• ۳م تیر, ۱۳۸۷ | در دسته‌ی شعر | نوشته شده توسط foadsa در ۳:۲۲ ب.ظ

    وصل تو را دم می‌زدم هر دم…
    می‌دانم،
    در نبودم،
    وصل تو می‌آید.
    هنوز نمی دانم با مرگم
    این دو سه نام را
    با کدام اجازه خواهم برد
    انسان،
    و عدالت،
    و عشق

    اگر زخم‌هایم به التیام برسند
    فصل خوش‌مرگی است.

    روز/مسعود کیمیایی/زخم عقل

  • یک نظر برای “روز”

    WP_Modern_Notepad

    نظر بدهید

    توجه: مدیریت نظرات فعال است و ممکن است انتشار نظر شما با تاخیر صورت بگیرد. نیازی به فرستادن مجدد نظر نیست.

جی‌میل

Gmail

من

خبرنامه

Enter your email address

Delivered by FeedBurner

آمار

TwitterCounter for @foadsa counter

Performancing Metrics Blog Statistics