• ۴م بهمن, ۱۳۸۶ | در دسته‌ی ادبیات, کتاب ۵ نظر »

    بازی وبلاگی کتاب‌های ناتمام توی این فصل امتحانات و کتاب‌های ناتمام درسی یک زنگ تفریح است. وقتی فکر می‌کنم می‌بینم من سعی کرده‌ام هر کتابی به دستم رسیده است را تمام کنم، چون باید نتیجه‌گیریم بر مبنای کل کتاب باشد. و این خوبه که بازی در مورد کتاب‌های تمامآ خوانده شده نیست! اما برای ناتمام موندن یک کتاب دلایل خاصی هست، در بین کتاب‌های کتابخانه‌ی کوچک من کتاب‌های ناخوانده زیاد است. اگر از کسی کتابی قرض کرده‌ام عمومآ تمامش را خوانده‌ام و در حال حاظر این کتاب‌های ناتمام را یادم می‌آید:

    ۱- با من به جهنم بیا (ناتاشا امیری): توضیحات پشت کتاب ۳ سال پیش مرا ترغیب کرد که آن را بخرم، البته که ناتاشا امیری نثری قوی دارد و استاد محمود دولت‌آبادی و مسعود کیمیایی نوشته‌هایش را می‌خوانند اما ۳ سال پیش من تا صفحه‌ی ۵۲ بیشتر نتوانستم بخوانم و تا الآن هم ترغیب نشده‌ام که دوباره شروع به خواندنش کنم. شاید وقتی دیگر.

    ۲- تیمبوکتو (پل استر): سه بار شروع به خواندنش کرده‌ام در این چند ماهه و شرح حال سگ را که می‌خوانم دلم برای خودش و صاحبش می‌سوزد اما نمی‌دانم چرا ادامه نمی‌دهم. شب پیشگویی و کشور آخرین‌ها از پل استر را با علاقه ادامه دادم و تمام کردم اما تیمبوکتو هنوز با من آن ارتباط را برقرار نکرده است، شاید چون مترجمش خجسته کیهان نیست و ویراستارش هم سیدرضا شکراللهی نیست!

    ۳- پیکر فرهاد (عباس معروف): خواندن سمفونی مردگان و فریدون سه پسر داشت و همین‌طور علاقه‌ی خاص من به بوف کور صادق هدایت باعث شد در نبود سال بلوا از نمایشگاه کتاب امسال پیکر فرهاد را بخرم. اما هنوز به صفحه‌ی پنج کتاب هم نرسیده‌ام.

    ۴- طاعون (آلبر کامو): ناتمام ماندن این کتاب دلیل دیگری ندارد جز کمبود وقت و فراموشی، چون این شاهکار کامو را من تا صفحه‌ی ۱۰۰ در عرض دو شب پیش بردم اما مسافرتی که پیش آمد و فراموشی من باعث شد ناتمام بماند در اولین فرصت باید تمامش کنم.

    ۵- مجموعه آثار، دفر یکم: شعرها (احمد شاملو): چون در بین شرط‌های بازی حرفی از رمان و شعر و داستان کوتاه نبود، این را هم محض خنده آوردم مثل تمامی کتاب های شعری که دارم!

    - بچه‌ها از کجا می‌آیند؟ (روبی هریس): معرفی شده توسط جادی عزیز، هم جزء کتاب‌های ناتمام به حساب می‌آید به دلیل سطح بالای متن کتاب! ولی گذشته از شوخی وجود این کتاب‌ها حتی برای ما بزرگترها هم لازم است چون هیچ‌وقت آموزش مناسبی ندیده‌ایم چه برسد به بچه‌ها. کتاب را حتمآ دانلود کنید. (تبلیغ کتاب هم که در قانون بازی منع نشده بود!)

    خارج از بازی: این یکی روی دلم مانده بود چون نصفه نیمه خارج از قانون بازی است اینجا می‌نویسم، هنوز کتاب‌های تست اندیشه‌سازان و آیندگان و هزار کوفت و زهرماری که برای کنکور لعنتی گرفتم نو و دست نخورده است، جز چند صفحه‌ی اول یا قسمتی که تکلیف شده بود! خدا رو شکر تعدادشان زیاد نیست :)

    از طرف من هم سیدرضا شکراللهی، سیدیوسف منیری، پیمان، امین، مانامهر، سال‌های ابری و فری چاقوکش و ویدا دعوت‌اند امیدوارم بنویسند. (اگه درست بشمارید ۷ نفر می‌بینید!)

  • ۲۰م آبان, ۱۳۸۶ | در دسته‌ی کتاب ۲ نظر »

    رمان شب
    مادر
    اثر کورت ونه‌گات نویسنده‌ی سلاخ‌خانه‌ی شماره‌ی پنج است. موضوع جنگ جهانی دوم است و
    اعترافات یک نمایشنامه‌نویس است که در زمان جنگ صدای ارتش نازی‌ها در رادیو بوده و
    جاسوس آمریکایی‌ها به نام هوارد دبلیو کمبل جونیور. توضیح مترجم ع.ا. بهرامی پشت کتاب گویای مضمون اصلی داستان است:

    … اما مضمون اصلی شب مادر مسأله‌ی هویت است. همه‌ی آدم‌های رمان
    دو یا بیش از دو شخصیت دارند: اینان کدام یک از این دو شخصیت‌اند؟ یکی؟ هر دو؟
    هیچ‌کدام؟ و با کدام ترازو؟ که پاسخ بدین پرسش‌ها باز می‌گردد به متن رمان و
    مقدمه‌ی ونه‌گات.

    و اما مقدمه‌ی خود ونه‌گات جذابیت این اعترافات را دو چندان می‌کند:

    من داستان زیاد نوشته‌ام؛ اما این داستان یعنی شب مادر تنها
    داستانی است که نتیجه‌ی اخلاقی آن را می‌دانم.

    البته این نتیجه‌ی اخلاقی چیز چندان مهمی نیست؛ جریان فهمیدن آن هم
    صرفآ اتفاقی است: ما همان چیزی هستیم که بدان تظاهر می‌کنیم. پس همیشه باید مواظب
    باشیم ببینیم به چه چیزی تظاهر می‌کنیم.

    و جنگ جهانی شروع می‌شود البته اعترافاتش شروع می‌شود از زندانی تمیز و تازه‌ساز
    در اورشلیم:

    اسم من هوارد دبلیو کمبل جونیور است.
    من از نظر محل تولد
    آمریکاییم، مشهور به نازی بودنم، اما ترجیح می‌دهم تبعه‌ی هیچ کشوری
    نباشم.
    اکنون که این کتاب را می‌نویسم سال ۱۹۶۱ میلادی
    است.

    باید رمان خوانده شود تا زیبایی‌های نوشته و تلخی‌های جنگ و آدم‌های درگیرش
    مانند یک فیلم برای شما تصویر شود.
    در بخش ۱۹ هوارد قصه‌ی آخرین دیدارش با رزی
    ناس خواهر کوچک همسرش را تعریف می‌کند. آن‌ها قرار است از خانه کوچ کنند و پدرزنش
    هوارد را مأمور کرده سگ رزی را بکشد.

    زیاد با رزی آشنا نبودم. یک بار در همان اوایل جنگ نوک‌زبانی به من
    گفت جاسوس آمریکا، که یخ کردم. و از آن روز به بعد تا جایی که برایم مقدور بود از
    نگاه خیره و کودکانه‌اش پرهیز می‌کردم. وقتی وارد اتاق موسیقی شدم یک‌دفعه جا
    خوردم؛ رزی شباهت حیرت‌انگیزی به هلگای من پیدا می‌کرد.
    گفتم، «رزی
    ـــ؟»
    نگاهم نکرد . گفت، «خودم می‌دونم، نوبت کشتن سگه.»
    گفتم، «یک وقت فکر
    نکنی از کشتن این سگ خوشم می‌آد.»
    گفت، «حالا خودت می‌خوای بکشیش یا می‌خوای
    بدیش یه نفر دیگه بکشتش؟»
    گفتم، «پدرت از من خواست بکشمش.»
    برگشت مرا نگاه
    کرد. گفت، «حالا سربازی دیگه.»
    گفتم، «بله.»
    گفت، «یونیفرمتو پوشیدی آمده‌ای
    این سگو بکشی؟»
    گفتم، «دارم می‌رم جبهه. اومدم خداحافظی کنم.»
    گفت، «کدوم
    جبهه؟»
    گفتم، «جبهه‌ی روسیه.»
    گفت، «اونجا می‌میری.»
    گفتم، «آره همه همینو
    می‌گن. شایدم نمردم.»
    گفت، «هر که هم نمرده، امروز و فردا می‌میره.» به نظر
    نمی‌آمد اهمیت چندانی به این موضوع بدهد.
    گفتم، «همه که نه.»
    گفت، « من که
    می‌میرم.»
    گفتم، «خدا نکنه. مطمئنم همه سالم می‌مونین.»
    گفت، «موقع کشته شدن
    دردم نمی‌آد. یک‌دفعه دیگه نیسّم.»

    این جنگ جهانی لعنتی هر چه بدی داشت یک خوبی دارد و آن آثار هنری‌ای‌ست که با
    موضوع جنگ جهانی خلق شده است. داستان، شعر، فیلم و … اگر این‌ها را جمهوری اسلامی
    تبلیغات یهودی‌ها هم بداند باز هم نمی‌تواند از زیبایی این آثار کم کند. در ضمن
    رمان شب مادر همان نتیجه‌ی اخلاقی را دارد که ونه‌گات به آن اشاره کرده است. رهبران
    جنگ هر چقدر هم که در باطن آدم‌های خوبی باشند آدم‌های جنایتکاری هستند یعنی چیزی
    که به آن تظاهر می‌کنند و این اصل، دین و مذهب سرش نمی‌شود.
    انتشارات روشنگران و
    مطالعات زنان این رمان را با ترجمه‌ی ع.ا. بهرامی منتشر کرده است و در سال ۱۹۹۶ هم
    فیلمی بر اساس
    این رمان ساخته شده است.

من

خبرنامه

Enter your email address

Delivered by FeedBurner

آمار

TwitterCounter for @foadsa counter

Performancing Metrics Blog Statistics