• ۸م آبان, ۱۳۸۶ | در دسته‌ی شعر من, شعر نو ۳ نظر »

    شاعر که می‌رود
    واژه دیوانه می‌شود
    واژه بیچاره می‌شود
    شاعر که
    می‌رود

    اشک، بغض، آه، لبریز
    اما
    شاعر که نیست

    شاعر که
    می‌رود
    واژه را چه باید؟
    بیچاره واژه
    شاعر که رفته
    است…
    ==============
    فؤاد/۸ آبان ۱۳۸۶/به یاد قیصر
    امین‌پور

    + این
    نیز بگذرد
    به یاد عمران صلاحی

  • ۷م آبان, ۱۳۸۶ | در دسته‌ی روزمره ۴ نظر »

    این چند روزه بین موسیقی و اینترنت سرگردان بودم. واقعآ سرعت دیال‌آپ دیگه قابل
    تحمل نبود. به لطف چاقوکش
    وبلاگستان تصمیم گرفتم به تست ADSL و امروز به سلامتی و میمنت سرعت رو هم تجربه
    کردم.
    در مورد کتاب هم فکر می‌کنم خودم جرأتش رو پیدا کنم و به یکی از این
    ناشرهایی که خیلی شاخ هستند زنگ بزنم و ریسک کنم! خدا رو چه دیدی شاید قبول کردند
    هزینه رو. مگه من چیم از سغما کمتره؟!

    پی‌نوشت: معین
    یه‌جوری دوست‌داشتنی این قسمت آهنگ ملاقات رو می‌خونه:‌ “راستی چی شد، چه‌جوری شد،
    اینجوری عاشقت شدم…”

  • ۳م آبان, ۱۳۸۶ | در دسته‌ی اینترنت ۱۲ نظر »

    هموطن و رهگذر عزیز می‌دانی چندی‌ست من دیگر آن غیرت و عرق ملی را ندارم.
    خیلی پیش‌تر از اینکه نام کشورم از صحنه‌ی یاهو محو شود نام خودم از پهنه‌ی عظیم
    سرزمینم خط خورده است. نمی‌خواهم ناامیدت کنم.
    همیشه زورمان به کسانی رسده که
    حقی بر گردنشان نداریم. ما مردم ایران هستیم نه دولت ایران؟ مگر یاهو را اشتباه
    خوانده‌ایم، یابو؟ مطمئنآ این شرکت کارمندان معتبر ایرانی هم دارد مثل گوگل و
    شرکت‌های دیگر. قبل از اینکه تمام نفرتت را بر سر یاهو بترکانی من ایرانی را روشن
    کن. مردم ایران؟ مگر مردم ایران می‌دانند یاهو اصلآ چیست؟ گمان می‌کنند یا هو
    است.
    ما دولت ایران نیستیم؟ چه کسی از اینکه سرمایه‌اش سهمیه‌بندی می‌شود ناراضی
    است؟ چه کسی از اینکه حق عده‌ای در این جامعه ضایع می‌شود می‌رنجد؟ چه کسی به
    ساماندهی حقوق حقه‌اش و آزادی‌اش اعتراض می‌کند؟ مگر ندیدی آن کس که آبروی این مردم
    را می‌برد در نزدشان عزیزتر است؟
    یاهو یک شرکت خصوصی است. اینکه بخش عظیمی از
    اقتصاد دنیا در دست یهودی‌هاست انکار ندارد. اصلآ یاهو دوست ندارد نام ایران در
    لیست کشورهایش باشد مثل تلویزیون ملی جمهوری اسلامی که ملیت شخصیت‌های اسرائیلی را
    منعکس نمی‌کند. تا به حال به تلویزیون جمهوری اسلامی معترض شده‌اید شمایی که دولت
    ایران نیستید؟
    خلیج فارس به نام ایران بود اما یاهو که به نام ایران نیست. چند
    درصد از کاربران این سایت ایرانی‌اند. قبل از این هم شرکت‌های کوچکتر از یاهو نام
    ایران را حذف کرده بودند کسی اعتراضی نکرد. همیشه قطره قطره جمع گردد.
    من از
    جی‌میل استفاده می‌کنم. با یاهو هم چت می‌کنم. اصلآ وقتی برای من مهم نیست که دولت
    کشورم هویتم را به لجن کشیده است چرا باید چوبش را بر سر کس دیگری فرود
    آورم؟
    کسی می‌داند که مولانا برای چه از ایران رفت، خودش گفته است. برای این
    مردم شاید همین هم زیادی است. گوگل هم که نرم‌افزارهایش را از ایرانی‌ها دریغ
    می‌کند. تعریف غیرت این روزها چقدر مزخرف شده است. ما چقدر سر و صدایمان در دنیا
    زیاد است. مسلم این است که خود یاهو هم مثل تمام آمریکایی‌ها می‌داند که ما دولت
    ایران نیستیم اما فعلآ که چیز دیگری جز این می‌بیند به هر حال یاهو که یابو
    نیست.

  • ۲۸م مهر, ۱۳۸۶ | در دسته‌ی روزمره, فوتبال ۵ نظر »

    ۱- همین روزها باید دو پای دیگر هم برای اینترنت قرض بگیریم بس که سرعت پایین
    است نمی‌دانم ایراد از من است یا شما هم سوزشی وخیم را شدیدآ در نواحی مختلف بدنتان
    حس می‌کنید از کله تا ماتحت.

    ۲- در حال شور و شعف هستیم که تیم‌های لیگ
    ایران به شدت اروپایی شده‌اند. خدایی گل دقیقه‌ی ۹۲ را حال نمودید؟ دوستان استقلالی
    فرق بازی خوب و گردو بازی را فهمیدند؟ امیر حاج‌رضایی در بین دو نیمه جمله‌ای گفت
    که من که پرسپولیسی بودم سوزش را حس کردم در همان نواحی مطروحه دیگر استقلالی‌ها که
    جای خود دارند. گفت: هر چه بازی قبلی (استقلال تهران-پگاه گیلان) کسل‌کننده بود این
    بازی (پرسپولیس-استقلال اهواز) توپ بود! (نقل به نامضمون) در ضمن پرسپولیسی‌های
    گرام چرا به نوشته شدن PIROOZI آن هم با فونت بولد ۶۰۰ در ۸۰۰ بر پشت پیراهن
    پرسپولیس اعتراض نمی‌کنید ناسلامتی ما کلی به پرسپولیسی بودنمان می‌نازیم آن‌وقت
    این جناب کاشانی آمده گند بزند به تاریخچه‌ی ۲۵۰۰ ساله‌مان!

    ۳- حرف از
    فوتبال شد. بساط اولین حضور تیم ملی بانوان جمهوری اسلامی در مسابقات رسمی پهن شده
    است و شنیدم که در رنکینگ جهانی به سلامتی پشم هم حساب نمی‌شویم. خواستم بگویم چندی
    پیش یکی از همین شبکه‌های ماهواره‌ای با یک خانمی مصاحبه می‌کرد که به گفته‌ی خودش
    کاپیتان تیم ملی زنان ایران پیش از انقلاب مهدی (از انقلاب چنین برداشتی به من دست
    داده است!) بوده است و ایران از اولین کشورهایی بوده است که فوتبال زنان داشته است
    و یک بازی هم با تیم ملی ایتالیا داشته است بعد انقلاب شده است و بهشان گفته‌اند
    بروید چادرتان را سر کنید! در این روزها که بحث فوتبال بانوان مطرح شد باز هم سوزش

    ۴- آرشیو شهرام شب‌پره‌مان کامل شده است (با معذرت‌خواهی از حضرت
    کپی‌رایت) و این روزها به شدت احساس شادی و شور و شیش و هشت می‌نماییم. می‌توانیم.
    اصلآ با شهرام
    شب‌پره
    زندگی می‌کنیم حرفی هست؟ در ضمن این گزینه هیچ ربطی به سوزش نداشت.

  • ۲۶م مهر, ۱۳۸۶ | در دسته‌ی شخصی ۵ نظر »

    در بین دوستان فرهیخته‌ای که این وبلاگ را می‌خوانند آیا کسی هست که در صنعت نشر
    باشد یا آشنای انتشاراتی داشته باشد؟ در مورد چاپ مجموعه شعر می‌خواهم بدانم. در
    ضمن اگر کسی بگوید تا چه میزان می‌توان به این قسمت سایت آی‌آی کتاب اعتماد کرد ممنون می‌شوم.

  • ۲۵م مهر, ۱۳۸۶ | در دسته‌ی خوراک, روزمره, وبلاگ ۷ نظر »

    امروز راه من دو ساله شد. در این دو سال چیزهای زیادی فهمیدم. خیلی از این چیزها مربوط به خودم می‌شد. به آدم‌ها هم مربوط می‌شد. به هر حال از مزیت بودن در اجتماع همین است و من این اجتماع مجازی را ترجیح می‌دهم.
    نکته‌ی آخری را که فهمیدم این بود که انفعال بدجور در ما ریشه دوانده است. مشکلات پرشین‌بلاگ را که همه مستحضرید، با آن افتضاحی که به بار آورد. داشتم خوراک‌هایم در گوگل‌ریدر را مرتب می‌کردم که متوجه شدم هنوز چند پرشین‌بلاگی در لیست من هستند و من فراموش کرده‌ام آدرس خورک آن‌ها را تغییر بدهم. جالب اینجاست که در بین آن‌ها فقط گاهنامه دل کنده است. درست است که آرشیو نوشته‌ها مهم است اما بی‌احترامی هم حدی دارد. بعد من می‌خواستم که ملت با ساماندهی مقابله کنند!
    اما حالا که تولد راه منه بگذارید یه نکته‌ی خیلی مفید بهتون بگم. البته پیشنهاد خوراک‌پز چیز تازه‌ای نیست اما مهمه که اگر تغییر آدرس دادید دیگه نیازی نباشه آن همه خوراک‌خوان آدرس خوراک شما را ادیت کنند. خودتان با یک تغییر ساده یک جمعی را شاد خواهید کرد. پس سعی کنید از خوراک‌پز استفاده کنید.
    برای تولد راه من هم هدیه نمی‌خواد بفرستید. تنها لطفی که می‌تونید بکنید اینه که از بلاگرولینگ دل بکنید و خوراک‌خوان شوید.

    پی‌نوشت: خدا رو شکر که من خیلی زود دل از پرشین‌بلاگ و بلاگرولینگ کندم. مرگ یک بار شیون هم یک بار!

  • ۲۴م مهر, ۱۳۸۶ | در دسته‌ی سیاست نظر بدهید »

    نه! رگ گردنتان باد نکند. غیرتی نشوید. اصلآ مهم نیست. جناب پوتین لطف کردند بعد از عمری به عنوان مهم‌ترین آدمی که این سال‌ها قدم به خاک مقدس ما می‌گذارد آمده‌اند. فکر نکنید که عامل تمام بدبختی‌های صد سال اخیر ما همسایگان شمالی بوده‌اند. بگذارید خیال کنیم دار و ندار ما را آمریکا به فاک داده است. آن روزی که خلیج فارس را یک مؤسسه‌ای خلیج عربی نامید. اصلآ برای چه خلیج فارس؟ طرف عربی خلیج را نگاه کنید همه‌شان ایرانی‌اند. همه‌اش آبادی و سرزندگی و آزادی‌ست.
    ما دلمان انرژی هسته‌ای می‌خواهد به ما چه دریای خزر آب دارد و زندگی. به ما چه که دریای خزر منابع عظیم نفتی دارد. اصلآ می‌خواهیم چه کار، وقتی جوانان مملکت می‌روند آنجا عیاشی؟ مظهر فساد است این دریا.
    قدیم‌ترها به پدرانمان می‌گفتند این نفت باید برای آیندگان بماند. اما چه گافی داده بودند آخر استفاده از میدان‌های نفتی دو طرفه است اگر از این‌ور نسوزانی آن‌ور عراقی‌ها می‌سوزانند. اصلآ روسیه را برای همین داریم. برای اینکه چیزی که داریم را برای دیگران بگذاریم و چیزی که نداریم را به دست بیاوریم. مثل صنعت خودروسازی‌مان می‌شود نفت و پتروشیمی را به گا می‌دهیم اما خودروی ملی تولید می‌کنیم. حالا فرانسه که خودروهایش را به ما قالب کرده شاخ می‌شود.
    اصلآ انگار شمال کشور هیچ‌گاه جزئی از خاک ایران نبوده است. همیشه وقتی شوروی در شمال کشور می‌چرید ما مراقب بودیم از جنوب کسی به خاکمان تجاوز نکند. افغانستان را رها کردیم تا انگلیس بوشهر را نگیرد اما برای بخشیدن شمال کشور معاهده امضا کردیم.
    این دریای خزر که می‌گویند بزرگترین دریاچه‌ی دنیاست از نظر سیاستمداران ما حکم هیچ را دارد. می‌دانی چرا چون با اینکه بالای نقشه است نمی‌توان به سادگی آبش را به پایین نقشه ریخت.
    ما روز عید فطرمان را به سرزمین‌هایی اختصاص می‌دهیم که گمان می‌کنیم اسرائیل اشغالش کرده است. روز جهانی قدس چشم استکبار را کور می‌کنیم اما دشمن اصلی ما ذره ذره از خاک ایران سوء استفاده می‌کند.
    این سبز پررنگ شمال چقدر مظلوم است در همیشه‌ی تاریخ این سرزمین اما هنوز هم “بحر خزر یعنی وطن، یعنی شناسنامه‌ی من*”
    ————————————-
    * شناسنامه‌ی من/شهیار قنبری

  • ۲۲م مهر, ۱۳۸۶ | در دسته‌ی فوتبال ۳ نظر »

    همین می‌شود دیگر وقتی می‌خواهی مرام بگذاری و یک نیمه را بی‌خیال شوی روی حریف زیاد می‌شود و فکر می‌کند که فوتبال بلد است. خودمانیم اصلآ این بازی انگار یک جورهایی بازی نبود. پرسپولیس که بازی نکرد استقلال هم که زورش نرسید حتی از پرسپولیس ساکن عبور کند. جالب اینکه به همان یک گل هم راضی شدند و نتوانستند حفظش کنند. به هر حال شرمنده که داربی بی‌بخاری بود انگار قطبی زیادی توجیه شده بود!
    بهترین توضیح را دکتر رضا در مورد بازی داده است.
    حالا دوستان استقلالی رویتان را زیاد نکنید سعی کنید همین روحیه را برای بازی مقابل پگاه گیلان و امثالهم حفظ کنید شاید بردید، ما هم در صدر جدول منتظرتان می‌مانیم تا دیدار برگشت.

    بی‌ربط: بالاخره خوراک‌رولینگ هم نصفه نیمه اختراع شد، دست دکتر روبو درد نکند بابت کشف اخیرشان در صنعت آی‌تی. البته دوستانمان در وردپرس دات کام به دلیل جاوااسکریپت بودن کد هنوز قادر به استفاده‌ی آن نیستند.

  • ۲۲م مهر, ۱۳۸۶ | در دسته‌ی فوتبال ۲ نظر »

    استقلالی‌های عزیز لطفآ جنبه داشته باشید و اگر فوتبال یکدست و تمیز پرسپولیس را مقابل خود دیدید دستپاچه نشوید و مثل فوتبال ندیده‌ها به رقص توپ در زمین زل نزنید. به هر حال دل ما که از سنگ نیست برعکس شما که از رتبه‌های پایین پرسپولیس در جدول حال می‌کردید ما پرسپولیسی‌ها اصلآ خوش نداریم استقلال زیر پله‌ی پنجم جدول باشد. درست می‌شود، بعد از اینکه کمی در داربی امروز فوتبال یاد گرفتید می‌توانید تمام تیم‌ها را مثل آب خوردن ببرید پگاه گیلان که سهله!
    البته این نکته را به جد می‌گویم که این رتبه حق استقلال قلعه‌نوعی هیچی‌ندار بود نه ناصرخان حجازی. چه کنیم که فوتبال رحم و مروت و زمانبندی سرش نمی‌شود.
    به هر حال هر طور که بازی می‌کنید خواهشآ مثل راه‌آهن اکبر میثاقیان روی خط دروازه‌تان جمع نشوید به خدا نتایج پر گل در تمام داربی‌های دنیا اتفاق می‌افتد و این مختص فقط شما نیست.
    به طرفداران عزیز و نخبه‌پرور پرسپولیس هم بگویم که هیچ نگران شانس و اقبال بلند استقلال نباشید که آن را قلعه‌نوعی با خود برده است. تیمی که امروز از زمین برنده خارج می‌شود جز پرسپولیس تیم دیگری نیست. البته در تفاضل گل بازی بین علما شک و اختلاف نظر است و تا بعد از مسابقه چیزی مشخص نیست.
    مرتبط: تنها کاری که تا روز یکشنبه می‌توانید بکنید دعا کردن است. من هم به عنوان یک پرسپولیسی دو آتیشه و با تمام توصیفاتی که عرض کردم برای‌تان دعا می‌‌کنم که حداقل توپ‌تان از میانه زمین خودی کمی آن‌ور تر برود. چه‌ کنیم در خون‌مان مرام پرسپولیسی نهفته است.

  • ۲۰م مهر, ۱۳۸۶ | در دسته‌ی ادبیات ۳ نظر »

    اینایی که دارن برنده نوبل ادبیات امسال خانوم دوریس لسینگ رو به زور ایرانی‌ش می‌کنن + و +، یکی نیست بهشون بگه آخه از دید شما مگه زن اصلآ می‌تونه نویسنده باشه؟ در ضمن نه عقایدش به شما می‌خوره و نه تولدش از نظر شما قانونی بوده چون توی یه سرزمین غصب شده از طرف هموطنان پدرش متولد شده! اینجور که شما توی کتابای تاریخ ما نوشتین. بعد برسیم به این نقطه که اصلآ آیا هر کی توی این یه وجب خاک متولد شد یا مرد ایرانیه؟ پس چرا مولوی هم ایرانیه؟ حال اینکه نه اینجا به دنیا اومده نه اینجا مرده! بگذریم از اینکه هم‌کیشان این نویسنده‌ی از نظر شما ایرانی‌تبار توی ایران واسه عقایدشون تحقیر می‌شن و همیشه دچار مشکل. بعد تو سرمون می‌زنیم که ترکیه مولوی رو از ما دزدیده در حالی که یک شعر به زبان ترکی نداره، اصلآ بگید ببینم این خانوم یک کلمه فارسی بلده؟ بهتره دو دستی همین‌هایی رو که داریم نگه داریم جایزه‌ی نوبل‌مان پیشکش.

    نکته: همین محافظه‌کاران و تندروها وقتی شیرین عبادی به عنوان یک ایرانی جایزه‌ی صلح نوبل رو گرفت تو سر مال زدن و گفتن تؤطئه‌ی غربه، حالا یه نفر رو به زور می‌خوان ایرانی جا بزنن، رو که نیست!

من

خبرنامه

Enter your email address

Delivered by FeedBurner

آمار

TwitterCounter for @foadsa counter

Performancing Metrics Blog Statistics