به تکاپو افتادهاند، جنبش درست میکنند برای مبارزه با قاچاق زیرزمینی فیلمهای سینمایی روی پرده، جالب اینجاست که تمام فشارهای دولت تحمل شده اما این یکی پدیدهای است که سینما را نابود میکند!
نیما خوب نوشته است دیگر نیازی نیست من از امکانات سینما بگویم و چه زجرهایی که موقع دیدن فیلم در سینما نصیبمان میشود و به جای دیدن فیلم شهید میشویم.
از لاس زدنهایی که باید در یک دیسکو و کاباره و پارک باشد ولی در سالنهای تاریک سینماست و من هم از آن جدا نیستم شاید. از کنترلچیای که با وجود آنهمه صندلی خالی تو را به جلوترین ردیف ممکن میبرد تا با آن پردهی غیر استاندارد و صدای نامفهوم یک فیلم ایرانی تماشا کنی که خودش هم با کلی مصیبت از لحاظ امکانات مواجه بوده است.
چقدر نوشتم قرار بود چیز دیگری بنویسم، قرار بود بنویسم عزیزان سینماگر که کلی محدودیت و محرومیت دارید، شما دیگر چرا مثل دولت به مردم زل زدهاید؟ دزدیم! چارهای هست؟ آیا شده درست بعد از اتمام اکران فیلم، سیدی (نمیگویم دیویدی) فیلم در دسترس باشه اونم اوریجینال؟ کو؟ چه کسی پخش فیلم حکم را بر عهده گرفته است که بعد از گذشت قریب به دو سال هنوز هیچجا پیدایش نیست؟ آری ما دزدیم! مردم کپیرایت را رعایت نمیکنند چون صدا و سیما با آن بودجهی سرسامآورش شاهدزد است، فوتبالها، فیلمهای آمریکایی و فیلمهای ایرانی را میدزدد آنوقت شما میگویید آی مردم؟
شده اعتراض کنید که چرا بعد از اینهمه تاریخ و فرهنگ و هنر ما ته چاه کپیرایتیم؟ چه کسی جز خود شما و مردم ضرر کرده است؟ دولت که ککش هم نگزیده است. چرا ایران قانون جهانی کپیرایت را امضا نمیکند که هنرش بیش از اینها در جهان دیده شود؟ وقتی قانون جهانی را قبول ندارید چه انتظاری از مردم دارید که با کپیرایت غریبهاند؟
مسعود کیمیایی در سکوت فیلمنامه را بارها بازنویسی میکند، داریوش مهرجویی صد بار به فیلمش ور میرود تا مجوز بگیرد، بهرام بیضایی اصلآ فیلمش را نمیسازد، عباس کیارستمی از اکران فیلمهایش تنها احترام مسئولین را میبیند، جعفر پناهی به امید اسکار آینده نشسته است بعد از اکران جهانی آفساید، مخملباف و دخترش حالا تیپشان هم شبیه آمریکاییها شده است چون در کشور خود مقبول نمیافتند و علی حاتمی در گور خدا را شکر میکند بابت رفتنش.
شد به نصفه شدن فیلمهایتان در تلویزیون مثل مهرجویی اعتراض کنید و صدا و سیما را تحریم کنید؟ شد بگویید زن را در خانه روسری چه کار؟ شد از فیلمهایی که سالهاست در نوبت اکران خاک میخورند حمایت کنید؟ چرا نورسیدهای چون دهنمکی که معلوم نیست چه کسی مسیر سینما را یادش داد همهی امکانات و جنجالها را صاحب میشود تا فیلمش بفروشد و از توهین و افترا ابایی ندارد آنوقت یک قطار کارگردان روشنفکر و باتجربه برای مجوز گرفتن به هزار ارگان متوصل میشوند؟ چه کسی اینها را حمایت میکند مگر نباید پشت هم باشید؟ وقتی مشاور فرهنگی رئیس جمهور میگوید کیمیایی کارگردان خوبی بود اما در مسیر انقلاب قرار نگرفت، آنوقت کیمیایی چگونه از خود دفاع کند؟ فقط اسم در میکنید، کانون کارگردانان و چه و چه!
یکبار دیگر درست نگاه کنید، مشکل شما کپی ارزان فیلمهایتان است؟ خانم میلانی مگر فیلم خوبتان آتشبس با این همه رقیب کپی و جام جهانی فوتبال کلی نفروخت؟ پس مشکل مردم نیستند. مشکل جای دیگریست.
شد به دولت اعتراض کنید؟ راست میگویید در اعتراض به سیاستهای غلط دولت در مورد فرهنگ و هنر اعتراض کنید و تهدید به تعطیلی سینما. تا وقتی سینما دولتی است نصیب ما همین کپیهای بیکیفیت و بیهمهچیز فیلمهای ایرانی است و نصیب شما کپیرایتی که امضا نشده است.
برای ما بر اساس همین کپیرایتی که اینجا نیست دیویدی فیلمهای درجه یک آمریکایی با کیفیت بالا و حتی زیرنویس فارسی و بعضی با پشتصحنهی فیلم دنیایی از لذت و دیالوگ و صحنههای ناب بصریست. پس تهدیدتان را جای دیگری خرج کنید.
راه من
تو فکر یک ترانهام، از آرزوهای محال











خرداد ۲۲م, ۱۳۸۶ در ۹:۴۳ ب.ظ
من که شخصا اگر یه سالن راحت واستاندارد پیدا کنم و صندلی جلوییم یه فیلم دیگه اجرا نشه (!!!) اگرم سی دی رو دیده باشم میرم سینما هم یه دور میبینم مشکل از یه جای دیگه است
تیر ۱۰م, ۱۳۸۶ در ۶:۴۹ ب.ظ
اعصاب فولادین میخواهد تحمل مهملاتی که به عنوان فیلم آن هم با این کیفیت در سینماهای ما پخش میشود.
من هم در این رابطه مطلبی که در وبلاگم نوشتهام که خوشحال میشوم بخوانید و نظر بدهید.
http://80post.blogfa.com/post-22.aspx