باز باید از جادوی زن گفت
باز باید از عاشق شدن گفت
باز هم باید در سایه گم شد
باز باید ساده شد لابد
تو، به سادگیِ یک جشن مدرسه
جشن تولد
گل کن مثل یه هدیه
سرخوش و خود به خود
سرخوش و خود به خود
دست تو کو بگو دست تو کو
دو دست گم شده دست بیآرزو
وقت یکی شدن، وقت تو، وقت من
وقت دلنازکی، ساعت سر رفتن
آره خودشه
خود خودشه
================
قسمتی از ترانهی “خودی” از آلبوم “زندگی” با صدای “منصور” با کلام “شهیار قنبری”
پینوشت: به راستی روی ترانهسرای شهیار این ترکیبهای ناب را چگونه میآفریند؟ همیشه تازه و تابوشکن…











خرداد ۲۶م, ۱۳۸۶ در ۷:۳۵ ب.ظ
من همیشه به شاعرها غبطه خورده ام!
خرداد ۲۷م, ۱۳۸۶ در ۱۲:۱۳ ق.ظ
ایشالا به خیر و خوشی :P
خیلی این ترانه منصور رو دوست دارم