• ۱۹م مهر, ۱۳۸۶ | در دسته‌ی حرف نظر بدهید »

    بسم رب العلماء و المجتهدین
    به زودی خداوند متعال به دلیل دستور به قتل میلیاردها انسان بلکه بیشتر به همراه مجری قتل نفوس عزرائیل، بدون محاکمه در دادگاه‌های صالح به دار اعدام آویخته خواهد شد. لازم به ذکر است نامبردگان هلوکاست را هم به گردن هیتلر انداخته بودنه‌اند.
    والسلام علیکم و رحمت‌الله و برکاته

  • ۱۶م مهر, ۱۳۸۶ | در دسته‌ی خوراک, وبلاگستان یک نظر »

    از قافله‌ی شکموها داشتم عقب می‌افتادم، گفتم دستی به خوراک‌هایم بکشم. در منوی بالا می‌تونید تغییرات رو مشاهده کنید. در ضمن اگر یک خیری پیدا می‌شد وَپ (wap) رو هم به فارسی ترجمه می‌کرد خوب می‌شد. خداییش که معادل‌های وبلاگ‌نویسان برای پدیده‌های جدید خوردنیه!
    عزیزان برنامه‌نویس و مهندس اگر لطف کنند اول دستی به وزارت برق و پینگ و لینک وبلاگستان بکشند خیلی دمشون گرمه. فعلآ مهم‌تر از همه، جا انداختن فرهنگ خوراک و خوراک‌خوانی در بین دوستان وبلاگ‌نویس می‌باشد تا دیگر محتاج این بلاگرولینگ که به نظر می‌رسه جاسوس نظام کمونیستی چین و شرکاء می‌باشد نشوند.
    نمی‌دونم چرا فکر می‌کنم کاری نداره که یک سیستم راه‌اندازی بشه که خوراک گوگل‌ریدر را بگیرد و به جای نشان دادن عناوین مطالب، عنوان وبلاگ‌ها را نشان دهد. در ضمن اگر این سیستم همگانی شود می‌توان قابلیت جستجو را هم گذاشت تا ببینیم هر کسی چه نوع خوراکی می‌خواند! اجرتون با مخترع خوراک و همین‌طور حضرت گوگل‌ریدر و بقیه‌ی ریدرها! اسم سیستم را هم می‌گذاریم خوراک‌رولینگ.

    نکته:
    مهم‌تر از آدوپتیک، سیم‌کشی وبلاگستان است که همیشه اتصالی داشته است!
    مرتبط: طرحی نوین در صنعت رولینگ

  • ۱۵م مهر, ۱۳۸۶ | در دسته‌ی شعر ۴ نظر »

    آقا راننده، یالا بزن دنده
    دختره با دوستش تو برج هرهر می‌خنده
    پنجره رو وا کن
    روسری‌تو وا کن
    پاسدارا رو بی‌خیال
    عرقو وردار بیار
    بریم لب دریا
    تور کنیم دخترای خانه دریا
    یه سوت می‌زنم میان
    می‌شینن روی کاپوت پیکان
    کمیته می‌برتمون زندان
    رپ می‌خونیم توی وزرا
    دستا بالا، همه دستا بالا
    می‌خوام برم ایران چمدونامو ببند
    سه تا ستاره برق می‌زنیم روی نقشه
    ایران تا آخر سرزمینه
    ================
    قسمتی از ترانه‌ی چمدون از آلبوم Persianality گروه فارز

    پی‌نوشت: فکر می‌کنم ترانه‌ها نوشته‌ی خود گروه باشد.

  • ۱۴م مهر, ۱۳۸۶ | در دسته‌ی روزمره نظر بدهید »

    “چینی شکسته رو سال‌هاست که دیگه بند نمی‌زنن.”
    این یکی از دیالوگ‌هایی‌ست که من دوست داشتم بشنوم، در بین تمام دیالوگ‌های خوب سریال میوه ممنوعه. آدم فکر می‌کنه این دیالوگ رو مسعود کیمیایی نوشته.

  • ۱۰م مهر, ۱۳۸۶ | در دسته‌ی روزمره نظر بدهید »

    برنامه‌ی جلوه‌های ماندگار صدای آمریکا دو روز گذشته تاریخچه‌ی معماری لاس وگاس و لس آنجلس رو نشون داد. وقتی آدم فیلم سیاه و سفید کارگرایی رو که به دنبال یک محل برای خوشگذرانی آخر هفته می‌گشتند می‌دید که اوایل تنها یک ایستگاه قطار بود و بعد سد هاور شد و در صحرای نوادا شهر متوسطی به نام لاس وگاس به وجود آمد که از ۱۲ هتل بزرگ دنیا ۱۱ تای آن را در بر می‌گیرد لذت می‌برد از این‌همه سختی و زحمتی که برای ساخت چنین شهری به کار رفته است.
    خط متروی طویل لس آنجلس و شیوه‌ی طراحی و اجرایش، ساخت اتوبان‌های بزرگ و همین‌طور ساختمان موزه‌ای بر روی تپه‌ها و ایده‌ی دوست‌داشتنی والت دیزنی برای اجرای پروژه‌ی دیزنی‌لند تا برای خانواده‌ها مکان رؤیایی پدید آید حس حسادت را در آدم تحریک می‌کند.
    لحظه‌ای فکر می‌کنی تا چه حد خلاقیت و ایده‌های پول‌ساز در ایران خریدار دارد و مهندسی شهرسازی در ایران یعنی چه؟ راه دوری نمی‌روم منی که به زور نساجی می‌خوانم آیا می‌توانم نساج خلاقی باشم؟ الیاف نانو پیشکش آیا این‌همه ترکیب رنگ را می‌توانم تجزیه و تحلیل کنم؟ در حالی که فکر می‌کنم خلاقیت من جای دیگری می‌تواند کاربرد داشته باشد اما تنها چیزی که در ایران جایی ندارد خلاقیت است.

جی‌میل

Gmail

من

خبرنامه

Enter your email address

Delivered by FeedBurner

آمار

TwitterCounter for @foadsa counter

Performancing Metrics Blog Statistics