• ۱۸م خرداد, ۱۳۸۶ | در دسته‌ی وب‌سال نظر بدهید »

    به سلامتی و میمنت و ایشالا خوشی! قالب نصفه و نیمه‌ی وب‌سال آماده شد و من تونستم درست پس از دو ماه و سه هفته که از سال ۱۳۸۶ می‌گذره طرح رو عملی کنم.. بقیه‌ش دیگه بستگی به شما و حاضرین ایرانی در وب داره. امیدوارم حرکت مفیدی باشه.
    اینم از پست اول: سرآغاز، کمی‌ها و کاستی‌ها رو به بزرگی خودتون ببخشید…
    پیشنهاد اول هم اینه: به جای واژه‌های منحوس فیلترینگ و سانسور و از این دست بنویسید “ساماندهی”

    همین الآن متوجه شدم سجاد (سال‌های ابری) عزیز تو غم از دست دادن داییشه، واقعآ متأثر شدم. سجاد تو این چند وقت خیلی من رو کمک و راهنمایی کرد. متأسفم، امیدوارم دیگه بد نبینه.

  • ۱۷م خرداد, ۱۳۸۶ | در دسته‌ی مووبل‌تایپ ۳ نظر »

    گویا به من نیومده نسخه‌ی بتای مووبل تایپ۴-بتا رو تست کنم، یه چند تا ایراد داشت که مجبور شدم برگردم سر ام‌تی کلوزسورس!
    اما قابلیت‌های و امکانات بالایی داشت که با رفع اون ایرادای کوچیک می‌شه گفت رقیب قدرتمندی برای نرم‌افزار وردپرس از لحاظ اپن‌سورس بودن میشه، علاوه بر اینکه قابلیت تغییر کدهای قالب رو به سادگی داره. به هر حال به دارندگان مووبل تایپ این مژده رو باید داد که هیچ نیازی به جنبش و انقلاب و اینا نیست! همینجا بمونید وردپرسیا میان:)
    برای اولین بار هم یک ادیتور مناسب برای نوشتن مطلب توی مووبل تایپ جدید گذاشتن مسئولین، در ضمن برای نصب کردنش تنها کار دستی باز کردن فایل زیپ و جابجا کردن فولدر ام‌تی استاتیک هست و بقیه تغییرات که قبلآ توی فایل config داده می‌شد به صورت خودکار موقع ورود به ام‌تی صورت می‌گیره.
    مشتاقانه منتظر رفع ایرادا هستم تا با کله به اپن‌سورس مووبل تایپ پرتاب بشم!
    گفتم حالا که تو وضعیت به‌روز کردنم، از ۳.۳۳ برم رو ۳.۳۵، خسته نباشم!

    پی‌نوشت: ببخشید که از محیط مووبل تایپ۴-بتا، براتون عکس نگرفتم، انقدر مات و مبهوتش بودم که فراموشم شد!
    پی‌نوشت۲: این wlw هم که با کانکشن من به هم زدن، قهر کردن!

  • ۱۷م خرداد, ۱۳۸۶ | در دسته‌ی متن ترانه‌ی دیگران نظر بدهید »

    ای پرنده‌ی مهاجر، ای پر از شهوت رفتن
    فاصله قد یه دنیاست، بین دنیای تو و من
    تو رفیق شاپرک‌ها، من تو فکر گله‌مونم
    تو پی عطر گل سرخ، من حریص بوی نونم
    دنیای تو بی‌نهایت، همه‌جاش مهمونی نور
    دنیای من یه کف دست، روی سقف سرد یک گور

    من دارم تو آدمک‌ها می‌میرم، تو برام از پریا قصه می‌گی
    من توی پیله‌ی وحشت می‌پوسم، برام از خنده چرا قصه می‌گی

    کوچه پس کوچه‌ی خاکی، در و دیوار شکسته
    آدمای روستایی، با پاهای پینه بسته
    پیش تو یه عکس تازه‌س، واسه آلبوم قدیمی
    یا شنیدن یه قصه‌س، از یه عاشق قدیمی
    برای من زندگی اینه، پر وسوسه، پر غم
    یا مث نفس کشیدن، پر لذت دمادم

    ای پرنده‌ی مهاجر، ای همه شوق پریدن
    خستگی یه کوله‌باره، روی رخوت تن من
    مثل یک پلنگ زخمی، پر وحشت نگاهم
    می‌میرم اما هنوزم، دنبال یه جون‌پناهم
    نباید مثل یه سایه، زیر پاها زنده باشیم
    مثل چتر خورشید باید، روی برج دنیا باشیم
    ==========================
    پرنده‌ی مهاجر
    خواننده: داریوش
    ترانه‌سرا: ایرج جنتی عطایی
    آهنگ و تنظیم: صابر راستین
    آلبوم: پرنده‌ی مهاجر

  • ۱۵م خرداد, ۱۳۸۶ | در دسته‌ی عکس یک نظر »

    این عکس رو دو، سه هفته پیش گرفتم، الآن نمی‌دونم هنوز این کولر سر جاش هست یا نه. به هر حال راننده‌ی اتوبوسم می‌خواد خنک شه خوب!
    مکان: یزد، اتوبوس شرکت واحد ، خط دانشگاه آزاد

    cooler

  • ۱۴م خرداد, ۱۳۸۶ | در دسته‌ی وب‌سال ۲ نظر »

    با عرض معذرت و پوزش و کلی از این اراجیف، مثل اینکه عوامل دست به دست هم دادند که این طرح هم‌چنان مسکوت بمونه (تئوری تؤطئه!). خدا بخواد این لوگو دیگه لوگوی اصلیه و سایت و پیشنهاداش هم تا هفته‌ی دیگه میان! البته اگه یکی در بررسی جمیع ساماندهی‌ها ما رو کمک کنه.
    به دو سؤال زیر پاسخ بدید:
    ۱- چند نوع ساماندهی داریم؟
    ۲- برای انواع ساماندهی‌ها چند وبلاگ‌نویس مسلط را معرفی کنید.
    مثال: ۱- ساماندهی اینترنت، مهدی حکیمی، سید یوسف منیری و غیره!
    در ضمن از سال‌های ابری عزیز به خاطر لوگو ممنونم، زیاد.

     

  • ۱۳م خرداد, ۱۳۸۶ | در دسته‌ی روزمره ۳ نظر »

    تعارف ندارم، برایم پدر و دایی و دوست و اقوام و جاهل سر کوچه فرقی نمی‌کند، هر کس بعد از خواندن بیانات گهربار وزیر کشور دلش آب افتاده و نیشخندی از روی ذوق زده است انسان بی‌شرفی‌ست.
    تار موی طلایی آن به قول کثیف‌شان فاحشه، به زنان صیغه‌ای که اینها می‌سازند و تحقیر می‌کنند شرف دارد.

  • ۱۱م خرداد, ۱۳۸۶ | در دسته‌ی فوتبال نظر بدهید »

    واقعآ که حیف از یک بازی خوب که از دقیقه‌ی ۸۵ به سمت فاجعه پیش بره. حالا برادرای استقلالی دور بر ندارن، تصورش رو هم نمی‌شد کرد. از اشتباه کعبی وسط زمین شروع شد. تقصیر هیچ‌کس هم نبود فقط توپ‌ها گل نمی‌شد و گل می‌شد.
    فکر کنم تا زمانی که بازی‌های خانگی استقلال و پرسپولیس در ورزشگاه آزادی برگزار می‌شود بهتر است که هیچ‌کدام به آسیا نروند. یعنی باشگاه نیستند، خودمان را گول نزنیم، تا وقتی باشگاه‌هایی مثل سایپا، استقلال اهواز، صبا باتری و سپاهان داریم استقلال و پرسپولیس فقط در حد کُری خوندن می‌ارزن.
    آسیا نوش جان باشگاه‌های حرفه‌ای ایران…

جی‌میل

Gmail

من

خبرنامه

Enter your email address

Delivered by FeedBurner

آمار

TwitterCounter for @foadsa counter

Performancing Metrics Blog Statistics