• ۲۳م تیر, ۱۳۸۶ | در دسته‌ی روزمره ۲ نظر »

    از رئیس باید بنویسم، باید درخور بنویسم که ذهن این روزها مجال نمی‌دهد فقط بگویم نه مزخرف بود و نه ضعف فیلم‌نامه داشت تنها مثل حال و روز ما متلاطم بود و من عاشق این سردرگمی‌های تصویری هستم با دیالوگ‌هایی که کیفیت سینما نصفشان را می‌خورد و باز هم لذت می‌بری.
    آلبوم رؤیای آبی هاتف رو هم پیشنهاد می‌کنم مخصوصآ اگر دلتان هوای “سال ۲۰۰۰” داریوش را کرده است آهنگ “تراژدی” را بشنوید و اگر آهنگ “تریاک (هشل‌هفت)” آلبوم سفیر برایتان جالب بوده “همون آش و همون کاسه” شنیدنی‌ست در کل آلبوم جالبی‌ست با ترانه‌های متفاوت.
    از این به اصطلاح دستا، به ما چیزی نمی‌ماسه
    تموم مملکت پُره از رُشوه‌خوار نسناسه
    یه کاسه‌س زیر نیم‌کاسه، یه کاسه‌س زیر نیم‌کاسه
    اینم از بخت و اقبال ماست، درجا زدن شانسه
    واسه یه سقف ناقابل، مگه گیرت میاد ماسه؟!
    این صاحبان بیت‌المال، سرباز خشتشون آسه
    برات هی زیر و رو می‌کشن، یه کاسه‌س زیر نیم‌کاسه*

    در مورد حسین درخشان و حمیدرضا علاقه‌بند و امثالهم چند باری گفته‌ام. بهتر است دیگر بیش از این تحویل‌شان نگیرید. بگذارید بگذرند. آن‌هایی که غم نان و آزادی ندارند را چه کار با دلسوزی؟ آخر تو چه می‌دانی که درد چیست؟ ببینید هاتف در مورد بعضی از آنور آبی‌ها چه نوشته و خوانده است:
    ما هم این‌ور سماق می‌مکیم، بعضی بفهمی نفهمی کلکیم
    بیرون گود نشستیم و ما، حقیقتآ که بانمکیم*
    به راستی سنگسار از کدام انسانیت اسلامی که غوغا می‌کند می‌آید؟ ما که از این انسانیت فقط خفه شدیم و سنگ زدند…

    پی‌نوشت: جواد خیابانی آدم نژادپرستی‌ست، او عاشق اسلام است یا هر چیز باشد، خوشحال از پیروزی عراق بر استرالیا می‌گوید این ستاره‌های سوخته و دماغ‌گنده‌های استرالیایی، هرچقدر هم که از یک تیم متنفر باشیم این شیوه‌ی گزارشگری برای جنگ گلادیاتورهاست. آقا یادش رفته ورزش جای نژادپرستی نیست چه در زمین چه در تلویزیون. گویا هری کیول با لیورپول در فینال جام باشگاه‌های اروپا هم بود.
    ———————————————
    * همون آش و همون کاسه/آلبوم: رؤیای آبی/شعر و آهنگ: هاتف

  • ۲۱م تیر, ۱۳۸۶ | در دسته‌ی فوتبال ۲ نظر »

    لذت این روزها بیدار شدن کله‌ی سحر برای دیدن فوتبال ناب آرژانتین است، دیوانه این تنها تیم دنیا هستم. باید وقتی خواب را از سرتان مسی و ریکلمه و ته‌وز می‌پرانند این را درک کنید و آلفیو باسیله با آن هیبتش به راستی که متفاوت شده است و راه پکرمن را خوب ادامه داده است. قصدم نقد فوتبال نیست اما نمی‌فهمم تیم دوم برزیل اینجا یعنی چه؟ یعنی اگر سه چهار تا بازیکن نباشند تیم ذخیره است؟ پس بشمرید که کرسپو مصدوم شد، سورین نیست و ماکسی رودریگوئز هم اما آدم از گل ماسچرانو به پاراگوئه هم حظ بصری می‌برد و یا ضربه‌ی چیپی که امروز صبح لیونل مسی به دروازه مکزیک انداخت. امیدوارم انتقام دوره‌ی قبل را از برزیل بگیریم که اگر اتفاقی نیفتد حتمی‌ست.
    در مورد تیم ملی ایران هم بعد از اتمام بازی‌هایش می‌نویسم فقط بگم که در سال سیاه فوتبال که علی‌آبادی برایمان هدیه آورده چرا باید ایران در آسیا قهرمان شود؟
    خبرهای بد و بیراه هم این روزها کم نیست اما فرصت نوشتن کاش باشد. این روزها تنها دلخوشی‌ام همان ساعت‌های ناب فوتبال صبح است. به جای پلک زدن آدم می‌خواهد تعداد پاس‌های آلبی‌سلسته‌ها را بشمارد.

  • ۱۳م تیر, ۱۳۸۶ | در دسته‌ی روزمره ۸ نظر »

    به شخصه تولدم که دیروز بود و مصادف بود با رفع ساماندهی اینجا دات کام رو به خودم تبریک می‌گم. امسال از کیک و بزن و بکوب و بلرزون وبلاگی خبری نبود چون به شدت در حال متلاشی شدن از اعصاب‌خوردی‌های امتحاناتم!
    ساماندهی روزنامه‌ی هم‌میهن رو هم به تمامی بیکار شدگان عرصه‌ی قلم و خبر و اصلاحات تسلیت می‌گم.
    مادر که شب و روز ندارد، همیشه مبارک است تا بی‌نهایت…

    پی‌نوشت: چند روز پیش که به samandehi*@dci.ir ای‌میل زدم فرمودند سایت شما اشتباهآ در لیست ساماندهی رفته است. در حالی که اگر بگردید می‌بینید در وبلاگ من هم برهنه موجود است، هم س+ک+س و هم کَس +. بر این اساس می‌فهمیم که این سامانه‌ی سامانده علاوه بر اینکه بی‌شعور است، بی‌مصرف هم هست. این پول ما رو در راستای اهداف خودشونم درست خرج نمی‌کنن، انگار که با فاضلاب طرفیم.
    ——————
    * f i l t e r :دی

جی‌میل

Gmail

من

خبرنامه

Enter your email address

Delivered by FeedBurner

آمار

TwitterCounter for @foadsa counter

Performancing Metrics Blog Statistics