پفک نمکی …! هم اگر بودیم وقتی میخوردنمان صدا میدادیم. اما انگار برایمان عادی شده. الآن تنها چیزی هستیم که بیصدا خورده میشویم. چقدر به ساماندهان فحشهای ناموسی داده باشم خوب است؟ نوش جانشان!
وقتی فوتبال در جامجهانی نتیجه نمیگیرد انگار که علی دایی دشمن خونی ماست. سیل فحشها و اساماسها و شکایتهای توهینآمیزمان شروع میشود. در حالی که فوتبال تنها یک تفریح است و برد یا شکست در آن همیشه هست.
وقتی دنیا جایی حقی از ما میگیرد خودمان را پاره میکینم که چنین است و چنان، با سر توی دیوار سفارتشان میرویم یا مجسمههایشان را آتش میزنیم.
اما حالا خیلی راحت در مورد زیپ شلوار ما تصمیم میگیرند و ما گوش میکنیم. نشستهاند و انگار با یک بحران روانی حاد مواجهند. ریشهیابی بدحجابی میکنند! اگر از همان زنکی که آمده در گفتگوی ویژه نشسته و در مورد نقشهی غرب برای تاراج فرهنگ اسلامی صحبت میکند بادی خارج شود میگوید تؤطئهی آمریکا و صهیونیستهاست.
حالا کجاست فحشها و اساماسها و جوکهای قشنگتان؟
آلت مبارک جناب سروان اذیت میشود اگر دخترکی موهایش را رنگ کرده باشد؟ اگر سینههای بزرگ زنی گناه کردن را بر شما واجب میکند کافر شمایید. چشمانت را درویش کن هرزهمرد. خداوند را انکار میکنید؟ زنک! با دیدن خوشهیکل و خوشلباس بودن جوانی مورمورت میشود؟ خود شکن آیینه شکستن خطاست.
آهای تو که با چادرنماییت آبروی چادریهای باشخصیت را به فنا دادهای. آن که استریپتیز میکند جنده نیست. فقط اجازه میدهد ببینیاش. آنچه که به زعم شما مصداق فحشاست شغل است. از مال شما که مایه نگذاشته است، شما مال خودتان را بپایید.
“تن آدمی شریف است به جان آدمیت، نه همین لباس زیباست نشان آدمیت” بارها از روی این بیت بخوان. آن فاسدی را که تو میخوانیش یک تار مویش باشرفتر از صدتا مثل توست.
به شما چه که سگ توی ماشین چه میکند؟ به تو که مالیده نشده است. وقتی گیر میدهی آنوقت خودت نجسی که آفریدهی خدا را نجس میخوانی و انکارش میکنی. به چه جهت است که حیواناتی که سکس عیان دارند دوستداشتنیترند؟ بگو گربه دلبرتر است یا کلاغ؟
این مردم بیگناه را تنها برای پای صندوق لازم دارید؟ پس سال انسجام ملی برای چیست؟ چطور آنها حنجرهشان را برای حق مسلم شما جر بدهند اما شما حق مسلم آنها را به کثافت عقایدتان آلوده کنید؟
حتمآ بعد هم میافتید به جان هدیه تهرانی و نیکی کریمی، محمدرضا گلزار و بهرام رادان؟ تصور کنید لحظهای لباس پوشیدن این بازیگران را به سبک دههی شصت!
پینوشت: قرار شد وبسال حول محور فیلترینگ انتخاب شود اما گستردهترش میکنم. یک ماه است دارم کلنجار میرم. ما یک نامی میخواهیم برای آنتیساماندهی بودن. فیلترینگ اینترنت، سانسور فرهنگ و ادبیات و سیاست، ساماندهی هر آنچه شخصیست. سایت هست، طرح هست اما سیستم نیست، کسی هست کمک کند مرا؟ یک نام درست و حسابی میخواهیم… به خاط شروع شدن فعالیت وبلاگستان در اردیبهشت اینگونه میشود که تأخیر میکنیم.
منبع عکس: ایرنا











اردیبهشت ۷م, ۱۳۸۶ در ۷:۴۳ ق.ظ
be nazare man bayad dokhtar-haa dar iran khodeshaan raa baa magh\’na\’e mesle talebaanihaa bepooshaanand taa lezzate negaah raa az basijiha, va paasdaaran va mollahaye kesafat begirand.
اردیبهشت ۱۴م, ۱۳۸۶ در ۱۱:۲۴ ق.ظ
Haz kardam.Kheili ghashang bood
reza
اردیبهشت ۱۴م, ۱۳۸۶ در ۱۱:۵۴ ق.ظ
به نظر من این طرح پلیس واقعا طرح لازمی است.عزیز من وقتی یک دختر با پاچه کوتاه لباسهای تنگ از جلوی تو رد میشه تو میتونی جلوی خودتو بگیری مسلما هر انسانی شهوتی داره همون بسیجی یا ملائ شم که میگی شهوت داره ، خوب ناچارا به گناه الوده میشود انسان. الان مراکزی بوجود اومده که دخترای خوش هیکل در اون استخدام میشن وبرای مدتی مانکن میشن ودر خیابونها راه میرن و تبلیغ مد رو میکنن به نظر تو با این روند رو به رشد بد حجابی، کار دیگه ای باید کرد یا دست رو دست گذاشتو دید چجوری ناموسهای من وتو رو که اکثرا ازروی جهل است به گناه میکشونن؟
اردیبهشت ۱۴م, ۱۳۸۶ در ۱۲:۵۰ ب.ظ
خوب نوشتهای فؤاد جان. کار آنها را “هدایت تحمیلی” نامیده ام. هدایت تحمیلی نفرت از تفاوت است و همزیستی اش همسانی است. نعره می زند: همچون ما زندگی کن و گر نه زندگی نکن! اما نسل ما هم نسل بی دفاعی است نگاه کن صدای هیچ یک از نخبگانی که مسلمن با این رفتارها مخالفند در نمی آید، نه حزبی بیانیه می دهد نه از مثلث کرخ (کروبی-رفسنجانی-خاتمی) صدایی میآید نه فمنیست ها چیز چندانی می گویند نه روشنفکران. ما باید “صدای خود” شویم و حمایتمان از این گروه ها را وابسته به حمایت آنها از خود کنیم. کاش به جای تمرکز بر ساماندهی و … سایتی برای موضوعی کلی تر که همه این چیزها را پوشش می دهد راه می افد و حرفها و عکس ها و فیلم ها و مقالات مرتبط را منتشر می کرد سایت ضد هدایت تحمیلی.
اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۸۶ در ۱:۳۱ ب.ظ
دمت گرم حال کردم.