• ۶م تیر, ۱۳۸۷ | در دسته‌ی سیاست, شعر طنز, شعر من, طنز ۶ نظر »

    چرا، چی شد که درگیریم، با این وضعی که می‌بینیم
    یه ریز از برق می‌نالیم، یه ریز دنبال بنزینیم
    به جای زندگی با هم، دنبال لقمه‌ای نونیم
    تموم زندگی‌مونو، به پوله، که ما مدیونیم

    تمومش می‌کنیم یا نه
    تمومش می‌کنیم یا نه
    چقدر اسیر این دردیم
    تمومش می‌کنیم یا نه
    تمومش می‌کنیم یا نه
    به دقیانوس چرا برگردیم؟

    دیگه جونم به لب اومد از این سوژه‌ی تکراری
    همه‌ش قافیه می‌بافم، مزخرف، از رو بیکاری
    چرا دیگه نمی‌خندیم، چرا خوشحال نمی‌بینیم
    با اینکه هسته‌ای داریم، چرا غمگین غمگینیم
    چرا دیگه نمی‌خندیم، چرا خوشحال نمی‌بینیم
    با اینکه هسته‌ای داریم، چرا غمگین غمگینیم

    تمومش می‌کنیم یا نه
    تمومش می‌کنیم یا نه
    چقدر اسیر این دردیم
    تمومش می‌کنیم یا نه
    تمومش می‌کنیم یا نه
    به دقیانوس چرا برگردیم؟

    ویدیوی تمومش می‌کنی با صدای شهرام صولتی

  • ۳م تیر, ۱۳۸۷ | در دسته‌ی شعر یک نظر »

    وصل تو را دم می‌زدم هر دم…
    می‌دانم،
    در نبودم،
    وصل تو می‌آید.
    هنوز نمی دانم با مرگم
    این دو سه نام را
    با کدام اجازه خواهم برد
    انسان،
    و عدالت،
    و عشق

    اگر زخم‌هایم به التیام برسند
    فصل خوش‌مرگی است.

    روز/مسعود کیمیایی/زخم عقل

  • ۳۱م خرداد, ۱۳۸۷ | در دسته‌ی سیاست, طنز ۸ نظر »

    دو سال پیش:
    آمریکا: دستیابی ایران به تکنولوژی تولید سلاح‌های هسته‌ای برای جامعه‌ی جهانی خطرناک است.
    اسرائیل: در صورت دستیابی ایران به تکنولوژی هسته‌ای، ما به ایران حمله خواهیم کرد.
    گروه ۱+۵: بسته‌ی پیشنهادی ما روی میز ایران قرار گرفت.
    شورای امنیت سازمان ملل: قطع‌نامه‌ی شماره‌ی فلان علیه فعالیت‌های هسته‌ای ایران صادر شد.
    محمود احمدی‌نژاد: این موضوع از نظر ما تمام شده است.
    مردم ایران: انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست.

    یک سال پیش:
    آمریکا: دستیابی ایران به تکنولوژی تولید سلاح‌های هسته‌ای برای جامعه‌ی جهانی خطرناک است.
    اسرائیل: در صورت دستیابی ایران به تکنولوژی هسته‌ای، ما به ایران حمله خواهیم کرد.
    گروه ۱+۵: بسته‌ی پیشنهادی ما روی میز ایران قرار گرفت.
    شورای امنیت سازمان ملل: قطع‌نامه‌ی شماره‌ی فلان علیه فعالیت‌های هسته‌ای ایران صادر شد.
    محمود احمدی‌نژاد: این موضوع از نظر ما تمام شده است.
    مردم ایران: انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست.

    شش ماه پیش:
    آمریکا: دستیابی ایران به تکنولوژی تولید سلاح‌های هسته‌ای برای جامعه‌ی جهانی خطرناک است.
    اسرائیل: در صورت دستیابی ایران به تکنولوژی هسته‌ای، ما به ایران حمله خواهیم کرد.
    گروه ۱+۵: بسته‌ی پیشنهادی ما روی میز ایران قرار گرفت.
    شورای امنیت سازمان ملل: قطع‌نامه‌ی شماره‌ی فلان علیه فعالیت‌های هسته‌ای ایران صادر شد.
    محمود احمدی‌نژاد: این موضوع از نظر ما تمام شده است.
    مردم ایران: انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست.

    امروز:
    آمریکا: دستیابی ایران به تکنولوژی تولید سلاح‌های هسته‌ای برای جامعه‌ی جهانی خطرناک است.
    اسرائیل: در صورت دستیابی ایران به تکنولوژی هسته‌ای، ما به ایران حمله خواهیم کرد.
    گروه ۱+۵: بسته‌ی پیشنهادی ما روی میز ایران قرار گرفت.
    شورای امنیت سازمان ملل: قطع‌نامه‌ی شماره‌ی فلان علیه فعالیت‌های هسته‌ای ایران صادر شد.
    محمود احمدی‌نژاد: این موضوع از نظر ما تمام شده است.
    مردم ایران: انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست.

    شش ماه بعد:
    آمریکا: دستیابی ایران به تکنولوژی تولید سلاح‌های هسته‌ای برای جامعه‌ی جهانی خطرناک است.
    اسرائیل: در صورت دستیابی ایران به تکنولوژی هسته‌ای، ما به ایران حمله خواهیم کرد.
    گروه ۱+۵: بسته‌ی پیشنهادی ما روی میز ایران قرار گرفت.
    شورای امنیت سازمان ملل: قطع‌نامه‌ی شماره‌ی فلان علیه فعالیت‌های هسته‌ای ایران صادر شد.
    محمود احمدی‌نژاد: این موضوع از نظر ما تمام شده است.
    مردم ایران: انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست.

    یک سال بعد:
    آمریکا: دستیابی ایران به تکنولوژی تولید سلاح‌های هسته‌ای برای جامعه‌ی جهانی خطرناک است.
    اسرائیل: در صورت دستیابی ایران به تکنولوژی هسته‌ای، ما به ایران حمله خواهیم کرد.
    گروه ۱+۵: بسته‌ی پیشنهادی ما روی میز ایران قرار گرفت.
    شورای امنیت سازمان ملل: قطع‌نامه‌ی شماره‌ی فلان علیه فعالیت‌های هسته‌ای ایران صادر شد.
    محمود احمدی‌نژاد: این موضوع از نظر ما تمام شده است.
    مردم ایران: انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست.

    ت.چ: طراحی

  • ۳۰م خرداد, ۱۳۸۷ | در دسته‌ی حرف ۲ نظر »

    مشترک مورد نظر در دسترس نمی‌باشد.
    - خداسل

  • ۲۶م خرداد, ۱۳۸۷ | در دسته‌ی طنز ۷ نظر »

    از بلاگ‌نوشت صادق به من اطلاع دادند که ۲۴ ساعت دیگه بیشتر زنده نیستم. من نمی دونم چه جوری این لطف خدا رو باید جبران کنم، آقای عزرائیل من دستاتو که دور گردنم حلقه زده ماچ می‌کنم ولی عزیز دل من، آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟ یه کمی به سن و سال من نگاه کن. آخه دلت میاد، جوون مردم، حیفه. از من به تو نصیحت نکن همچین، خدا رو خوش نمیاد.
    اما خوب حالا که دارم می‌رم بذار وصیت کنم. کار دیگه‌ای که تو این ۲۴ ساعت جز غصه و گریه و زاری ندارم بکنم. جز توییت کردن و لایک زدن هم که کار دیگه‌ای بلد نیستم. هی، دور هم بودیما…

    قفل و کلید این وبلاگ یعنی همون یوزر نیم و پسورد رو به یار دیرین و رفیق شفیقم آق فری عزیز می دهم، البته با چندین فحش زیر لب و اشک و آه و بغض در گلو و ماچ و بوسه. امیدوارم که هفته‌ی سوم مهر ماه که می‌‌رسد به یاد این عزیزترین دوستش هزینه‌ی تمدید هاست و دومین را پرداخت کند.
    تمام ترانه‌هایم را به احسان مصلحی این یار نامرد و دغل و رند می‌سپارم تا احتمالآ بعدها با نام خودش آن‌ها را منتشر کند و به خوانندگان مجاز، غیرمجاز، زیرزمینی و سیب‌زمینی بفروشد.
    یوزر و پسورد تمام اکانت‌های وب دویی و غیر وب دویی‌ام را بین دوستان مجازی‌ام چون نقل و نبات پخش می کنم. امیدوارم هر کدام به صورت بهینه از آن‌ها استفاده کنند و نام نیک مرا زیاد خراب نکنند.
    پسورد جی‌میلم را به دکتر مزیدی می‌سپارم، چون می دانم دست به شیرینگش خوب است و دوستان را مجبور به هاید من خواهد نمود اگر تاکنون این حادثه رخ نداده باشد. البته امیدوارم دکتر مزیدی ای‌میل‌های مرا بی‌جواب نگذارد.
    در آخر هم از پدر و مادر عزیزم عاجزانه و ملتمسانه تقاضا می کنم که برای من از این مراسم‌های صد تا یه غاز سوم و هفتم و چهلم و صده و سال و هجری قمری نگیرند و بگذارند روح معذب من بیشتر از این‌ها معذب نباشد.
    خط همراه اول و ایرانسلم هم باشه واسه خواهرم، که مزه‌ی در دسترس نبودن رو بچشه.
    خب اون پیکان هم باشه واسه هر کی با پیکان حال می‌کنه.
    پسرم بیا اینجا می‌خوام این نفس‌های آخر رو باهات درددل کنم. ببین من تو زندگی‌م به هیچ جا نرسیدم تو هم به هیچ جا نمی‌رسی مطمئن باش.

    خب حالا که وصیت‌نامه رو هم نوشتم، کار دیگه‌ای نمونده. تو بیست و سه ساعت و پنجاه دقیقه‌ی باقیمونده هم آهنگ گوش می‌کنم و به زندگی در اینترنت ادامه می‌دم، چند تا ترانه‌ی نصفه رو هم اگه فرصت شد کامل می‌کنم. آی خدا یعنی می‌شه ما به سلامتی از دست درس و دانشگاه خلاص شیم؟

    اون دنیا که دعوتنامه نمی‌خواد، همه‌تون دعوتید.

  • ۲۲م خرداد, ۱۳۸۷ | در دسته‌ی حرف ۲ نظر »

    هیچکس تنها نیست.
    - خدای اول

  • ۲۰م خرداد, ۱۳۸۷ | در دسته‌ی فوتبال ۵ نظر »

    کمی سلایق را کنار بگذاریم. قبلآ هم گفته‌ام عقاید دایی هر چه باشد ربطی به فوتبال ندارد. فوتبال، سینما یا ادبیات نیست. هر چند سینما و ادبیات امروز ما بیشتر به فوتبال شباهت دارند. حالا که قطبی رفته است، می‌توان منطقی‌تر فکر کرد. به مردمی که برای من همیشه مصداق این ضرب‌المثل‌ند: “مرگ حقه برای همسایه” دیدیم و شنیدیم، مردم فرهنگ‌دوست و ادب‌دوست، برای ادبیات قطبی‌ست که به او علاقمند شده‌اند. جدآ؟ من که یکی از طرفداران قطبی هستم این علاقمندی را درک نمی‌کنم که از کجا می‌آید؟ آیا مردم فرهنگ‌دوست ما زیاد کتاب می‌خوانند؟ آیا همدیگر را با نام صدا می‌زنند؟ این فرهنگ‌دوستی کجا هست که تا یک خارجی پیدا می‌شود، از راه می‌رسد؟ درست شنیدید، می‌گویم خارجی چون قطبی به اندازه‌ی یک عمر از این سرزمین و اتفاقاتش دور بوده است. همانطور که کریس دی برگ به ایران می‌آید و امنیت آن را ستایش می‌کند.
    بگذریم، دایی سایپای کرج را قهرمان ایران کرد و به مرحله‌ی دوم جام باشگاه‌های آسیا برد. به دور از هر دشمنی و اختلاف سلیقه نگاه کنید. آیا این کار کار کوچکی است؟ دایی برای سایپا چه باید می کرد تا ما متوجه شویم که کار بزرگی را انجام داده است؟
    بر حسب هر اتفاقی که افتاده و نمی‌دانیم. دایی الآن سرمربی تیم ملی ایران است. همین تیم ملی که مربیان کوچک و بزرگی را به خود دیده است. موفقیت‌ها و عدم موفقیت‌های زیادی را داشته است. تیم ملی بعد از یک بحران طولانی‌مدت در اختیار علی دایی قرار گرفت. در مسیر دشوار مقدماتی جام جهانی بعد از تساوی در خاک کویت که می‌توانست برد باشد به امارات در ورزشگاه آزادی رسیدیم. واقعآ تیم ملی فوتبال ایران برایمان مهم است؟ اگر دایی نتیجه نگیرد، برای شخص او یک شکست در اول راه مربیگری است اما برای ما و تیم ملی فوتبالمان حذف از جام جهانی است. نگوییم مهم نیست. مهم است، حتی اگر مثل عربستان مفتضحانه از آلمان شکست بخوریم که نخوردیم، جام جهانی مهم است. کسی به ورزشگاه آزادی نرفت و تیم ملی با یک بازی نه چندان دلچسب به امارات یک امتیاز بخشید.
    بازی در خاک امارات، با شانتاژ تبلیغاتی مربی بزرگی چون برونو متسو کار ساده‌ای نبود. فشار داخلی از یک سو و فشار رسانه‌های اماراتی از سوی دیگر، شرایط را چنان دشوار کرده بود که هر کس دیگری به جای علی دایی بود شاید جا زده بود. اما دایی نشان داده است که با انبوه مخالفینش همیشه کار خود را به خوبی به پایان رسانده است و این خود یعنی اینکه وکیل مدافع دایی نتایجی است که در زندگی ورزشی‌اش به آن‌ها رسیده است. یک بازی حساب‌شده (نگویید که نه، اگر مربی دیگری بود هم همین را می‌گفتید؟) در مقابل امارات و مربی مغرورش که می‌گفت من در تهران با یازده نفر دفاع کرده‌ام و این هنر من است. فریدون زندی که از خیلی‌ها شاکی بود با آمدن دایی به روزهای اوج خودش بازگشته است و گل پیروزی‌بخش ایران را وارد دروازه‌ی امارات کرد. اینکه گل آفساید بوده یا نه را باید داوران نظر بدهند، اما به هر حال گل زده‌ایم. تیمی که چندین ماه مشکل گلزنی داشت چه در زمان قلعه‌نوعی و چه بعد از آن، حالا گل می‌زند. به حاج صفی و غلامرضا رضایی نگاه کنید، فقط سه بازی ملی دارند. کجایند آن‌ها که مرحوم دهداری را به خاطر بازی دادن جوان‌ها ستایش می‌کردند؟ دایی بازیکنانی را در ترکیب می‌چیند که کمتر کسی جرات دعوت آن‌ها به تیم ملی را داشته است.
    قصد من مقایسه‌ی دایی و قطبی نیست چون هر دو تایشان را قبول دارم اما مطمئنم برای خیلی‌ها اگر چنین نتیجه‌ای با مربیگری قطبی به دست آمده بود، در حد معجزه بود. اگر اخلاق قطبی را دوست داریم، چرا مثل او به دایی احترام نمی‌گذاریم، مگر نه اینکه ادبیات قطبی خیلی فرهنگی‌ست چرا ما ایرانی‌ها از او یاد نگرفتیم؟ چرا فقط دایی متهم به این است که ادبیاتش مثل قطبی نیست؟
    برای من نتیجه‌گیری تیم ملی مهم است، چه آن روزی که بر خلاف میلم امیر قلعه‌نوعی مربی بود و نتیجه نمی‌گرفت. چه حالا که دایی سرمربی است و تا به حال خوب نتیجه گرفته است. با مسخره کردن لهجه‌ی دایی و عقایدش چیزی عایدتان نشده و نخواهد شد، یا نقد منطقی بکنید یا بفهمید که تیم ملی دارد نتایجی را می‌گیرد که لازم داریم.

    مرتبط:
    گناه علی دایی، ایرانی بودن
    چرا دایی؟
    برای خودم، به خاطر کاپیتان

  • ۱۸م خرداد, ۱۳۸۷ | در دسته‌ی سینما ۵ نظر »

    ویدیویی که می‌بینید رو بعد از مدت‌ها که از این نشست گذشته، من در گوشی موبایلم پیدا کردم. یادم نیست خودم این شاهکار رو خلق کردم یا دوستی با گوشی من این لحظه را به یادگار برداشته است. پیشاپیش از کیفیت بد صدا، تصویر و کلهم اجمعین ویدیو عذرخواهی می‌کنم، جو جلسه و شرایط حاکم بر آن باعث شده ویدیو اینگونه در بیاید. به هر حال آن را به خاطر به اشتراک گذاشتن خاطرات با شما منتشر می کنم.
    ویدیو آخرین لحظات نشست است و مسعود کیمیایی در حال بحث در مورد محدودیت و ارتباط ان با شکوفایی خلاقیت است. امیدوارم برای شما هم جالب باشد. ۱۰ ثانیه آخر ویدیو هم ارزش قانونی ندارد!


    لینک مستقیم

  • ۱۴م خرداد, ۱۳۸۷ | در دسته‌ی ترانه, ترانه‌بازی, شعر من, پادکست ۱۳ نظر »

    متن ترانه‌ی معشوق تکراری خیلی سریع نوشته شد. یعنی شروع شد و من تمامش کردم. به همین سادگی، توضیح خاصی ندارد. اگر پادکست ضعفی دارد ببخشید. اگر ترانه ضعف دارد بگویید. در دفترم نوشته دوم بهمن ۱۳۸۶ ترانه تکمیل شده، این شما و این معشوق تکراری.


    powered by ODEO

     
    icon for podpress  Mashooghe Tekrari: Play Now | Play in Popup | Download

    دانلود (۳.۱۵ مگابایت)
    پی‌نوشت: به دلیل محدودیت پهنای باند گوگل عده‌ای موفق به شنیدن و دانلود پادکست نشدند، فایل پادکست را در سایت دیگری آپلود کردم. با عرض معذرت از دوستان.

  • ۱۳م خرداد, ۱۳۸۷ | در دسته‌ی موسیقی ۴ نظر »

    قصه قصه‌ی سنتوری نیست که مضحکه شود. قصه جدی‌ست. قصه‌ی یک سری آدم است که با تمام محدودیت‌ها سرشان را از لای ابرها بیرون می‌آورند تا روزهای ما را آفتابی کنند. روزهایی که همیشه ابری و بارانی‌ست. حالا در این گیر و دار غم و غصه و دلنگرانی، کمی ریتم و موسیقی به زندگی ما می‌آید. قصه‌ی آنسوی آب که قصه‌ی غم‌انگیز دیگری‌ست. اما اینجا در همین خاک، در همین خاکی که برای از دست نرفتن خلیجش حنجره‌ها دریده می‌شود، یک سری آدم زنده هستند که در اوج سختی‌ها کاری می‌کنند که جامعه‌ی فرهنگ‌دوست و باسواد ما به بادش می دهد.
    از بهنام صفاریان می‌گویم که ۵ سال منتظر مجوز شبح بود، از آریان می‌گویم که به قول خودشان در ویدیوی ناگفته‌ها، بعد از سیلابی که در ورزشگاه انقلاب راه افتاد و سرمایه‌شان را برد هیچ امیدی به زنده ماندن گروهشان نبود. از احسان خواجه‌امیری که روز به روز پیشرفت می‌کند. از خیلی‌ها…
    اگر تنها یک کار مثبت در فرهنگ این سال‌ها صورت گرفته باشد، آن کاهش قیمت سی‌دی‌های موسیقی‌ست. این روزها می‌توان با ۱۰۰۰ الی ۱۵۰۰ تومان دو سی‌دی باکیفیت اصلی داشت. دیگر نیازی نیست غصه‌ی نان داشته باشیم چون این قیمت حتی از کرایه‌ای که به تاکسی می‌دهیم هم کمتر است. اما با همه‌ی این‌ها در این جامعه‌ی سراسر سواد و فرهنگ می‌بینیم که هستند عده‌ای که سریع آهنگ‌های موسیقی‌ای که مجوز گرفته و در بازار به قیمت پایین موجود است را هم به سادگی چند کلیک دانلود می‌کنند، بعد تازه به نقد آن اثر می‌پردازند.
    قبل از اینکه این مطلب را بنویسم می‌خواستم به ترانه‌ها و کار آریان در آلبوم اخرشان بپردازم اما چیزهایی که دیدم و ندیدید، مرا بر آن داشت که درددل کنم. منی که از دزدیده شدن یک مطلب وبلاگم به ستوه می‌آیم و آسمان و ریسمان می‌بافم. نشسته‌ام اینجا می‌نویسم و بعد اگر کسی مطلب مرا دزدید سریع خفتش می‌کنم و داد همه‌ی زحماتم را بر سرش فریاد می‌کنم. نه عزیزان! من اینجا برای نوشتن مطالبم هیچ زحمتی نمی‌کشم، فقط کمی برای تفکر و تایپ آن وقت می‌گذارم. اما نمی‌خواهم مطالب وبلاگم دزدیده شود چون به حقوق مؤلف آگاهم. پس من هم حق ندارم چیزی را بدزدم. دقیقآ این لفظ را به کار می‌برم. هیچ فرقی نمی‌کند، یک سی‌دی موسیقی کار یک خواننده و آهنگساز و ترانه‌سراست که من آنرا می‌دزدم. به قول شاهرخ خواننده داندزد می‌کنم. به راستی در این جامعه‌ی به اصطلاح باسواد چه می گذرد؟ از مردم کوچه و بازار صحبت نمی‌کنم، چون برایم جالب است که سی‌دی دلخواهم را که می‌خواهم بخرم خیلی زود در مغازه‌های شهر تمام می‌شود و این خیلی دوست‌داشتنی‌ست. اما اینجا در این دنیای مجازی با این‌همه ادعا. من معتقد به خریدن آلبوم‌هایی نیستم که خوشمان نمی‌آید. معتقدم حالا یک امکانی هست، آهنگ‌ها را گوش می‌کنیم و بعد اگر خوشمان آمد سی‌دی آن را می‌خریم. اتفاق زیبایی‌ست. برعکس صنعت فیلم و سینما و نمایش خانگی، صنعت موسیقی ما کیفت ضبط و بسته‌بندی سی‌دی‌هایش در حد توانش عالی‌ست.
    این تصمیم را از دو سال پیش گرفته‌ام که موسیقی‌هایی که در ایران تولید می‌شود و من می‌توانم آن را تهیه کنم از اینترنت دانلود نکنم یا خوشم می‌آید و می‌خرم یا خوشم نمی‌آید که هیچ اجباری به گوش دادن آن ندارم. تصمیم دیرهنگامی بوده اما به نظرم تصمیم درستی‌ست.
    نمی‌دانم محدودیت کجاست؟ اگر مشکل در تهیه‌ی سی‌دی اصلی دارید من آهنگسرا را امتحان کرده‌ام و جواب گرفته‌ام. اگر نمی‌توانید مغازه‌های فروش موسیقی را در شهرتان پیدا کنید از این سایت سی‌دی‌ها را تهیه کنید.
    و اما آلبوم جدید آریان به اسم “بی تو با تو” حاوی دو سی دی است، یکی صوتی شامل ۱۴ قطعه موسیقی و یکی تصویری شامل ۴ قطعه‌، ویدیوی ناگفته‌های آریان از تور کنسرت‌هایشان جالب است. به هر روی پیشنهاد می‌کنم آلبوم اصلی را تهیه کنید، ارزش خرج کردن را دارد. برای رعایت کپی‌رایت باید از خودمان شروع کنیم…

    + عنوان مطلب بر اساس ترانه‌ی هفته‌ی سپید و سیاه با صدای مهرداد و کلام شهیار قنبری: جمعه از لهجه‌ی دریا خیس خیس، می‌گه قصه‌ی دو ماهی بنویس.
    تعریف کپی‌رایت

من

خبرنامه

Enter your email address

Delivered by FeedBurner

آمار

TwitterCounter for @foadsa counter

Performancing Metrics Blog Statistics