• ۲۴م آبان, ۱۳۸۶ | در دسته‌ی عاشقانه | نوشته شده توسط foadsa در ۱۲:۲۴ ب.ظ

    به تو که فکر می‌کنم، لحظه می‌ایستد. شاعر می‌شوم. خیره شدن به نقطه‌های دیوار کار دیوانه‌هاست. به تو که فکر می‌کنم دیوانه می‌شوم. همیشه می‌گفتم شاعر لزومآ عاشق نیست. هنوز هم می‌گویم. اما شاعر لزومآ همیشه راست نمی‌گوید. به تو که فکر می‌کنم، می‌خندی و من در لبخندت می‌میرم. کاش چشم‌هایت همین‌جا بود، همین‌جا که باران گرفت. همین‌جا که ترانه شروع می‌شود، میان اشک هایم. لحظه ایستاده است و من به تو که فکر می‌کنم، زیبایی. مثل واژه وقتی که در شعرم جا می‌گیرد و من ذوق می‌کنم. اردلان سرفراز که به قول من آب مثلث ترانه است چقدر خوب حال مرا نوشته است: ‌”گل من، گوهر من، کاش اینجا بودی” و من به تو که فکر می‌کنم، می‌نویسم:
    بذار ببوسمت یاس، تو لحظه‌های پرواز…

  • ۴ نظر برای “به تو که فکر می‌کنم”

    WP_Modern_Notepad

    نظر بدهید

    توجه: مدیریت نظرات فعال است و ممکن است انتشار نظر شما با تاخیر صورت بگیرد. نیازی به فرستادن مجدد نظر نیست.

جی‌میل

Gmail

من

خبرنامه

Enter your email address

Delivered by FeedBurner

آمار

TwitterCounter for @foadsa counter

Performancing Metrics Blog Statistics