• ۱۰م خرداد, ۱۳۸۶ | در دسته‌ی اینترنت نظر بدهید »

    امروز روز جالبی برای اینترنت بود، مایکروسافت نسخه‌ی جدید ویندوز لایو رایتر رو عرضه کرد و گوگل امکان آفلاین رو به گوگل‌ریدر اضافه کرد. گرچه گوگل‌گیرز هنوز با کانکشن من مشکل داره و امیدواره هرچه زودتر این اشکال رفع بشه تا بتونم نصبش کنم.
    ویندوز لایو رایتر یکی از بهترین محصولاتی‌ست که تا به حال مایکروسافت ارائه داده گرچه آفیس ۲۰۰۷ نیز از نظر من نرم‌افزار قوی‌ایه. در نسخه‌ی جدید این نرم‌افزار شکل ظاهری اون زیباتر شده و امکان تغییر رنگ داره و از امکاناتش هم هرچی بگم کمه.
    امکان ذخیره‌ی خودکار مطالب، اضافه‌کردن جداول، Link Glossary، نوشته‌ی اضافه و خلاصه‌ی مطلب از امکانات جدیدیه که بهش اضافه شده فکر می‌کنم. با وجود نرم‌افزار ویندوز لایو رایتر دیگه نیازی به پیدا کردن ادیتور بی‌دردسر و ورود به مدیریت وبلاگ نیست. متأسفم که سرویس‌های فارسی از این قابلیت پشتیبانی نمی‌کنند و به استفاده‌کنندگان مووبل‌تایپ، وردپرس، بلاگر و از این دست سفارش می‌کنم که کار با این نرم‌افزار قدرت‌مند رو از دست ندن.

    » توضیح عصرونه

  • ۷م خرداد, ۱۳۸۶ | در دسته‌ی فوتبال ۳ نظر »

    واقعآ توی عصر تکنولوژی ما فقط انرژی هسته‌ای کم داریم. وقتی توی اوج حساسیت و در روز آخر لیگ برتر بازی تیم چهارم جدول رو به صورت مستقیم نشون بدن دیگه آدم چی می‌تونه بگه؟ اینم از رسانه‌ی دولتی که هیچ اعتراضی نمی‌شه بهش کرد چون رقیبی نداره.
    آما، یک سال پشت سر دایی بودیم تا امروز جواب بگیریم و جار بزنیم این داییه که توی ترکیب و تاکتیک دخالت می‌کنه. الحق که خوب جواب مدعیان رو داد در ضمن گل قهرمانی تیم رو هم خودش زد تا هم گل دهم رو زده باشه و دهن اون سردبیر ورزشی رو ببنده و هم خودش به خودش هدیه بده.
    جدولی که امروز از لیگ برتر باقی موند آرزوی من بود، سایپا که حقش قهرمانی بود، استقلال اهواز هم انصافآ تیم یکدست و با برنامه‌ای بود و پرسپولیس بعد از اون‌همه کری‌خونی استقلالیا هم توی جدول بالاتر وایساد و هم شانسشو توی جام حذفی داره. به این می‌گن یه لیگ رؤیایی…
    پی‌نوشت: امیدوارم استقلالیا بعد از یک فصل گند، سال آینده اینقدر به حیثیت فوتبال لطمه نزنند.

  • ۴م خرداد, ۱۳۸۶ | در دسته‌ی حقوق بشر, سیاست نظر بدهید »

    بچه‌های پلی‌تکنیک اعتراض کردند و محمود احمدی‌نژاد تنها خندید و گفت مگر این آزادی نیست؟ به راستی ما دنبال چه چیز می‌گردیم؟ آنروز آزادی در یک لبخند بود و از فردایش آزادی یک توهم. همیشه به دانشجویان پلی‌تکنیک حسودی کرده‌ام. اصلآ این دانشگاه متفاوت است. از نامش گرفته تا اتفاقاتش. در میان انبوهی از نام‌ها که بر سردر دانشگاه‌های کشور دیده می‌شود شاید تنها امیرکبیر باشد که نامش برازنده‌ی خودش است. نه نام رئیس جمهوری اسلامی است و نه نام هیچ موضوع بی‌ربط دیگر.
    امیرکبیر را به عنوان یکی از ایرانی‌ترین مردان تاریخ می‌شناسیم که نه زورگو بود نه بی‌لیاقت و بی‌سیاست. شاید روح اوست که بر دانشجویان این دانشگاه مؤثر است. حالا بعد از آن روز کذایی اعتراض، ببین چگونه روح امیرکبیر را می‌آزارند.
    حمام فین کجاست؟ دانشجویی که معترض است بازداشت حق‌اش است. این چیزی‌ست که نامش را آزادی در حدود قانون می‌گذارند. قانون چیست؟ کلامی که بر زبان فلان سردار جاری می‌شود و یا عقیده‌ای که در سر آن بسیجی دانشگاهی می‌گذرد. اسمش را چه می‌گذارند؟ تأدیب، پاکسازی دانشگاه از نیروهای ضدانقلاب و مخرب.
    حالا تو به تمامی معصومینشان قسم یاد کن که نشریات منتشر شده جعلی است. آن‌ها به منافقین‌شان اعتماد می‌کنند نه به معصومینشان.
    اینجا ایران است. جایی که بسیجیان تندرویش هر حرکتی بخواهند در دانشگاه می‌کنند اما دانشجوی کمونیستش حق درس خواندن هم ندارد. صندوق رأی را به راحتی مورد هجوم قرار می‌دهند -حتی اگر در استراحت‌گاه دختران دانشکده باشد که آن‌ها مجازند به تجاوز- و برای پاکسازی دانشگاه از چهره‌های معصوم بیانیه صادر می‌کنند.
    اینان دانشجو را ضرب و شتم می‌کنند. انگار که ایران برای او نیست و زبانش فارسی نیست. به خاطر اینکه دغدغه‌اش شاید انرژی هسته‌ای نباشد و هدفش ایده‌های نویی باشد که هیچ دخلی به آن‌ها ندارد. به کسی چه که خانواده‌اش را سربلند و آزاد می‌خواهد؟ به کسی چه که خداوندگارش را چقدر دوست می‌دارد؟ جنس‌مان متفاوت است و قدرت و شعور درکش از مخیله‌ی آن‌ها خارج است.
    واقعآ چه صفتی لایق این جماعت است که اینگونه به دشمنی با عقیده و علم قد علم کرده است؟

    » چکمه‌هایتان را از حلقوم پلی‌تکنیک بردارید/گناهکار (به همراه لینک‌های مرتبط)

  • ۳۱م اردیبهشت, ۱۳۸۶ | در دسته‌ی سیاست, عکس ۴ نظر »

    حالا که مسیح گفته این عکس در روزنامه چاپ نمیشود بیایید در وبلاگها بگذاریمش تا بدانند چقدر برای ما مهم است انسانیت. تا چرکی که زیر پوستشان پنهان کردهاند بیرون بریزد. بگذارید دنیا بداند دغدغهی ما سیصد اگر هست به خاطر این مردم است که حکومتش به آنها رحم نمیکند. این تنها یک پیشنهاد است…
    تف به تمام پستیتان، کسانی که جز ناسزا بر لبان مردم برای خودتان باقی نگذاشتهاید و جهنمی که عاقبت خود در آن هلاک خواهید شد.

    منبع عکس: حرفه؛ خبرنگار

  • ۳۱م اردیبهشت, ۱۳۸۶ | در دسته‌ی عکس نظر بدهید »

    ببخشید عکس‌ها غیرحرفه‌ایه (بدون شرح)

    نام

  • ۲۶م اردیبهشت, ۱۳۸۶ | در دسته‌ی موسیقی ۵ نظر »

    حالا محسن نامجو مد شده است. بعضی‌ها صدایش و نوع خواندنش را دوست دارند و بعضی مثل لیلی از او متنفرند. اما مشکل کجاست؟ مشکل اینجاست که عده‌ای نمی‌توانند سلیقه‌ی موسیقایی‌شان را با جرأت بیان کنند. پشت تب قایم می‌شوند. من از محسن نامجو خوشم نیامد. خیلی راحت، حتی فکر می‌کنم نقطه‌ی ضعف سریال “ترش و شیرین” رضا عطاران همان صدای نامجو بود. امیرحسین مدرس قشنگ‌تر می‌خواند. اما مشکلی ندارم که چرا بعضی نامجو را از ته قلب دوست دارند. شاید یک وقتی خوشم آمد.
    رک بگویم از این تب کردن‌ها خوشم نمی‌آید. جرأتش را دارم که بگویم شادمهر که گل کرد فکر کردم یک مد است مثل همه‌ی مدها، اما حالا او جزء ده خواننده‌ی محبوب من است. اصلآ هم قرار نیست بگویم موسیقی شعور می‌خواهد. موسیقی حال می‌خواهد. گاهی باید با دونه دونه‌ی منصور حال کرد، گاهی با انتظارش. چه ایرادی دارد اگر با ریتم شش و هشت شهرام شب‌پره حال‌مان سر جایش می‌آید. ساعتی هم آواز شجریان را نفس می‌کشیم. از آن روشن‌فکرهایی متنفرم که دائم ریتم شش و هشت را می‌کوبند اما تا پخش می‌شود شنگول می‌شوند.
    احساس می‌کنم برای محسن نامجو هم تب کرده‌ایم. تا نفس‌شان غیرمجاز است تب می‌کنیم. همه را نمی‌گویم. چند نفر سی‌دی “وایسا دنیا”ی رضا صادقی را خریده‌اند؟ شاهکار است. اما هنوز هم زیرزمینی‌اش را دوست داریم. پول بالای سی‌دی اصلش نمی‌دهیم. خواننده‌ای که تا دو سال پیش تب همه‌ی ما بود.
    موسیقی سلیقه است. درست است لیلی کمی تند رفته است. انگار از این تب بی‌مورد متنفر است. اما یکی از طرفداران نامجو می‌گوید درک موسیقی این بشر شعور موسیقی می‌خواهد. شعوری که در شنیدن صدای منصور و کامران و هومن نمی‌توان یافت. ممنون پدرام جان معنی شعور موسیقی را هم فهمیدیم.
    آیا آلبوم “هیس” رضا یزدانی را گوش کرده‌اید؟ “پرنده بی پرنده” را چطور؟ خیلی عذر می‌خواهم که رضا یزدانی یک آهنگ زیرزمینی هم تا آنجا که من اطلاع دارم بیرون نداده است تا برایش تب کنیم. حتی آهنگ اصلی آلبومش هم مجوز نگرفت. راک می‌خواند و مورد پسند خیلی‌ها هم نیست. می‌توانید با صدای رضا یزدانی و اشعار یغما گلرویی حال کنید یا نکنید. نمی‌گویم که درک موسیقی‌اش شعور می‌خواهد.
    گاهی با خود فکر می‌کنم داریوش را باید در خلوت گوش کرد نه اینکه بقیه شعور درکش را ندارند بلکه به خاطر اینکه اکثر آهنگ‌های داریوش مخصوص تنهایی‌ست.
    آن‌هایی که با موسیقی سنتی و آواز حال می‌کنند تا به حال صدای خانم “میراث” رو شنیده‌اند؟ حال اساسی می‌دهد.
    مثلث ترانه به همراه فرید زُلاند، صدای دیگری را معرفی کرده‌اند. آلبوم “سیمرغ” راستین در راه است. این هم ترانه‌ای از اردلان سرفراز با صدای راستین:
    گم‌ترین پیدایی، دوری و اینجایی
    من که با تو هستم، تو چرا تنهایی
    با همه دوری ما، این‌همه فاصله‌ها
    همه‌جا سرشار است، از هوایت اینجا
    گل من، گوهر من، کاش اینجا بودی
    جان من، جوهر من، کاش اینجا بودی

    پی‌نوشت: نوشتم خوشم نیامد و نوشتم شاید بعدها خوشم آمد، گفتگو‌ی محسن نامجو با همشهری جوان را هم بخوانید جالب است.
    پی‌نوشت: متأسفم که سلیقه‌ی من و بعضی‌ها اینقدر سخیف است که در ترانه مانده‌ایم.

  • ۲۳م اردیبهشت, ۱۳۸۶ | در دسته‌ی وب‌سال ۳ نظر »

    نامش را بعد از گذشت یک ماه و بیست روز “ضد ساماندهی” گذاشتم، طرح‌ها و پیشنهادها و راهکارهای وب‌سال ۱۳۸۶ به زودی آماده می‌شود. با توجه به وقت زیادی که این طرح می خواهد عذرخواهی مرا بپذیرید اگر سهل‌انگاری می‌شود:

    امیدوارم، نام از نظر اکثریت مقبول باشد…
    پی‌نوشت:
    پُرَم از دلهره، تشویش،
    پُر از ابرای سیاهی که نشستن روی بختم اما بارون نمی‌بارن
    پُرَم از …

    پس‌نوشت: قافیه می‌بارم به روی کاغذ، قافیه می‌خوانم از یغما گلرویی…

  • ۱۵م اردیبهشت, ۱۳۸۶ | در دسته‌ی یک کلام ۲ نظر »

    «اگه بخوایم چیزی به مردم بگیم، باید دروغ بگیم. وقتی دروغ بگیم گند کار زود در میاد.»

     

    The Black Dahlia

    پی‌نوشت: با تشکر از سامانده محترم که باعث شدند، دات کام اینجا به دات اینفو تبدیل شود. www.Rah-e-Man.info

من

خبرنامه

Enter your email address

Delivered by FeedBurner

آمار

TwitterCounter for @foadsa counter

Performancing Metrics Blog Statistics