• ۱۲م اسفند, ۱۳۸۵ | در دسته‌ی حرف یک نظر »

    ام‌پی‌تری پلیر از هر نوعش چه واکمن سونی‌اریکسون و چه بقیه چه خوب است، وقتی در پیاده‌رو به موسیقی گوش می‌کنی و انسان‌های فضولی را می‌بینی که تیپ و قیافه‌ات را متلک لب می‌زنند و تو هم‌چنان بی‌ آنکه توجهی بکنی می‌روی…

  • ۱۱م اسفند, ۱۳۸۵ | در دسته‌ی سینما یک نظر »

    مسعود ده‌نمکی،
    قرار نیست راجع به گذشته بگویم که چه نوشته‌اید و چه کرده‌اید و چه می‌خواستید بکنید. نوشتن از آن‌ها جز اینکه درد ما را بیشتر کند کاری ندارد. از الآن می‌نویسم، شما یک وبلاگ داری، من به عقیده‌ات کار ندارم. می‌بینی وظیفه‌ی هیچ انسانی نیست به عقیده‌ی دیگران سرک بکشد.
    اما شما فیلم ساختی، دو فیلم مستند؟ “فقر و فحشا” مستندی نبود که ما ببینیمش، باید هم‌نسلان تو می‌دیدند ما خودمان بازیگر فقر و فحشاییم که در لجنزار قدرت‌طلبی‌ها شنا می‌کنیم. قربانی فقط آن دخترکی نیست که می‌سوزد،‌ قربانی زندگی ماست. “کدام استقلال، کدام پیروزی” را ندیدم اما ربط استقلال و پرسپولیس را با شکم گرسنه‌ی ملت نمی‌فهمم که سرگرمی‌ها در تمام جوامع چه ثروتمند و چه فقیر برای فرار از گرفتاری‌های مردم است حال اگر در ایران این سرگرمی به سینما و فوتبال خلاصه می‌شود تقصیر چیست؟
    بگذریم حالا شما یک فیلم سینمایی بلند ساختی تا وارد عرصه‌ای شوی که برای ماندن و دیده شدن نیازی به جار زدن نیست. شما “اخراجی‌ها” را ساختی برای فرمانده‌ی شهیدت یا هر چیز. بازیگر وظیفه‌اش بازیگری‌ست حال می‌خواهد نقش یک کمونیست باشد یا نقش یک بسیجی، قرار نیست آنچه را بازی می‌کند تأیید کند. امین حیایی، اکبر عبدی، محمدرضا شریفی‌نیا، ارژنگ امیرفضلی، کامبیز دیرباز و … نگاه کن یک تیم پر و پیمان در فیلم تو نقش بازی می‌کنند، درست است نقش. پشت فیلم‌نامه یک اسم بزرگ است: پیمان قاسم‌خانی. حالا می‌خواهی به دیالوگ‌ها ملت نخندند و فیلم مورد توجه‌شان قرار نگیرد؟ عقیده‌ی تحمیلی به فیلم هرچه می‌خواهد باشد. ببین چه فیلم‌هایی امسال پرفروش شده‌اند به غیر از “آتش‌بس” که چیزی می‌خواهد بگوید ما “سوغات فرنگ” و “شام عروسی” را دیده‌ایم. ترکیب بازیگران آن‌ها را نگاه کن.
    از آمدن باحجاب و بد‌حجاب و بی‌حجاب به دیدن فیلمت لذت می‌بری؟ پس چرا نمی‌گذارید در جامعه آزادانه بیایند. این‌ها فقط برای دیدن فیلم تو آزادند؟ از آمدن چپ و راست به سینما حال می‌کنی؟ اگر این‌گونه حال می‌کنی چقدر سطحی‌نگری. نگاه کن قرار نیست با سر و صدا محبوب بمانی. به ماندگاران نگاه کن: مسعود کیمیایی، داریوش مهرجویی، بهرام بیضایی، زنده‌یاد علی حاتمی، ابراهیم حاتمی‌کیا، تهمینه میلانی و … این‌ها آن‌چنان ماندگارند که هر حرفی در مورد فیلم جدیدشان یا نوشته‌شان سر و صدا می‌کند بدون اینکه خودشان صحبتی بکنند. ماندگاران دیگری هم داریم که مثل تو نمی‌توانند فیلم‌شان را نشان بدهند عباس کیارستمی، محسن مخملباف، جعفر پناهی و … چرا تو که اینقدر خوبی و دوست داری دوست داشته شوی اعتراض نمی‌کنی که چرا فیلم‌های کارگردانان بزرگمان اجازه‌ی پخش نمی‌گیرد. چرا فیلم‌نامه‌ی “رئیس” باید سه بار بازنویسی شود تا مجوز بگیرد و به همین خاطر ضعیف‌تر از انتظار به نظر بیاید؟
    مونا زندی” هم فیلم اولی بود اما هنوز عصر جمعه با آن همه قوت نشان داده نشده. در تلویزیون او را حتی نشان ندادند تا ببینیم کارگردان هم‌نسل ما چه شکلی‌ست.
    بهمن قبادی” با فیلم‌هایش جوایز خارجی را درو می‌کند اما اینجا؟
    حالا باز هم در بوق و کرنا داد بزن که اخراجی‌ها عجب فیلمی‌ست! مگر کسی می‌گوید ماست من ترش است؟ آن‌هم با آن سرمایه‌ی کذایی. از “پرویز پرستویی” اسطوره‌ی سینمای بعد از انقلاب دلگیری؟ او با این‌همه فیلم درخشان رفتار تو را نقد نکند اما تو با یک فیلم از او ناراضی باشی؟ خنده‌داریم ما…
    طولانی شد نوشته‌ام، اما یک نکته‌ی دیگر هم بگویم و داستان استاد مسلم کارگردانی‌ست. “مارتین اسکورسیزی” را می‌گویم. همه داوران اسکار را متهم می‌کردند و او تنها به داشتن یک اسکار آرزو می‌کرد. دوست و دشمن اسکار را حق می‌دانست و خودش با آن چهره‌ی دوست‌داشتنی در کنار رقبایش تنها می‌درخشید و اعتراضی نمی‌کرد، به اعتقاد او دوستان فیلم‌سازش هم به اندازه‌ی او قوی بودند و امسال از دست سه رقیب آرزوی دیرنه‌اش را گرفت و نه اسکار را متهم کرد نه “کلینت ایستوود” را برای این‌همه انتظار…
    حالا آقای ده‌نمکی شما در کجای هنر ایستاده‌ای؟ یک تب زودگذری یا یک جریان ماندگار؟ به نظر من که تبی زودگذری چون درخت هرچه پربارتر باشد افتاده‌تر است.

    » Unchangeabale (کارپه‌دیم)

جی‌میل

Gmail

من

خبرنامه

Enter your email address

Delivered by FeedBurner

آمار

TwitterCounter for @foadsa counter

Performancing Metrics Blog Statistics