به همین سادگی، مثل تمام خبرها اول یک جمله است و بعد فاجعه. باشگاه پاس تهران به شهدای الوند همدان واگذار میشود. فقط به عنوان یک طرفدار فوتبال به این حرکت دقت کنید. نه طرفدار تیم پاسم نه منکر کم هوادار بودن این تیم اما به عنوان یک تماشاگر سالهاست از فوتبال این تیم لذت بردهام حتی امسال که جایگاهش پایین جدول بود، بازی پاس-سایپا و پاس-استقلال از بازیهای جذاب لیگ بود. قطب سوم فوتبال ایران که میگویند حرف کمی نیست، پاس افتخاراتی که یک باشگاه بزرگ میتواند در آسیا داشته باشد را کسب کرده بود. و حالا نتیجهی یک ۴۴ سال خاطرهی فوتبال تنها در ذهن بازیکنان بزرگ این تیم خاک حواهد خورد.
خصوصیسازی و اصل ۴۴ را با همان نام پاس و در همان تهران باید انجام داد هر چیزی در ملک خودش باید خصوصی شود. باید دیشب برنامهی نود را میدیدید واقعآ لقب احمق برای بعضی از مدیران اجرایی ما کم است. اصلآ رئیس هیئت مدیرهی پاس نمیداند بزرگی در فوتبال یعنی چه! صد تا فردوسیپور هم نمیتوانند او را قانع کنند که این حرکت یعنی نابودی!
پاس طرفدار ندارد؟ قدمت که دارد در همین تهران خصوصی میکردید طرفدار هم پیدا میشد مگر صباباتری تهران و سایپای کرج کم طرفدار پیدا کردهاند؟
اصلآ به چه حقی همدان باید در لیگ برتر نماینده داشته باشد؟ بروند از پایه تیم درست کنند و به لیگ بیاورند مگر شهرهای دیگر چه میکنند؟ کرمانشاه بعد از سالها زحمت و سرمایه گذاری شیرین فراز را به لیگ آورد، همین یزد مگر نبود یا کرمان؟ وقتی از بین تیمهای بزرگی مثل راهآهن و فولاد خوزستان و تراکتورسازی تبریز و تیم نوپای شهرداری بندرعباس تنها یک نماینده در لیگ میماند بر اساس آموزههای دینی خودتان حق ضایعشدهی اینها را چگونه جواب میدهید؟
اینهمه مجوز تأسیس تیم در تهران ندهید نه اینکه تیمهایی که سالهاست هستند را سر ببرید به خاطر اینکه سهم شهرستانها کم است شهرستانی که تیمش در دستهی سوم است حتمآ حقش همانجاست که سرمایهگذاری پایهای نمیکند.
پاس تیم بزرگی است دلیلش حضور وحید هاشمیان در آلمان است و بازیکنان بزرگی که رقیب استقلال و پرسپولیس بودند. اصغر شرفی با آنهمه بزرگی چقدر دلش شکسته بود و از خاطراتی که نابود میشود میگفت. حالا نام قهرمان یکدورهی باشگاههای آسیا و لیگ برتر ایران را باید در تمرین دستگرمی کارمندان نیروی انتظامی جستجو کرد.
یکجوری باید جلوی این حرکت را گرفت وگرنه بعید نیست که فردا پرسپولیس سر از سمنان در بیاورد و استقلال سر از زاهدان!











خرداد ۲۳م, ۱۳۸۶ در ۲:۱۳ ق.ظ
رفیق شفیق من .
کاش فقط فوتبال بود و باشگاه !
گاهی فکر میکنم باید بیخیال این حرفها بشم
و برم بشینم یه گوشه ای و زندگی خودم رو بکنم . به درک که فرهنگ من ، زبان من ، هویت من ، دین من ، … ، نابود شده یا میشه ! به درک که دزدی میکنن و … چی بگم آخه ؟ خودت بهتر میدونی !