خونه بود و کوچه بود، محله بود
گندم و مزرعه بود و گله بود
خونه بود سقفش اگرچه چکه میکرد
خواب رو پشتبونش معرکه میکرد
دلی بود که غصه رو حوصله میکرد
سفره بود، مادری بود، دو رکعت شکر سحرگاه
در میزد مهمون ناخونده هر از گاه
خونه بود، پنجره بود، دختری اونور دیوار
شکل یک لبخند معصوم، پشت چادر، حین دیدار
از پی نون همه بودن، اما نه به قیمت خون
پشت دستو میسوزوندن، اما سنگسار نمیشد: تنا تو میدون
اونروزا آخر دیماه، مکتبو میشد به هم ریخت
پاورقیهای تندو، گاهی از ترانه آویخت
گرچه نم داشت کف خونه، برام اما بهترین بود
جای دنج کودکیهام، گرچه حقم بیش از این بود
گوشهی حیاط خونه، سایه تو اومد و رفت بود
بیرون خونه هیاهو، زیر خاکش پرِ نفت بود
خونهمون رو آب حوضش، شبا عکس ماه میافتاد
خونه اندوه عظیمو، زیر سقفش راه نمیداد
توی باغ پشت خونه، پرِ نارنج رسیده
توی طرح آسمونش، پرِ ابرای کشیده
گوشهی حیاط خونه سایه تو اومد و رفت بود
بیرون خونه هیاهو، زیر خاکش پرِ نفت بود
زیر خاکش پرِ نفت بود
=================
آهنگ: نفت
خواننده: هاتف
آلبوم: نقاب










