بی هیچ توضیح اضافه:
منو با یه بوسه، فرستاد به زندان
گنه از خودش بود و گردی پستان
مگر من چه کردم به جز رفع حاجت
چه بیش انتظار است ز مردان ایران*!
الا ای جماعت چرا خرده گیرید
چرا هیچی محکم به زنها نمیگید
من آنم که رستم، گرفت دخت توران
من آنم کسی که به این آبرو رید
در آن کشور ما تبرج گناه است
نگو سکس (عشق) آزاد که آن هم گناه است
زن عقدی چهار تا، زن صیغه بسیار
فقط با یه جمله ولیکن مباح است
اگر زن جماعت بره زیر چادر
نمیمیره مردی از بوی نشادر
کنون حرفم این است چه خوب و چه ساده
چه مردیست نبوسد گرانقیمت این در
* گزنیهی اختیاری: مرد مسلمان
توضیحات: شروع شعر بر وزن ترانهی جشن آینه از بابک صحرایی است و نام شعر وام گرفته از بوسه بر ماه ایرج جنتی عطایی.
مرتبط:
+ !/لوا زند
+ممه را لولو برده/نیکآهنگ کوثر
+ من ممه را بوسیدم/نازلی کاموری
+ این حرکات خوردنی، مال وطن بوده و بس/احسان مصلحی
+ نخبه ایرانی در گرداب غریزه/پیمان
+ فاعل یا مفعول مساله اینست/شکر










بهمن ۱۳م, ۱۳۸۶ در ۵:۵۸ ب.ظ
[...] بوسه بر دُر، فواد [...]
بهمن ۱۳م, ۱۳۸۶ در ۱۰:۱۴ ب.ظ
فواد جان نظر شخصیِ من اینه که این مسئله از محدودیتهای ِجنسی داخل ایران نشات میگیره. ببین که یه جوون تا چه حد باید تشنه… باشه که دست به این کار وقیح بزنه و آبروی خودشو یه ملت رو ببره…
هر ساله فقط چند صد هزار نفر برای انجام کارهایی که در ایران ازش محروم هستند پای به کشورهایی چون تایلند و دبی… اینا میرن. جالبه که اگه بشینی پای صحبت تمام اینایی که از کشورها اومدن همه بالاتفاق از خانمها خوشاستیل و ممه قشنگ اونجا میشینن یه دل سیر برات صحبت میکنن که آخ چه…
تو بازار که بودم یه روز ما به یک پسر حاجی یک کلیپ نشون دادیم که تو این کلیپ یه زن روسپی تایلندی داشت حرکات ژانگولر رو آقایی اجرا میکرد. این پسره حاجی غرق تصویر بود و نزدیک بود گوشی رو بخوره… بعدش ما دیگه اینو ندیدیم سراغش رو گرفتیم گفتند رفته تایلند
حالا البته اگه گفته نباید انتظار داشت که… راست هم گفته. نباید به واقعیت پشت کرد… نتیجه قید و بند و بگیر و ببند و اجبار همین هم میشه…
بهمن ۱۴م, ۱۳۸۶ در ۹:۰۷ ق.ظ
آخه من موندم آدم چقدر می تونه کم ظرفیت باشه که یهویی حرکت بزنه!!! شعرت جالب بود اما مورد اخلاقی داشت الان تو اینا رو می نویسی چهار تا آدم کم ظرفیت بخوننش که دنیا به فساد کشیده می شه …
بهمن ۱۴م, ۱۳۸۶ در ۳:۲۳ ب.ظ
این شعره واقعا منو کشت :))
بهمن ۱۵م, ۱۳۸۶ در ۱۰:۰۸ ق.ظ
[...] داشته باشید که همه ی نَرها خودشان را کنترل کنند وقتی پستان هائی [...]