• ۵م تیر, ۱۳۸۶ | در دسته‌ی موسیقی | نوشته شده توسط foadsa در ۱۲:۰۰ ب.ظ

    از همان آلبوم همیشه سبز باید می‌فهمیدیم که منتظر خبری ناگوار از تو هستیم. وقتی بغضت در این جمله آشکار بود: “می‌دونم موندنم همیشگی نیست…”
    اما همچنان تو بودی و ما به همین شنیدنت دلخوش. هیچ‌کس از ما نمی‌دانست چه چیز بانوی آواز ایران را آزرده می‌دارد. اصلآ نگذاشتی که بفهمیم. روحیه‌ات ستودنی بود. تازه این سال‌ها انگار جوان شده بودی. آهنگسازهایت جوان بودند. این آلبوم آخری سراسر معنی بود. شادمهر عقیلی با آن ملودی‌ها و تنظیم‌های محشرش و ترانه‌های مریم حیدرزاده‌ی عزیز که سراسر احساس است. از خدا خواسته که آمد انگار لحظه‌ی خبر نزدیک می‌شد. ترانه‌ها بوی رفتن داشت و ملودی‌ها رنگ خاطره. و به ناگاه بغض خانواده‌ی موسیقی ترکید. این سال‌ها زخمی به قول صادق چون خوره روح تو را در انزوا می‌خورد اما دم نمی‌زدی. چه کسی فکرش را می‌کرد مه هستی ما یک غده‌ی سرطانی داشته باشد و باز هم لبخند و آواز بر لبش دلبری کند.
    تو نه یک صدا و سیما در اختیارت بود و نه دستور به مرگ کسی داده بودی. تو انقلاب نکردی اما قربانی شدی مثل تمامی خاطره‌سازانی که غربت‌نشین‌اند. گناه دیگری هم داشتی، تو زن بودی. اما هنوزم که هنوزه آن‌ها که غیرت‌شان را غداره می‌کشند با صدای تو و امثال تو روز را شب می‌کنند.
    عید نوروز که آخرین ویدیوی تو پخش می‌شد هنوز هم آن لبخند بر لبانت بود اما اشک را در تمامی نگاهت می‌شد لمس کرد. حالا دیگر همه می‌دانستند آن رفتن نزدیک است. امیدها دروغی بیش نبود که تو سال‌ها پیش وقتی مردم را به خودت ترجیح دادی این ثانیه‌های درد را به جان خریده بودی. دیدن یک لحظه شادی مردم کشورت، کشوری که این‌گونه با همه‌تان بی‌رحم است تو را نگه می‌داشت.
    و حالا رفته‌ای، ۱۷ سال بعد از هایده‌ی دوست‌داشتنی. مثل تمامی آن‌هایی که در غربت رفته‌اند اما از دل نرفته‌اند. به راستی خداوندا یک چیزی هست که مرگ هر هنرمند قطره‌های اشک را می‌آفریند کاری که با هزار روضه و منبر شاید نشود. یکی باید جواب این سال‌های ما را بدهد وقتی که بانوی آواز ایران می‌رود اما هیچ روزنامه‌ای در این سی سال عکسی از او نداشته است.
    دلمان برایت تنگ می‌شود. اشکم مجال نمی‌دهد این سطور را تمام کنم. دوره‌ات می‌کنم، می‌گویی: “بسه دنیا دیگه بسه، تو دیگه کار نده دستم”، می‌گویم: “بسه دنیا دیگه بسه، چقده کار میدی دستم”، می‌خوانی: “خودم میرم، عکسم ولی تو قابه”، می‌نویسم: “خودت رفتی، یادت ولی تو دلهاست…”
    » مهستی، خواننده‌ی ایرانی، درگذشت.
    منبع عکس: بی‌بی‌سی فارسی، روز هفتم

  • یک نظر برای “خودت رفتی، یادت ولی تو دلهاست”

    WP_Modern_Notepad
    • عمو اروند گفت:

      مهم این نیست که چند سال زندگی می‌کنی مهم آن است که در آن سال‌های زنده بودن در قلب انسان‌ها جائی پیدا کنی و در آن محل برای همیشه ساکن شوی.
      در بلاگ نیوز لینک شد

    نظر بدهید

    توجه: مدیریت نظرات فعال است و ممکن است انتشار نظر شما با تاخیر صورت بگیرد. نیازی به فرستادن مجدد نظر نیست.

جی‌میل

Gmail

من

خبرنامه

Enter your email address

Delivered by FeedBurner

آمار

TwitterCounter for @foadsa counter

Performancing Metrics Blog Statistics