دون دیهگو بود و ۱۹۸۶ مکزیک. چهار سال پیشتر آرژانتین در جنگ با انگلیس شکست خورده بود. دشمن سیاسی آرژانتین رودررویش بود. از نیمهی زمین شروع شد. آرماندو همه را جا گذاشت و مدافعین انگلیس یکی یکی زمین میخوردند و حسرت و گل قرن به ثمر رسید. پسرک متولد شده بود. آن موقع که مارادونا سوپراستار زمین سبز بود. رؤیای جهانی کودکان فوتبالیست خیابانی دیگر رکورد گلهای پله نبود. آنها میخواستند چون دیهگو جادو کنند و قهرمان ملتشان باشند. نام پسرک را لیونل گذاشتند.
سال ۲۰۰۵ آرژانتین چون همیشه قهرمان جامجهانی جوانان شد اما همه میدانستند پسرک یک سر و گردن از کل تیم بالاتر بود. میگفتند به خاطر یک بیماری هورمونی در بچگی به اسپانیا آمده و با بارسلونا بزرگ شده است و رشتهی دوم پسرک غواصیست. ۲۰۰۶ ذخیرهی طلایی پکرمن کسی جز او نبود اما بازی آلمان انگار طلسم شده بود. پکرمن دوست نداشت ببازد اما او را هم به زمین نیاورد.
جام حذفی اسپانیا، دیدار با ختافه. از نیمهی زمین شروع شد. انگار که روح آرماندو در جسم پسرک دمیده شده باشد. حرکاتش بهترین گل قرن گذشته را تکرار میکرد و توپ وارد دروازه شد. حالا مارادونای بزرگ میتواند با تأکید بر گذشته و با افتخار بگوید این همان ماردونای دومیست که انتظارش را داشتید لیونل مسی کسی که در زمین هم فوتبال بازی میکند و هم شنا میکند. او شناگر ماهریست.
منبع عکس: FCBarcelona.cat
» روز بعد از گل










