مسعود دهنمکی مینویسد: “از چهارشنبه برق خوشحالی در چشمان سینمادارها درخشیدن گرفته” دلیل حرفش شروع اکران اخراجیها و فروش فوقالعادهی آن در روزهای اول است. به نظر کارشناسان شرکتهای پخش با این فیلم رکورد فروش در تاریخ سینمای ایران شکسته خواهد شد و او میگوید اگر تؤطئهای صورت نگیرد.
دیدگاه چنین کارگردانی را باید قاب گرفت و به دیوار طلاکوب کرد. کسی که دوست دارد دیده شود. دوست دارد معروف شود. دوست دارد در هر زمینهای که وارد میشود سر و صدا به پا کند.
شرایط پرفروشترین فیلم ایران، آتشبس را با اخراجیها بررسی میکنم. کارگردان آتشبس تهمینه میلانی است که یک زن است و برای احقاق حقوق زنان تلاش میکند و تا به حال فیلمهای زیادی ساخته است و در مقابل او یک مرد قرار دارد که اولین فیلم بلند سینماییاش را تجربه میکند. ژانر هر دو فیلم کمدی است با این تفاوت که کمدی آتشبس بین یک زوج جوان اتفاق میافتد و کمدی اخراجیها در جبههی جنگ. بحث من موضوع و مضمون این دو فیلم نیست قرار است شرایط پخش این دو فیلم را بررسی کنم. آتشبس از بخش مسابقهی جشنوارهی فیلم فجر سال قبل کنار گذاشته شد و مورد کملطفی قرار گرفت. خیلی از فیلمهای خوب دیگر هم از دید داوران جشنواره بد بودهاند اما بعدآ شاهکار شدهاند. اما بازیگران و کارگردان آتشبس تنها ابراز نارضایتی کردند. برعکس آتشبس، اخراجیها همهی ابزار را برای مورد توجه قرار گرفتن از همان اول ساختش داشت. از سرمایهای که گذاشته شد، از امکاناتی که برایش فراهم شد، از نویسندهی فیلمنامهای که داشت و از تیم بازیگریای که در نظر گرفته شد.
اتفاقات جشنواره را هم که حالا همه میدانند. از کسی که حرفش نخواستن سیمرغ بود و در دلش برای سیمرغ گرفتن سر و دست میشکاند. کارگردانی مثل داریوش مهرجویی با آن همه سابقه و درخشش دیگر میداند که جشنوارهی فیلم فجر چیزی نیست که او و همنسلانش میخواستند کسانی مثل کیمیایی، بیضایی، زندهیاد حاتمی و عباس کیارستمیای که بینالمللی شده است. فرق کارگردان با کارگردان همین است. یکی قیصر و گوزنها را میسازد، یکی آقای هالو، گاو و هامون را و دیگری هم اخراجیها را. یکی در ساخت فیلمش آنهمه محدودیت دارد و دیگری در ساخت اخراجیها همهی امکانات را دارد.
و اما نکتهی مهم ماجرا نه عدم حضور آتشبس در جشنواره است و نه سر و صدای جناب دهنمکی برای فیلمش، نکتهی دیگر اینجاست که آتشبس در حضور رقیبی چون جامجهانی فوتبال اکران شد و اخراجیها در بهترین فصل اکران نمایش پیدا خواهد کرد و مردم هم که کنجکاو، همچون سریال سطح پایین نرگس که دنبال کردند از روی کنجکاوی اخراجیها را هم خواهند دید. و به قول بچهها به تیکههای جلفش هم خواهند خندید و خواهند گفت عجب فیلمی بود!
و عقیدهی مسعود دهنمکی این است که اگر تؤطئهای در کار نباشد اخراجیها رکورد فروش تاریخ سینمای ایران را خواهد شکست ادعایی که به غیر از قسمت اولش بقیهاش چندان دور از ذهن نیست چون مردم کنجکاو اینهمه سر و صدا هستند و تشنهی خنده. اما حرف از تؤطئه شد لازم است بگوییم که آنها که سینما را زندگی میکنند اصلآ به فکر تؤطئه نیستند کاری که برای فیلم آدم برفی انجام شد. فیلمی که حتی بعد از سه سال توقیف و آنهمه ماجرا رکورد فروش آن سال را شکست. جالب اینجاست که دو ستارهی آن فیلم در اخراجیها هم هستند اکبر عبدی و محمدرضا شریفینیا! میبینید سینماییها تؤطئه نمیکنند. این شما نبودید که به سینمای اکران کنندهی آدم برفی ریختید؟
به فیلمهای پرفروش تاریخ سینمای ایران نگاه کنید: آتشبس، مارمولک، کلاهقرمزی و کما، دو فیلم اول با رقبای بسیاری جنگیدهاند تا پرفروش شوند. آتشبس با جامجهانی، جشنوارهی فیلم فجر و فروشهای خیابانی فیلمش جنگیده و مارمولک هم با تعداد روزهای کم اکران و بسیجیهایی که هنر سینما را درک نمیکردند. حالا یک فیلم بدون این رقبا و با سر و صدایی زیاد میآید تا جای این دو را بگیرد. فصل اکرانش عالیست، رقیب جهانی ندارد، در جشنواره تبلیغ شده است و حامیانش بسیجیها هستند. پس آقای دهنمکی که مثل بچهها که عروسکی را به دست میآورند و خوشحال میشوند از توجهی که به فیلمت شده خوشحالی و بشکن میزنی، با این سطح فکر کوتاهت نه کیمیایی خواهی شد نه مهرجویی نه بیضایی نه کیارستمی و نه حاتمی مرحوم شما همان دهنمکی هستی که فیلمهای سینمایی را تؤطئه میکردی و از رونق میانداختی. مطمئن باش برای فیلم تو تؤطئه نمیشود چون کسی مثل خودت پیدا نمیشود.
=====================
توضیح: عکس، پوستر آتشبس در بالاست و پوستر اخراجیها در پایین، نمادش دستی خالکوبی شده با بازوبند یا ابوالفضل است، که روی پوستر آدم برفی افتاده است!
راه من
تو فکر یک ترانهام، از آرزوهای محال











اسفند ۱۹م, ۱۳۸۵ در ۹:۰۵ ب.ظ
به شدت آب دوغ خیاری بود با سکانسهای تکراری ولی برای خنده بد نبود
اسفند ۲۰م, ۱۳۸۵ در ۱:۵۰ ق.ظ
با این آدم زیاد نمیتونم ارتباط برقرار کنم /-:
اسفند ۲۰م, ۱۳۸۵ در ۲:۰۸ ق.ظ
اصلا باور نمی کردم که وبلاگ تو رو هم فیلتر کنند!
اسفند ۲۵م, ۱۳۸۵ در ۳:۴۸ ب.ظ
با سلام
دوست عزیز اگر مطلبی می نویسی اولا به کسی بی احترامی نکن دوما انصاف داشته باش از کی تا به حال هفته پایانی اسفند که مردم درگیر کارهای سال نو هستند بهترین زمان اکران است از کی تا حالا فیلم ۵۰۰ میلیونی فیلمی با تمام امکانات است در حالی که فیلم های دیگر چند ده میلیاری است شما باید خودت را اصلاح کنی و چشم دیدن کارگردان های بسیجی حزب الهی را هم داشته باشیو فقط از نظر فنی نقدی داری بگو وگر نه انها هم ادم هستند
فروردین ۲۰م, ۱۳۸۶ در ۴:۰۶ ب.ظ
شما هر چی می خوای فکر کنی فکر کن. به کوری چشم خیلی ها این فیلم رو تا حالا (۲۰ اسفند) بیشتر از یه ملیون نفر آدم دیدند.