به راستی در کلمهی حماسه چه چیزی نهفته است که به همین سادگی گم میشود؟ حماسه با حماسه چقدر تفاوت دارد. چگونه است که سوم خرداد حماسه میشود و سوم تیر هم حماسه؟ خیلی بیشتر از کمی توهم ما را نگرفته است؟
فرقی نمیکند اصلآ مگر دوم خردادش هم حماسه بود؟ شاید شاهنامهخوانیهایمان را کنار گذاشتهایم. آیا تمام جوامع بشری ملتهای حماسهسازی هستند چون در انتخاباتشان شرکت میکنند؟
برای واژههایی که تحریف میشوند دهخدا و معین هم دیگر به کار نمیآیند در کشوری که رئیس مجلسش واژه میسازد و برای دولت انگلیس تعیین تکلیف میکند و تعیین تکلیف آنها را زور میخواند.
این هم از دومین سوم تیری که گذشت. هه! حماسه، آدم دلش برای رستمهای هشت سال جنگ میسوزد. اصلآ دلش برای حماسه میسوزد که اینچنین دستمایه میشود.
پینوشت:
خداحافظ گل پونه، که بارونی نمیتونه
طلسم بغضو برداره، از این پاییز دیوونه
*خداحافظ/شعر: بابک صحرایی/خواننده: حامی











تیر ۳م, ۱۳۸۶ در ۱۱:۳۸ ب.ظ
منو بگو که اصلا تو باغ نبودم
هی میگم این سوم تیر میگن راجع به چیه تازه اینجاگرفتم موضوع رو :))
تیر ۴م, ۱۳۸۶ در ۹:۴۰ ب.ظ
یعنی احمدی نژاد رستمه؟!
تیر ۸م, ۱۳۸۶ در ۱۰:۰۷ ب.ظ
۳ تیر قطعا حماسه است چون بعد از ۸ سال ولنگو بازی مردم خودشون به عدالت رای دادن نه به آزادی.