یک غلطی کردم و پیشنهاد وبسال را دادم. حالا خودم هم ماندهام، نه کسی پیشنهادی برای به کارگیری بهتر این طرح را داد نه وقتی برای من مانده که پیگیریاش کنم. سایتش هم که همینجور مانده پا در هوا. خیلی فکرها داشتم که فکر میکردم اگر عملی شود میشود روی ساماندهی را کم کرد! مثلآ اینکه چرا دخترها برای اعتراض هم که شده مثل قدیم چادر گلدار سر نمیکنند و با روی باز به خیابان بیایند و یا چرا ما مردها یکجوری یکسان لباس نمیپوشیم. در مورد اینترنت که فکرها زیاد بود اما تک و تنها وقتش را ندارم. پس فعلآ بیخیال.
-
پدر ساماندهی اسلامی اینترنت در ایران اعلام کرد وبلاگها و سایتهایی که خمس و زکاتشان را نپرداخته باشند فیلتر خواهند شد، این مهم شامل حال فطریه نیز میشود.
-
جناب رئیس جمهور در دانشگاه کلمبیا فرمودهاند ما در ایران همجنسگرا نداریم در ضمن زنان هم از آزادی کامل برخوردارند. پاک کردن درست و حسابی صورت مسئله به این میگن. خوبه حالا نگفته زنان از آزادی کامل رنج میبرند. خدایی کجا بهتر از ایران؟ دانشگاه کلمبیا تو آمریکا درسته که به احمدینژاد اجازه سخنرانی میده اما قبلش خیلی بده که مهمان رو هیتلر معرفی میکنه! ما اینجا توی دانشگاهامون برای اینکه به مهمان بیاحترامی نشه همون اول میبریمش اوین.
-
اصلآ سیستم که مال خود آدم نباشه وبلاگ نوشتن و وبگردی یه جورایی از کلهی آدم میپره! به هر حال پول نداشتن این دردسرا رو هم داره دیگه. پنجشنبه رفتم خانهی ترانه. جمعیت رو که دیدم فهمیدم چقدر تنهام. با دکتر یدالهی کمی حرف زدم و همینطور با افشین مقدم. قرار شد یک ترانهام را شاید جلسهی بعدی بخوانم.
گوگلریدرم پر شده و فرصت خوندن مطالب نمیشه، چقدر بده که آدم سردرگم باشه. فکر نوشتن هم که نیست. پرسپولیس عالی بازی کرد مساوی کرد. سایپا مساوی کرد. محسن خلیلی کمکم داره شیش دانگ میشه.
شبها خواب نمیرم، صبحها دیر بیدار میشم. تو این تهرون درندشت حوصلهم سر میره. چرا پایتخت همهی چیزهای ما تهرونه؟ پایتخت سیاسی، فرهنگی، ورزشی، غیرفرهنگی، فساد، جنگ و … به قول شهیار حالم بده.
راستی این سیروس مقدم تا کی میخواد سریال بسازه. یکی مثل این بازیگرای معروف توی اغما چهجوری قبول میکنه توی این مزخرف بازی کنه؟ یعنی نتیجهی پخش سریال پرستاران باید سریالی شعاری به اسم اغما باشه؟ -
چه حالی میده بیای تهران و بخوای بری استادیوم و نری! بشینی توی خونه با هر نفوذ استقلال توی دفاع سایپا حرص بخوری و نیمهی دوم از سازماندهی خط دفاع سایپا کیف بکنی.هر حرکتی که سایپا دیروز انجام میداد یه لذت ناب از فوتبال بود. حیف شد که با اشتباهات داور استقلال تحقیر نشد. خلاصه اینکه آقای علی دایی کیفورمان کردی بعد از مدتها از بازی تیمت. حالا به دو تا تیم امید دارم اول پرسپولیس بعدم سایپا. اما متأسفم که هواداری استقلال سه سال اون قلعهنوعی بیفرهنگ رو تحمل کردند اما با ناصر حجازی اینگونه برخورد میکنند. اگر از یک استقلالی خوشم بیاد اونم ناصر حجازیه. به هر حال لیگ امسال کلی هیجانانگیز شده امیدوارم همینطور بمونه.
-
نسخهی جدید راه من که امروز به بازار اومد نشان از یک غیبت چندین روزه دارد، به احتمال قوی در مسافرتی که به تهران دارم فرصت آنلاین شدن پیدا نمیکنم.
و اما تغییراتی که راه من این روزها پشت سر گذاشته علاوه بر تغییر قالب شامل موارد زیر میشود:
۱- ارتقاء مدیریت وبلاگ از MT3.35 به MT4.
۲- تغییر لینک مطالب بر اساس عنوان مطلب.
۳- پابلیش شدن نظرات بدون نظارت، به دلیل اینکه فکر میکنم سیستم آنتیاسپم تقویت شده نیازی به مدیریت نظرات نمیبینم.
۴- ایجاد یک صفحهی خطای ۴۰۴ که تمام دنیا میتوانند ساماندهی ایرانی را مشاهده کنند! ایدهی این صفحهی خطا کاملآ اختصاصی بوده و باعث کاهش آمار بازدیدکنندگان شده است.
از تمامی انتقادات استقبال میشود.
پینوشت: شاید سر و کلهی من در خانهی ترانه پیدا شود. البته امیدوارم که اینگونه شود. -
بذار یه چیزی رو بهت بگم. ما همهمون در برابر زنها ضعیفیم. دیوونهی اون هرزههاشونم هستیم. اونا میدونن که چطور ما رو از پا در بیارن. (اِد به چوکو در صحنهای از فیلم دومینو)خیلی اتفاقی سه روز متوالی در هفتهی پیش به دیدن سه فیلم قابل تأمل تونی اسکات سپری شد. Man On Fire ساخت سال ۲۰۰۴، Domino ساخت سال ۲۰۰۵ و Deja Vu ساختهی متأثرکنندهی این کارگردان در سال ۲۰۰۶. سه فیلم پر از صحنههای خشونت و پر از دیالوگهای ناب. البته قدرت بازی دنزل واشینگتون در Man On Fire و Deja Vu، همینطور کیرا نایتلی* در فیلم Domino جذابیتهای این سه فیلم را افزایش میدهد.
Man On Fire داستان یک محافظ کودکان است که پیشینهی آدمکشی دارد و مهارتش کشتن است و قربانی آدمرباییهای زنجیرهای در مکزیک میشود و میخواهد انتقام بگیرد.
Domino قصهی شکارچیهای مهربانیست که در یک مأموریت به مخمصه میافتند و اشتباه میکنند و قربانی گروههای قدرتمند آمریکایی و مافیایی میشوند. حرفش این است، آدمها سه دستهاند: ثروتمند، متوسط و فقیر.
و بالاخره Deja Vu که از نظر من ضلع اصلی این مثلث خشونت و پیام است و هیچ صحنهای در آن قابل پیشبینی نیست در حالی که شما همهی صحنههایش را پیشبینی میکنید. یک انفجار در قایقی تفریحی و اتفاقات غیرمنتظرهای که برای داگ کالین مأمور ویژهی ATF میافتد شما را تحت تأثیر عاطفه و احساس در مقابله با مرگ و خشونت قرار میدهد.
خلاصه اینکه اگر میخواید از صحنههای اکشن و کشتار لذت ببرید به شما این سه فیلم را پیشنهاد میکنم. در عمق این صحنههای خشونتبار پر از پیام عاطفی و انساندوستانه است که به فکر فرو میروید.* تلفظ صحیح رو نمیدونستم که محسن تذکر داد! قبلآ طبق نوشتهی دیگران نوشته بودم کایرا نایتلی. این هم مطلب محسن در مورد Domino.
-
خب دختر دایی من در این روز به ظاهر معمولی و آرام به دنیا اومد. گرچه ندیدمش به دلیل فاصلهی مکانی و زمانی که وجود داره اما گفتم برای ثبت در تاریخ بنویسم که این موجود تازه وارد پیش از تولد تاج ملک ملوک خوانده میشد. حالا که به دنیا اومده هنوز اسمی نداره. ورود این آفریدهی پاک به این دنیای سرشار از سیاهی و دروغ رو به فال نیک میگیرم. امیدوارم که همیشه چون الآن مورد محبت و توجه قرار بگیره نه فقط در این دوران کودکی…
پینوشت: اسم این دختر دایی تازه وارد هم شد بیتا، بیتا بمانی همیشه. -
آدمها سه دستهاند؛ دستهی اول، اونهایی که به مردم کاری ندارند و مردم هم
کاری بهشون ندارند. دستهی دوم، اونهایی که کاری به مردم ندارند اما مردم بهشون
کار دارند و دستهی سوم، اونهایی هستند که مردم بهشون کاری ندارند اما اونها به
همهی مردم کار دارند.
یکی از این دستهی سومیها حسین شریعتمداریه، که به تمام
مردم عالم کار دارد. انگار که باورش شده روزنامهی کیهان همان مجموعهی کیهانی
خداوند است و حالا چون مدیرمسئول آن است باید کمی بیشتر از زیادی در جای خدا
بنشیند.
کسانی که زیر سایهی این موجود همهکاره فعالیت میکنند هم خصوصیات
اخلاقی کم و بیش مشابهی دارند. روزنامهی کیهان علاقهی زیادی به شروع بازی دارد.
بازیهای این مجموعه اکثرآ با افشاگری و ترور شخصیتها شروع میشود.
این بار موضوع
بازی محمد صالحعلاء است. و البته گزند این بازی به مجموعهای میرسد که
سالهاست در هنر و فرهنگ فعالاند. حضور محمد صالحعلاء در شبکهی چهار و اصولآ این
رسانهی به اصطلاح ملی اتفاق خوشایندیست هرچند که من به دلایلی متأسفانه موفق
نشدهام بیشتر از یکی دو قسمت برنامه را ببینم اما آن چهره برای من همیشه شیرین
است. دکتر افشین یدالهی روانشناس است جناب نویسنده و یک ترانهسرا که وجودش در این
بیترانگی داخلی غنیمت است. چگونه است که مردم ترانههای اینها را زیر لب زمزمه
میکنند اما تو مینویسی که درد مردم را نمیدانند و چه شده که به صدا و سیما راه
یافتهاند. چون اقبال عمومی داشتهاند. چرا برنامهی “مردم ایران سلام” اینقدر
محبوب شده است چون به مردم احترام میگذارد.
میدانی ترانهی شازده خانوم چقدر
این روزها که شنیده میشود اشک آدم را درمیآورد. اصلآ چرا کسی فکر زیبایی ترانهی
آقاجون نیست و
همه میخواهند بدانند ترانه برای کدام شخصیت سیاسی سروده شده است؟
تو که شهیار
قنبری را بهایی میخوانی و ایرج جنتی عطایی را حامی سلمان رشدی، تا به حال به
لبهای این مردم نگاه کردهای که چه دوست دارند زمزمه کنند؟ ۱۰ ترانهی ماندگار را
نام ببر بدون اینکه به اسم این دو برسی.
سرسختی شما کیهانیها برای رسیدن به
ایدهآلهایتان قابل تحسین است چیزی که در ما و امثال ما پیدا نمیشود. هر کدام یک
گوشهای به خودمان زخم میزنیم که به قول اردلان سرفراز: “هر لحظه جز این دست مرا
مشغلهای نیست”.
کاش یکی جلویتان میایستاد و میگفت که: “بس کنید این بازیهای
تکراری را”. اصلآ مگر در این زمینهها وکیل و وصی میخواهند؟ اگر دلتان برای مردم
میسوزد چرا دایی جان ناپلئون هنوز هم بین این مردم محبوب است و آن “صمد آقا”ی ضد
انقلاب!!!+ بازی جدید کیهانیها/میثم یوسفی
+ بی زارم از بازار این بی هیچ
دردان … !/رضا صدیق (متأسفانه لینک ثابت مطلب
در بلاگفا مشکل دارد)
من
آگهی
موضوعات
آرشیو
- مهر ۱۳۸۷
- شهریور ۱۳۸۷
- مرداد ۱۳۸۷
- تیر ۱۳۸۷
- خرداد ۱۳۸۷
- اردیبهشت ۱۳۸۷
- فروردین ۱۳۸۷
- اسفند ۱۳۸۶
- بهمن ۱۳۸۶
- دی ۱۳۸۶
- آذر ۱۳۸۶
- آبان ۱۳۸۶
- مهر ۱۳۸۶
- شهریور ۱۳۸۶
- مرداد ۱۳۸۶
- تیر ۱۳۸۶
- خرداد ۱۳۸۶
- اردیبهشت ۱۳۸۶
- فروردین ۱۳۸۶
- اسفند ۱۳۸۵
- بهمن ۱۳۸۵
- دی ۱۳۸۵
- آذر ۱۳۸۵
- آبان ۱۳۸۵
- مهر ۱۳۸۵
- شهریور ۱۳۸۵
- مرداد ۱۳۸۵
- تیر ۱۳۸۵
- خرداد ۱۳۸۵
- اردیبهشت ۱۳۸۵
- فروردین ۱۳۸۵
- اسفند ۱۳۸۴
- بهمن ۱۳۸۴
- دی ۱۳۸۴
- آذر ۱۳۸۴
- آبان ۱۳۸۴
- مهر ۱۳۸۴









