تمام شد:
    » متاسفم برای جام جهانی - راه من
    » کری‌خوانان عزیز! بفرمایید هرچه می‌خواهید بنویسید - صمیمانه‌تر
    » افسون ما به پایان نرسیده - گردباد
    » هنوز هم آرژانتین - یک پزشک
    » برای آرژانتین گریه نکنید - روزنامه‌نگار نو
    » آخرین تانگو در برلین - سیاورشن
    » فاجعه - مومالی
    » پکرمن چمدان‌هایش را بست - دریا بندر کشتی
    » این چه مسخره‌ای بود - سیپریسک (البته بد صحبت کرده‌، از عاشق آرژانتین بعید بود)
    » جام جهانی تمام شد - سرزمین رؤیایی
    » حذف مقتدرانه - نامه‌های باز نشده
    » ما قهرمان همیشه‌ی تاریخیم - لولیان (نگار مفید)
    » لعنت به … - کوچه (امیر حسابی عصبانیه، اما عنوان مطلبش خوب نیست)
    » خداحافظ تیم محبوب من - اگنس
    » ساعت‌ها بعد گریه کردم - رضا مارادونا
    » تا - عروسک کوکی
    » امید انتقام - ایساتیس
    » آرژانتین - ایکس‌ری

    پی‌نوشت: من هم مثل بقیه می‌نشینم و بازی‌ها را تا آخر نگاه می‌کنم. برایم هم مهم نیست چه کسی قهرمان می‌شود. اصلآ هم خوشم نمی‌آید در یک تورنمنت طرفدار دو تیم باشم. لذت یک تورنمنت به این است که یک تیم داشته باشی حالا یا حذف می‌شود یا قهرمان. چهار بازی دیگر مانده است. حالا اگر طرفداری من از آرژانتین باعث می‌شود زیبایی جام‌جهانی از بین برود! خب بگذار برود. این چه جام‌جهانی‌ایست که ناراحتی حذف تیم ما برای بقیه ضد حال باشد؟ بابا بی‌خیال تیم ما حذف شده است شما لذتتان را ببرید ما هم نگاه می‌کنیم این یعنی فوتبال.

  • ۹م تیر, ۱۳۸۵ | در دسته‌ی جام جهانی ۲۰۰۶, فوتبال ۱۷ نظر »

    چشام مث شب بارونی، دلم پر از غم پنهونی*
    آرژانتین حذف شد. به همین سادگی! خیلی خودم رو کنترل کردم تو این بازی اما نشد. دوست نداشتم توی این جام دیگه از ناداوری‌ها ناله کنم. کاش به آلمان باخته بودیم اما ما به آلمان نباختیم. درصد مالکیت توپ رو نگاه کنید. موقعیت‌های خطرناک و تعداد پاس‌های کوتاه همه نشان از برتری مطلق آرژانتین می‌دهد اما این آلمان است که بازی را به پنالتی می‌کشاند و با ینس لمن برنده می‌شود کاش آبوندانزیری را سالم گذاشته بودند تا نبرد دروازه‌بان‌ها برابر باشد اما فرانکو با ۴ بازی ملی چه می‌توانست بکند در حالی که آیالا با بالای ۱۰۰ بازی پنالتی رو خراب کرد.
    تقصیر هیچ‌کس نیست نه پکرمن و نه آیالا شاید اگر در فینال هم به آلمان می‌خوردیم آلمان قهرمان می‌شد. حتی مارادونا رو یک‌بار هم نشون ندادند! اما بکن‌بائر سوژه‌ی تلویزیون بود.
    متاسفم برای جام‌جهانی که تیمی مثل آرژانتین رو از دست داد و انتظار من هم به سر نرسید. این‌بار آرژانتین برخاسته بود اما نخواستند. لوبوس میشل حتی خطا روی آبوندانزیری رو نگرفت چه برسه به اشتباه‌های دیگرش.
    فیفا گراهام پل را به خاطر اشتباه ناخواسته‌اش محروم کرد اما هیچ‌کس گل‌های درست مردود شده‌ی آرژانتین را ندید. داوری‌های به سود میزبان و گل آفساید ثبت‌شده‌ی برزیل!
    چه تیمی بیشتر از آرژانتین لیاقت قهرمانی داشت؟ بگذریم از این حرف که سال‌هاست تیم قهرمان لیاقتش را نداشته است. شاید باید فینال ۲۰۰۲ تکرار شود و این‌بار آلمان ببرد تا انتقام بگیرد این اتفاق یک‌بار دیگر هم افتاده بود در ۱۹۹۰.
    به شدت درهم ریخته‌ام. این‌ها را هم برای سبک شدن نوشتم. حالا باید ما آرژانتینی‌ها منتظر قهرمانی یک تیم اروپایی باشیم چون برزیل هم جام زیادیش می‌شود.
    به هر حال دیگر جام را دردستان سورین نخواهیم دید و چهار سال دیگری که نه آیالا هست، نه کرسپو و نه المپیک برلین! و ما منتظر خواهیم ماند تا به حقمان برسیم.
    ==========================================
    * “چشات مث شب بارونی، دلت پر از غم پنهونی” از آهنگ بغض با صدای داریوش و شعر اکبر آزاد

  • ۶م تیر, ۱۳۸۵ | در دسته‌ی جام جهانی ۲۰۰۶, فوتبال ۲ نظر »

    برزیلی که زیبا بازی نمی‌کند چه دلیلی دارد که حمایت شود؟ اگر مهاجم‌های غنا باتجربه‌تر به توپ آخر ضربه می‌زدند برزیل چه می‌کرد؟ اگر داور غنا را با آن گل مردود برزیل نابود نمی‌کرد. همیشه در این جام‌های اخیر حمایت داوران از برزیل را دیده‌ام اما تیم خودم یعنی آرژانتین بارها از اشتباهات داوری ضرر کرده است. مشکلی ندارم اگر دلیل حمایت از برزیل بازی زیبای ستارگان این تیم باشد اما برزیلی که هیچ نشانی از سرزمینش ندارد چه لزومی دارد که به خاطرش تیم‌های مقابل را قربانی کرد؟ حتی طرفدارانش هم از بازی تیمشان خسته شده بودند این برزیل بیشتر شبیه آلمان بازی می‌کند!
    غنا زیبا بازی کرد اما برزیل صعود کرد ای کاش جوانمردانه صعود کرده بود. آیا برای بازیکنان غنا ۵ کارت زرد و یک قرمز زیاد نبود؟ نمی‌گویم چرا گل‌های صحیح آرژانتین مردود می‌شود اما چرا گل مردود برزیل قبول می‌شود؟
    با این بازی برزیل فوتبال به سمت نابودی می‌رود. برزیل زیبا بازی نمی‌کند و حمایت می‌شود و صعود می‌کند. شاید اگر این حمایت‌ها نبود می‌توانستیم بازی‌های زیبای برزیل را ببینیم مثل بازی‌های زیبای آرژانتین و پرتغال. آن‌ها حمایت داوری را نداشتند با این‌که مثل برزیل پر از بازیکنان تکنیکی هستند اما به شایستگی تا اینجا آمده‌اند آرژانتین به میزبان خورده است و نگران حمایت داوران است وقتی سه گل صحیحش در مقابل تیم‌هایی غیر از میزبان مردود شده است و پرتغال به مصاف انگلیس می‌رود در حالی که بازیکنانش قربانی قضاوت جنجالی بازی با هلند شده‌اند اما زیبا بازی می‌کنند. حیف نیست آرژانتین و پرتغال با این بازی‌های زیبا از جام حذف شوند اما برزیل و آلمان با بازی‌های تکراری‌شان به فینال برسند؟ کاش برزیل و آلمان نشانی از خودشان داشتند اما وقتی برزیل برزیل نیست و آلمان هم ضعیف است دلیل این حمایت‌ها را نمی‌فهمم. امیدوارم در مرحله‌ی بعد حق به حقدار برسد و تیم برتر از داوری ضربه نخورد.
    همیشه می‌گویند برزیلی‌ها شعاری دارند مبنی بر اینکه تیم حریف با داور دوازده نفر است و باید بردش اما در این چند سال اخیر این تیم برزیل بوده که دوازده نفره به مصاف حریف خود رفته است حتی تیم گمنامی نظیر غنا!

  • ۴م تیر, ۱۳۸۵ | در دسته‌ی جام جهانی ۲۰۰۶, فوتبال ۲ نظر »

    جون به لب شدیم تا آقای پکرمن تصمیم خودش مبنی بر برد رو گرفت! خدای غافلگیریه این مربی انگار از قبل تصمیم گرفته بود روی اعصاب ما راه برود اما به هر حال آخرش پیاده شد! مکزیک رو دیدین؟ آیا ایران می‌تونست اینگونه جلوی آرژانتین بازی کنه؟
    ضربه ماکسی رودریگز گل نبود دسته گل بود! چقدر سریع انتقال بازی میدن این آرژانتینی‌ها، از راست به چپ که سورین باشه دوباره از چپ به راست که رودریگز باشه. یک استپ مامان و یک دسته گل یادبود هدیه به سانچز! این گل هم تیمی بود هم فردی! خداییش تا به حال در این جام چنین گل تیمی-فردی دیده بودین؟
    مارادوناهای جدید آرژانتین کم‌کم خودشان را رو می‌کنند! آیمار هم دیشب به جمع ستارگان این جام آرژانتین اضافه شد و آبوندانزیری که منو متحیر شروع‌های مجدد خودش کرده چند توپ خطرناک رو هم گرفت تا نشان دهد بی‌جهت به او اطمینان نکرده‌اند.
    نفسمان گرفت اما بردیم، تعویض‌هاش رو گذاشت بعد از اینکه مکزیک هر سه تا تعویضشو کرده بود. سه تعویض رؤیایی، انگار نتیجه توی دستای پکرمنه! حالا باید ببینیم با آلمان میزبان چه خواهیم کرد به قول جلالی تیم برنده قهرمان خواهد شد.

  • ۳م تیر, ۱۳۸۵ | در دسته‌ی جام جهانی ۲۰۰۶, فوتبال یک نظر »

    آقای مایلی‌کهن را می‌شناسید؟ بی‌ادعاترین مرد ورزش کشور. کسی که به ناحق از روی نیمکت سرمربی‌گری تیم ملی اخراجش کردند. ایشان یکی از مردانی‌ست که هدفش بهبود وضعیت ورزش کشور است اصلآ انتظاری هم ندارد فقط چیزی کمتر از مدیرعاملی باشگاه پرسپولیس نمی‌خواست! بله این آقایی که پریشب در برنامه‌ی نقد تیم ملی به زیاده‌خواهی علی دایی تاخت خودش حتی به عضویت در هیئت رئیسه‌ی پرسپولیس هم قانع نبود!

    دوست نداشتم راجع به اتفاقاتی که سال پیش در این روزها افتاد اشاره کنم اما انگار اتفاقی مشابه در حال وقوع است. مایلی‌کهن مثل احمدی‌نژاد که به دولت روی کار تاخت به فدراسیون قبلی فوتبال تاخت و منظورش بهبود شرایط بود! همان کاری که سال پیش احمدی‌نژاد دلش می‌خواست. و حالا اتفاقی در شرف وقوع است. البته حدس من بر این است گرچه شاید امروز رئیس فدراسیون فرد دیگری را انتخاب کند. اما اتفاقات مشابه است. شاید محمد مایلی‌کهن به عنوان رئیس جدید فدراسیون فوتبال معرفی شود که دور از انتظار نیست. و اگر این اتفاق بیفتد باید به حال فوتبال کشور تاسف خورد. محمد دادکان چه خوب چه بد تمام شد اما تصور کنید که مایلی‌کهن چیزی شبیه به رئیس‌جمهور است. امروز هم که سوم تیر است.

    همه می‌دانیم اخلاق مایلی‌کهن چگونه است. در عین بی‌ادعایی حتی راضی نشد بعد از ریاست انصاری‌فرد در پرسپولیس در هیئت رئیسه بماند! بر چه اساسی انتظار داشت رئیس باشگاه شود این را باید از خودش پرسید و حالا شاید گزینه‌ای باشد برای ریاست فدراسیون.

    پی‌نوشت: امشب آرژانتین و مکزیک به مصاف هم می‌روند و نیازی به گفتن نیست که آرژانتین می‌برد! اگر آلمان از پس سوئد بربیاید باید منتظر حذف میزبان توسط آرژانتین بود! گرچه سوئد هم که بالا بیاید ما انتقام ۴ سال پیش را می‌گیریم.

    پی‌نوشت۲: شاهد از غیب رسید! البته من قبل از خوندن این خبر پیش‌بینی کرده بودم با اتفاقاتی که سال پیش در انتخابات رخ داد دیگر چنین مسائلی دور از انتظار نیست.

  • ۳۰م خرداد, ۱۳۸۵ | در دسته‌ی جام جهانی ۲۰۰۶, فوتبال ۹ نظر »

    هلند را که نام می‌بریم پر است از مردان بزرگ قدیمی، طرفدارانش با خاطرات خوش قدیم زنده‌اند و با نام‌های بزرگ کنونی، یوهان کرایف شاید بزرگ‌ترین‌شان باشد مردی که در ردیف اسطوره‌ها می‌آید. با مارادونا، پله، بکن‌بائر، میشل پلاتینی، اوزه‌بیو و …
    خب بازی‌های اسطوره‌ی هلندی‌ها را ندیده‌ام اما آن‌قدر بزرگ هست که برایش احترام قائل باشم، پیرمردی که در نیوکمپ یک جایگاه اختصاصی برای خود دارد و ما بارسایی‌ها خود را مدیون او می‌دانیم. نام او در تاریخ هلند و بارسلونا یک نام ماندگار و از یاد نرفتنی‌ست.

    آری این هلند مردان بزرگی را در خود داشته‌ است. مثلث آتشینش را هیچ‌کس از یاد نمی‌برد ریکارد، گولیت و فان‌باستن با پشتوانه‌ی رونالد کومان اما این هلند جز یک قهرمانی در اروپا موفقیت بزرگ دیگری نداشته است غیر از این‌که دوبار پیاپی در فینال جام‌جهانی از آلمان و آرژانتین شکست خورده است. و انتقامش را سال ۹۸ از آرژانتین گرفت، در بازی‌ای که توپ ستاره‌های آرژانتین راهی به جز تیرک دروازه پیدا نمی‌کرد. در بازی که اشتباه داور باعث شد اورتگا هم اشتباه کند و در بازی که دنیس برگ‌کمپ آن گل تاریخی‌اش را زد آن‌ها انتقام شکست تاریخی‌شان در فینال ۱۹۷۸ از آرژانتین را گرفتند. در آن سال آن‌ها آری ‌هان را هم داشتند که سومین گل تاریخی جام‌جهانی را زده است. اما هلندی که سال ۹۸ چهارم شد مربی‌ای چون گاس هیدینگ داشت یکی از نابغه‌های نیمکت‌نشین!

    هلند نیز همچون اسپانیا هیچ‌گاه رختکن آرامی نداشته است. اما فان باستن بازیکن بزرگی که پایان تلخی در بازیگری داشت با یکدست کردن رختکنش این آرامش را بعد از سال‌ها به تیم برگردانده است. حال هلند تیم تقریبآ بدون حاشیه‌ای‌ست ولی بازی‌های زیبایش گم شده‌اند بازی‌هایی که حتی تا همین چند سال پیش سیدورف، داویدز و کلایورت باعثش بودند و همین‌طور مارک اورمارس. ستاره‌های کنونی هلند به تنهایی بزرگی یک تیم را دارند: رود فان نیستلروی، آرین روبن، جیووانی فان برونکهورست، مارک فان بومل و رافائل فان درفارت. اما بازی‌های هلند با دو تیم صربستان و ساحل‌عاج چیزی از این ستاره‌ها نشان نداد.

    برعکس آرژانتین با اینکه پر است از ستاره اما انگار روح ستاره‌ها همه در یک بدن دمیده شده است. ستاره‌هایش دوست ندارند تنها ستاره باشند و این تیمشان را تبدیل به ستاره‌ی جام‌جهانی کرده است. بازی هلند و آرژانتین همیشه منشأ زیبایی و جذابیت بوده است و همیشه هم با حساسیت اما این‌بار چنان حساسیتی ندارد اما می‌توان منتظر زیبایی بود. شاید اگر ساحل‌عاج یک گل دیگر به هلند زده بود حساسیت جذابیت بیشتری به بازی می‌داد اما به هر حال هرچه هست این دو تیم بخت‌های قهرمانی‌اند. انگیزه‌ی انتقام در آرژانتینی‌ها هست و اولین تیمی که باید قربانی انتقام شود هلند است پیش از انگلیس و آلمان و برزیل.

    هلند نمایندگان زیادی در این جام روی نیمکت‌ها دارد، معروف‌ترینشان همان گاس هیدینگ بزرگ است مربی استرالیا که حقش یک مساوی در مقابل برزیل بود. بن هکر هم مربی ترینیداد و توباگو است و ادووکات مربی کره‌ی جنوبی. اما خود هلند گرچه نام بزرگی را روی نیمکت رهبری دارد اما مطمئنآ مربی بزرگی نیست. و این برگ برنده‌ی خوزه نستور پکرمن بزرگمرد آمریکای لاتین است. او مربی بزرگی است می‌توان به یک بازی بزرگ امیدوار بود بازی سنتی آرژانتین و هلند. هلندی که برایمان یک خاطره است و آرژانتینی که زندگی‌ست.

    » جام باارزش هست ولی آرژانتین دل‌ها را ربوده است! - سیاورشن

  • ۲۸م خرداد, ۱۳۸۵ | در دسته‌ی جام جهانی ۲۰۰۶, فوتبال ۴ نظر »

    هرچه از این جام‌جهانی می‌گذرد اطمینان به قهرمانی آرژانتین افزایش می‌یابد. ستارگان آبی و سفید آمریکای لاتین با بازی آموزشی و روان خود یک فوتبال نمایشی را به اجرا درآوردند و به نتیجه‌ی دلخواه دست یافتند. فوتبالی که در این سال‌ها بزرگانش فراموشش کرده‌اند. برزیل، هلند و پرتغال به همراه آرژانتین سال‌ها این‌گونه روان بازی می‌کردند اما امروز سه تیم دیگر نه تنها از آن بازی زیبایشان اثری نیست بلکه چنان محتاط شده‌اند که به همان یک گل برتری هم بسنده می‌کنند. اما آرژانتین آن‌چنان بازی می‌کند که حتی مخالفانش هم انگشت به دهن می‌مانند. در این جام یک تیم دیگر هم این‌گونه بازی می‌کند و آن اکوادور است که بازیش به دل می‌نشیند.

    بیست سال از آخرین قهرمانی آرژانتین می‌گذرد و تا چند روز دیگر بیست سال عمر من هم تمام می‌شود. در این سال‌ها بازی آرژانتین همیشه زیبا بوده است چه آن زمان که برزیل با پریرا دفاعی بازی کرد اما قهرمان شد و چه وقتی فرانسه با اتکا به زیدان قهرمان شد. اما امسال این زیبا بازی کردن جنبه‌های جدیدی را رو کرده است. اتکای آرژانتین دیگر به یک ستاره نیست و ستاره‌ها با هم متحد شده‌اند تا همگی یک ستاره باشند. آرژانتین به نیمکتش هم متکی‌ست به خوزه پکرمن و به آرامشش، به بازیکنان ذخیره و توانایی فردی و جمعی‌شان. این تیم به چیز دیگری هم متکی‌ست به سکو‌های ورزشگاه، انگار نه انگار که بازی‌ها در قلب اروپاست ورزشگاه مملو از پرچم‌های آبی و سفید است و پر از عکس‌های ستارگان قبل و حال آرژانتین و یک نفر تکیه‌گاه این سکوهاست و او کسی نیست جز دیه‌گو آرماندو مارادونا. این آرژانتین به شخص متکی نیست به یک جمعیت متکی‌ست.

    وقتی بازی سیال این تیم را می‌بینید و پاس‌های غیرقابل پیش‌بینی بازیکنانش را و خوشحالی پکرمن و مارادونا را مطمئن می‌شوید که برای متوقف کردن این تیم باید منتظر معجزه و اتفاق بود. اینجاست که همه می‌فهمند در جام‌جهانی ۲۰۰۶ آلمان جز آرژانتین تیم دیگری توانایی فتح فینال را ندارد بنابراین “یک جام برای آرژانتین، همه برای یک جام”.

جی‌میل

Gmail

من

خبرنامه

Enter your email address

Delivered by FeedBurner

آمار

TwitterCounter for @foadsa counter

Performancing Metrics Blog Statistics