• ۲۳م دی, ۱۳۸۶ | در دسته‌ی طنز | نوشته شده توسط foadsa در ۱۲:۰۶ ب.ظ

    همدردی کلآ چیز خوبی است، عمومآ در مواقع سیل و زلزله و توفان کاترینا همدردی لازم الوجوب می‌شود. همه برای کمک سر و دست می‌شکنند همانطور که در حدیث ازلی-ابدی آمده است: «قد قامت الحضور فی المواقع الاحتضار».
    این رگ همدردی من هم چند روزی است که گل کرده، قصه از جایی شروع شد که به دلیل بارش برف دولت خدمتگزار با سلام و صلوات مملکت را تعطیل کرد و بسیار در جهت پیشبرد آرمان‌ها زحمت کشید و سخن راند و همدرد خواست. با خود گفتم: “مگه کفتر چه کم از زرد قناری دارد؟” و اینگونه بود که قدم در جاده‌ی همدردی گذاشتم. پس از مرگ چند هموطن بر اثر تنفس بیش از سهمیه‌ی گاز CO تصمیم گرفتم همدردی خود را اینگونه ابراز کنم که هم سوزش کمتر است و هم دردش. لوله‌ی بخاری را از جا کندم و با خیال آسوده سر به بالین نهادم. میانه‌های شب بود که احساس لرزش شدیدی را بر پهنه‌ی بدنم و احساس سوزش غریبی را در نقطه‌ی خاصی از بدنم حس کردم. قبل از اینکه بگویم: “حاجی شوخی نکن” فهمیدم که سهمیه‌ی گاز بخاری تمام شده و می‌رفتم که با درد و رنج از سرما بمیرم!
    پس از اینکه همدردی در تمام سوراخ‌های بدنم نفوذ کرد از آنجایی که رئیس جمهور مردمی فرموده‌اند مردم همراهی کنند، لباس گرم بپوشند و بخاری‌ها را خاموش کنند تا این بحران هم با حول و قوه‌ی الهی و درایت مسئولین و سربلندی دولت پشت سر بگذاریم. من هر چه می‌شد پوشیدم با اینکه گرم نشدم اما حس همدردی سراپای وجودم را می‌شکافت.
    به یاد کارتن‌خواب‌های شهرم افتادم و همه‌ی حس همدردی‌ام قلمبه شد. همانطور که می‌دانید پیشنهاد محمود فرجامی برای بازگشایی مساجد در این مواقع حساس در دستور کار صحن علنی مجلس قرار گرفته است و پس از تصویب بودجه‌ی سال آینده بررسی می‌شود. کاربری در بالاترین نوشته بود محمود فرجامی اگر راست می‌گویی در خانه‌ی خودت را باز کن لعنتی چرا از دولت انتظار همدردی داری؟ واقعآ این جمله تأثیر بسزایی در حس همدردی من گذاشت غیر از آن فهمیدم که مملکت هم ملک شخصی می‌باشد و می‌توان خانه‌ی خدا را با خانه‌ی مردم مقایسه کرد چون شخص خدا کلآ خیلی مردمی است.
    با این افاضاتی که کردم متوجه شدید که قلمبه شدن حس همدردی باعث شد من در خانه‌ی خود را بر کارتن‌خواب‌های شهرم بگشایم و از این خانه‌گشایی خویش شادمان گشتم. بعد از پخش کردن انواع پتو و ملحفه بین آنها با بیل به جان علمک گاز افتادم تا مبادا گاز وصل شود و این حس همدردی زایل شود.
    برای اینکه حس همدردی خود را با دولت خدمتگزار هم تقسیم کنم با شماره‌ی دفتر ریاست جمهوری تماس گرفتم. پس از چند بار شنیدن “این تلفن رسمآ تعطیل می‌باشد” و “لطفآ از سه‌شنبه تماس بگیرید” یک عدد شخصیت گویا فرمود: “رئیس جمهور محترم و محبوب و مردمی و همدرد در حال سرکشی به خانه‌ی اهالی ایران می‌باشند و تا سی چهل روز آینده ملت مسلمان و غیور با همراهی دولت خدمتگزار این مرحله از امتحان الهی را پشت سر گذاشته و وارد مرحله‌ی بعدی کنکور که همانا انتخابات مجلس شورای اسلامی است می‌شوند تا به آرمان‌های پیشرفته‌ی انقلاب هر چه بیشتر نزدیک شویم. لطفآ بعد از شنیدن بوق یقرأ فاتحة مع الصلوات”
    تلفن را با شادمانی گذاشتم و تلویزیون را روشن کردم، دیدم رئیس جمهور در حال سرکشی به اهالی است و هر جا که می‌رود دستی به لوله‌ی گاز می‌کشد و تبرک می‌کند و گاز وصل می‌شود. اهالی هم این ابیات کهن را فریاد می‌زنند که:
    صل علی محمد
    بوی رجایی آمد
    صل علی محمد
    گاز از لوله در آمد
    خدا را شکر کردم و به حرف خان جان فکر می‌کردم که می‌گفت: “زمان آن خدا نیامرز اینجور مواقع ننه! اصلآ به فکر مردم نبودند، خدا ازشون نگذره. خدا سایه‌ی این دولت را از سرمون نگیره.”

    پی‌نوشت: در طولانی بودن این مطلب شکی نیست، با شما ابراز همدردی می‌کنم!

  • ۹ نظر برای “صل علی محمد، گاز از لوله در آمد”

    WP_Modern_Notepad
    • عرفان گفت:

      اصولا فعالیت های خوبی برای ابراز همدردی کردی اما اگه چند شبم پیش ما می خوابی حس همدردیدت دیگه سر به فلک می کشید. جناب دکتر قول دادن تا ۳ شنبه گاز وصل میشه. یعنی تقریبا چیزی در حدود ۱ ماه بی گازی. دست مسئولین درد نکنه که انقدر تلاش کردند تا گاز وصل بشه. مرسی!

    • مانا مهر گفت:

      آی برادر جان!
      تبریکات!اینجا بسی دلربا شده….آرامشش را دوست دارم…

    • afshinm گفت:

      فواد خان مبارکه. قشنگ شده.

    • محمد گفت:

      آقا این تغییرات قالبی و کلا وردپرس سازی، وبلاگت را بسی خوشگلتر از قبل کرده! و به قول فرشاد کلی شاخ شده برا خودش :‌)

    • ملکیادس گفت:

      خیلی وقت شد که اینجا نیامدم و در واقع هیچ کجا نبودم. به خاطر همین امتحانات که همه در گیریم. خواستم بگویم ؛
      قالب جدیدت مبارک، ولی من قبلی را بیشتر دوست داشتم!

    • ناتاشا امیری گفت:

      سلام
      خوشحال می شوم برای مطلع شدن از علت توقیف کتابم و ادامه ی مطلب غزاله علیزاده به وب لاگم سربزنید .
      http://www.natashaamiri.persianblog.ir

    • Abozar گفت:

      سلام… اگه شما هم مثل من تو یکی از بزرگترین پروژه های گاز رسانی این مملکت کار می کردی اونوقت برات مسلم می شد که ما ملت داریم فقط از مدیریت و مدیریت می خوریم. عزیز من یسری چوپون بی سواد و دزد گذاشتن تو راس مدیریت. البته قصد من احانت به چوپون ها و دزدها نبود ها!

    • داریوش کبیر گفت:

      قالب نو مبارک ولی خیانت تو مدیریت محتوا دیگه نداشتیم ;)

    • amin گفت:

      هی نگفته بودی اینجا اینقدر جگر شده! :D
      وردپرس اینه ها . خوشگل و تر و تمیز.

    نظر بدهید

    توجه: مدیریت نظرات فعال است و ممکن است انتشار نظر شما با تاخیر صورت بگیرد. نیازی به فرستادن مجدد نظر نیست.

جی‌میل

Gmail

من

خبرنامه

Enter your email address

Delivered by FeedBurner

آمار

TwitterCounter for @foadsa counter

Performancing Metrics Blog Statistics