-
رو پوست شب اسم تو رو خالکوبی کرده دستم
۱۱
شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۷ترانهبازی, موسیقیمهرداد آسمانی عزیز پیش از آنکه از شب سپید بنویسم از تو مینویسم که حتی اگر تمام عالم با تو دشمن شوند من تو را ستایش میکنم. آنهایی که از حضور تو در کنار گوگوش ناراحتند دلایلشان کمی مغرضانه و سلیقهایست. البته به آنها خردهای نمیگیرم چرا که این حق را به آنها میدهم که از ملودی و صدا و کار تو خوششان نیاید. اما اگر کمی تامل کنیم چه کسی است که ملودیهای جاودانهی تو را فراموش کند، به خصوص آلبومهای اخیر را، جادوی عشق، کیو کیو بنگ بنگ، آخرین خبر، عکس فوری، مانیفست و حال هم که شب سپید. عدهای میگویند گوگوش باید با بزرگانی چون حسن شماعیزاده، سیاوش قمیشی، فرید زلاند و اسفندیار منفردزاده کار کند. منفردزاده را که فاکتور میگیریم چون خود نیست در هیاهوی موسیقی این روزها، اما بگویید از سه تن باقیمانده جز فرید زلاند چه کسی کار ماندگار تازهای را ساخته است؟ میتوانید به آلبوم وسوسهی سوزان روشن از شماعیزاده و آلبوم زمونهی فیروزه از سیاوش قمیشی نگاه کنید. با تمام احترامی که برای این دو بزرگ قائلم مدتیست آنگونه که باید باشند نیستند. برای تنظیم باید قبول کنیم که دیگر واروژان تکرار نمیشود باید به همین جوانها اعتماد کنیم.
و شب سپید اثر ماندگار دیگری است از همیشهی ترانه شهیار قنبری که سر و ته نوار است. آلبومی که کلامهای تازهاش از شهیار قنبری است با ملودی مهرداد آسمانی، تنظیم اندی جی و صدای گوگوش و مهرداد. سه کار ترکیبی در این آلبوم است که یک مدلی بینالمللی است و مدلی همصدا و مدلی نیلوفر آبی از کارهای گذشتهی گوگوش و مهرداد و یک ریمیکس از آهنگ طلاق کاری از اندی جی. (اطلاعات بیشتر به همراه عکسها)
آلبوم با شک میکنم گوگوش شروع میشود. سبک جدیدی از ترانهخوانی گوگوش با ملودی متفاوتی از مهرداد. همهی آن چیزی است که شهیار ما را به شک کردن فرا می خواند وقتی خرافهها برای ما تبدیل به واقعیت شده است. اینجاست که ترانه مال مردم است. ویدیوی زیبای این اثر کاریست از سیروس کردونی. و چه زیبا تصویرسازی میکند با فرشتههای دروغین وقتی برای زندگی آدمها میدان جنگ میسازند و آنها را بازی میدهند.
چه کسی میتواند جز خود شهیار این زیبایی را به واژهها ببخشد و مفهوم را در ترانه بازسازی کند. انصافآ که ملودیهای مهرداد به ترانهها وفادار مانده است. جنگل شش و هشت این روزهای ماست وقتی میگفتیم از این بدتر نمیشود و خود به خود از این بدترش کردیم چه در داخل و چه در خارج، وقتی پای روضههای مردمفریبی نقل و نبات بمبهای جیبیست ماهوارهی بالادست در آب میافتد و میشکند. من چه بگویم وقتی شهیار کلام را در این ترانه به اوج رسانده است.
مدلی بینالمللی چند ترانهی خارجی است با صدای گوگوش، معروفترین آنها Love Story است و جز صدای گوگوش کسی نمیتواند زیبایی آن را بیان کند.
بوسههای پیادهرو یک عاشقانهی ریتمیک است. از شنیدن آن سیر نمیشوید وقتی تصویرهای عاشقانه با ملودی دوستداشتنی و صدای مهرداد هماهنگ شده است. چقدر آدم دلش میخواهد این ترانه را در پیادهروهای ایران نقش بازی کند اما:
جرم سیاه من و تو رویای رنگی داشتن
چقدر قشنگه بیاجازه موتو شونه کردن
حبس ابد با تو چه خوبه، آی چه عشقی داره
پس تا ابد حرفای شاعرانه بیشتر بزن
و در نهایت تمام این صحنههای عاشقانه و مجرمانه به اوج میرسد وقتی میگوید:
متهم ردیف یک منم که از تو مستم
اینجا کنار مردهها، منم که زنده هستم
جرم من اینه که چشام سایهتو قاب گرفتن
رو پوست شب اسم تو رو خالکوبی کرده دستم
آیا از این شاعرانهتر دفاعیهای در جهان وجود دارد؟
مدلی همصدا، گزیدهای از ترانههایی که هیچگاه از خاطرات مردم این سرزمین پاک نخواهد شد. مگر میتوان صدای گوگوش را فراموش کرد وقتی همسفر، غریبه آشنا، من و تو، کوه و همصدا را خوانده است. تنظیم جدید این آهنگ ها تر و تازگی خاصی به آنها بخشیده است، ترانهها از ایرج جنتی عطایی و اردلان سرفراز است.
هفتهی سپید و سیاه نسخهی تازهی هفتهی خاکستری شهیار قنبریست. نکتهای که مهرداد در آهنگسازی این اثر از آن غافل نشده تکرار نشدن اثر جاودانهی واروژان و فرهاد مهراد است، چه اگر این کار صورت میگرفت که دیگر این اثر جذابیت تازهای نداشت. اما ریتم جدید مهرداد علاوه بر اینکه در راستای ترانه است خود را از هفتهی خاکستری متمایز ساخته است. باز هم تک تک واژههای شهیار ستودنی است و باز هم به جمعه که میرسد دلتنگی است:
جمعه از لهجهی دریا خیس خیس
میگه قصهی دو ماهی بنویس
نقطهی اوج این آلبوم دوستداشتنی عاشقانهی آرام و تاثیرگذار شب سپید است. کلام شهیار، صدای گوگوش، ملودی مهرداد و تنظیم اندی جی اثری ماندگار را رقم میزند که در آن پایان روز سیاه، شب سپیدی است که عشق به عشق میرسد. آهنگ از همان شروع شنونده را در خود غرق میکند و کلام میبارد:
روی ابریشم چین، نبض صداتو میشه دوخت
میشه اسم تو رو به شعله گره زد و نسوخت…
و اشکهایی که هر قطره به شکلی سرازیر میشوند تا امید در دل عاشق نمیرد. یکی از ترکیبهای تازهی شهیار واژهی گریهکباب است که بعضیها را خوش نمیآید، به راستی شما از اشکهای سرخ شده در ماهیتابه چه ترکیبی میساختید؟
صدای گوگوش در این آهنگ وقتی به اوج میرسد تاثیر خودش را میگذارد و تفاوت خواننده اینجا مشخص میشود و در آخر این دلبازی زخمی تنهایی برای عاشق تنها مثل دانهی سرخ انار پر وسوسه و زیباست که همچنان چشم به شب سپیدی عاشقانه دارد.
کوچهی لخت با صدای مهرداد یک عاشقانهی منفیست که زیبا نوشته و اجرا شده است. پس از پایان عشقی اجارهای کلید خانه به دست باد سپرده میشود و کوچهی لخت به بچههای پاپتی میرسد. لحظههای که در ترانه میآید را میتوانید در هنگام ترک عشق تصویرسازی کنید و مثل یک فیلم نگاه کنید. از این دست ترانهها در کارهای شهیار کم دیده بودیم یا ندیده بودیم یا من
خاطرم نیست!
ریمیکس طلاق، ترانهی اردلان سرفراز باب میل آنهاییست که دوست دارند آهنگهای ماندگار را به صورت ترنس داشته باشند.
مدلی نیلوفر آبی از مهرداد اجرای ترکیبی چهار آهنگ گل، نیلوفر آبی، فاصله و دست من نیست آهنگی است که دوستش دارم نه تنها به خاطر اینکه این چهار آهنگ را پیش از این دوست داشتم که تنظیم این اثر هم در نوع خود شنیدنی است. ترانههای این آهنگ از مسعود فردمنش (گل)، محمد صالح علاء (نیلوفر آبی) و زویا زاکاریان (فاصله، دست من نیست) میباشد که هر یک به تنهایی هم دوستداشتنیست.
اگر این مطلب را نوشتم نه اینکه من منتقد خوبی چه در موسیقی و چه در ترانه باشم، فقط به خاطر این است که لذتی را که از شنیدن شب سپید بردم با شما شریک شوم. امیدوارم این اولین آلبوم سال جدید نویدبخش آلبومهای پربار موسیقی باشد. و یک نکتهی دیگر برای کسانی چون من که آلبوم را از طریق اینترنت دانلود کردهاند. اگر فکر میکنید آلبوم ضعیف است یا هر چه؟ کافیست آن را پاک کنید همین. نهایتآ یک نقد قابل تامل. نظراتی که از روی عجله با توهین همراه میشود اصلآ ارزش تامل ندارد چه برای دوستداران اثر چه برای آفرینندگان اثر.
در آخر برای آنهایی که تغییر سبک و آهنگهای گوگوش را برنمیتابند و فکر میکنند گوگوش پیش از انقلاب تمام شده است بگویم که خیلی از ماها در خاطراتمان یخ زدهایم. شاید اگر گوگوش سالها در تبعید صدا نبود اینگونه به نظر نمیآمد تغییرات. همهی خوانندگان ما تدریجی تغییر کردهاند مثل همهی هنرمندان جهان. اما گوگوش در دورهی جدید فعالیتش آهنگی نخوانده که من دوست نداشته باشم.
۱۱ نظر برای “رو پوست شب اسم تو رو خالکوبی کرده دستم”
-
اون لاو استوری رو انصافا من خوشم نیومد که گوگوش خوند. خود اندی ویلیامز خونده بودش اصلا یه چیز دیگست.
اما این شهیار رو نگو که من دلم براش خونه ! یعنی خیلی باحاله دوسش دارم . الان مدت مدیدیه که دنبال یه آهنگشم که می گه : روز پاییزی میلاد تو در یادم هست. وااااااااای هر چی می گردم پیداش نمی کنم چرا ..مهرداد م گوگوشم خوب با هم مچن . یعنی زوج مهرداد - گوگوش و شهیار ( دقت کردی زوجن اینا فرد نیستن!) خیلی تیریپ کاراشون با هم میاد.
اینیم که گفتی نشنیدم . یعنی آلبوم جدید گوگوش هنوز به دستم نرسیده ( یعنی وقت نکردم دانلود کنم ) . در هر حال هر چی شهیار بگه قشنگه .
-
آهنگ مردا اینور، زنا اونور مهرداد را جا انداختی. آهنگی که خودش بسیاری از هنجارهای جامعهی موسیقی ایران را شکست.
-
همان طور که شما در فصل جدید خوانده های گوگوش همه را دوست داشته ایذ برای من این اتفاق فرخنده با ترانه های شهیار بزرگ شکل گرفت ترانه هایی ناب و دوست داشتنی…
-
joseph1155
salam…har cheghadr migzare mibinam shabahatemoon cheghadr ziade..manam ba mehrdad kheili hal mikonam…va inkareshoonam bar axe harfaye baghie ke enteghad kardan kheili mipasandam va moratab goosh midam..matlabe jalebi neveshty dastet dard nakone
-
تصدیق میشه با قدرت!
-
ستایش
koshhalam ke hanooz ham baziha bigharaz va monsefane matlab minevisan ….mamnoon man ham movafegham shabe sepid ali bood tabriko janane be googoosh mehrdad shahyar va andy g
-
salam aziz.khoobid?mamnoonam az webloge zibat va tahrire ba mosammat
khoshhal misham bishtar baham dar ertebat bashim,age ba link kardan movafeghid plz baram too nazarat begid.mamnoonam .shad bashid -
rasti be nazare man va besyari Ebi behtarin khanande tarikhe iran zamine
ba sedaye javdane o bi pardash ke har notio mitoone bekhoone
tanha eshtebahe tarikhe Ebi nakhoondane Khalij dar Dubai bood
khoshhal misham raje be Ebi bishtar benevisi manam az tarighe blogam dar khedmatet hastam -
سلام …
عالی بود. میخوام دوباره بخوونم … برمیگردم و دوباره واست می نویسم .
سربلند و سرافراز باشی .
-
درود بر شما. اگر بخواهم نقد کنم نقد شما را !!! آنقدر چاله و چوله دارد که می شود ساعتها درباره آن صحبت کرد!!! اما برای این کامنت می گذارم که بگویم وقتی نمی دانید شاعر یک ترانه کیست ساده بگویید نمی دانم، قطعا خیلی بهتر از آن است که اثر فردی را به دیگری نسبت دهید. منظور من ترانه ی “دست من نیست” است که از آقای جواد شریف پور ، ترانه سرای خوش ذوق و جوان ایرانی است نه خانم زویا زاکاریان که بسیار دوستش می دارم. آدرس وبلاگ جناب شریف پور را هم می نویسم تا بیشتر بشناسیدش.
http://Www.Sadtaraneh.persianblog.ir
بدورد
فؤاد: دوست عزیز ترانهی دست من نیست، متعلق به زؤیا زاکاریان میباشد. -
مرضیه
گوگوش همیشه جاوددااااااااااااااااااان.
دست گوگوش مهرداد شهیار رو از دور می بوسم.
وبرای هر ۳تاشون ارزوی موفقیت می کنم






