دکترم میگفت همهی حیوانات بیماری منتقل میکنند. چه نیازی هست وقتی قرار است
از گربهات توکسوپلاسموز بگیری + آن را نوازش کنی؟ بهتر است کمکم از او دل بکنی. و من
وقتی او این حرف را میزد به این فکر میکردم که کور شدن به دلیل بیماریای که از
گربه منتقل میشود آیا انسانیتر از مردن در ایران نیست؟ که به قول شاملو در آن مزد
گورکن از بهای آزادی آدمی افزون است.
قاچاقچی، دزد، مزاحم، هتاک، حرامی و هر
نام دیگری که برای آدمهای بد میگذارید را ردیف میکنید و در مورد حیوان بودن یا
نبودن آنها قضاوت میکنید. بعد سردار رادان با شجاعت تمام رو به دوربین مینشیند و
میگوید به شدیدترین شکل ممکن با اینها برخورد میکنیم تا بفهمند مردمآزاری چه
نتیجهای دارد. هیچکس نمیپرسد آخر چگونه شد؟ چرا اینهمه موادفروش لعنتی مثل
ویروس منتشر شدند؟ چه شد دانشجوی فلان رشتهی مهندسی دزد شد؟ چه شد که یکی قاتل
زنجیرهای شد و بچهها را به حیوانیترین شکل ممکن آزار داد؟ ما که در ایران
همجنسباز و همجنسگرا و عقدههای فروخورده جنسی و مالی و تحصیلی و هزار کوفت و
زهرمار دیگر نداریم.
فکر میکنید مردم عادی میتوانند این میزان سرسامآور مواد
مخدر را وارد مملکت امام زمان کنند؟ بنزین را چه کسی قاچاق میکند؟ پس سربازان
گمنام چه میکنند؟ فقط شهید میشوند؟ پدر و مادرها بچه بزرگ نکردند که شهید شدنشان
را ببینند. ما هزینه نمیدهیم که بیایید در رسانهی ملی بگویید چه رستگاریای
بالاتر از شهادت. خدا موقع آفرینش ماها چه فکری میکرد؟
آری سردار رادان و دیگر
سردمداران، مردمآزاری پیامد دارد. شما هم به پیامدهای این کارها فکر کنید. همه جای
دنیا این مزاحمتها و پلیدیها مجازات دارد اما به چه قیمتی؟ خودتان بازپرس و قاضی
و مجازاتگر میشوید؟ قضاوت را هم که حتمآ مردم پیش خودشان میکنند. بنابراین
میتوان صحنههای خشونتبار را به وجود آورد بعد به مردم گفت که فیلمهای هالیوودی
نبینید که جنایتکار میشوید؟
دیویدی هم که کفر مطلق است، نه؟ پس این
کارگردانهای بزرگ ما فیلمهای محبوبشان را از تلویزیون ملی دیدهاند؟ شاید هم از
کلوپ محلهشان گرفتهاند! حالا دیویدیفروش میشود متهم و پدرش را درمیآورید؟
خودتان فوتبالهای اروپایی را برای پخش از رسانهی ملی میدزدید و فیلمهای روز را
با بدترین کیفیت ممکن پخش میکنید به نسخهی باکیفیت که میرسد فروشندهاش جنایتکار
میشود.
بله مردم هم که راضی هستند. کسی اصلآ صدایش درنمیآید. مجبورند راضی
باشند اگر نباشند اوین برای همهشان جا دارد. راستی میگویید که در اوین هیچ
نمیگذرد؟ چطور است آن را مثل برجالعرب دبی در لیست بهترین هتلهای دنیا ثبت کنیم.
بعد رضا ولیزاده از سگهای محافظ رئیس جمهور مینویسد و بازداشت میشود، چه اشکالی
دارد اصلآ؟ مگر خودتان نمیگویید مردمیترین دولت همین دولت است؟ چرا فقط رئیس
جمهور برود بر انتخابات آمریکا نظارت کند؟ ما هم میخواهیم بدانیم این سگها کنار
رئیس جمهورمان چه میکنند، آخر سگ نجس است.
اما در کوچه و بازار که راه میروی
از این مردم متعجب میشوی. متعصب، بیخبر، بیخیال و بیهوده. انگار کسی برایشان
سالهاست که قصهی خوشی نگفته است. انگار اخبار خشونت را به گوشهایشان راه
نمیدهند. شاید یکی هست که نمیگذارد حقیقت عریان شود. آن وقت تو اینها را گوش
میکنی و زمزمه میکنی، دوست داری معنی واژهها را نفهمی و لذت ببری:
وقت از
نی کر شدن
وقت عریانتر شدن
گم شدن پیدا شدن
بی در و پیکر شدن
رد شو از
هر نابلد
در عبور از فصل بد
رو به این بیمنظره
این غزلکش این
جسد
اینهمه بیخاطره
اینهمه بیپنجره
خیل خودجلاد تلخ
این زلال
باکره*
—————————-
* بالای نی با صدای
داریوش و کلام شهیار قنبری









