• ۵م بهمن, ۱۳۸۵ | در دسته‌ی روزمره, شعر | نوشته شده توسط foadsa در ۱۰:۵۵ ب.ظ

    سکوت شب، صدای پا، دوباره ریتم چکمه‌ها
    خواب من از گلوله پر شده، از التماس بچه‌ها
    (فؤاد/۵ بهمن ۱۳۸۵)

    وقتی استرس شدید دارم می‌لرزم. نه می‌توانم ترانه بگویم نه می‌توانم ترانه زمزمه کنم. حال این استرس می‌خواهد مادی باشد یا معنوی. چه موقع مشروط شدن باشد چه هنگامی که به درست شدن گوشی امیدی ندارم! خدا رو شکر که گوشی درست شد و من هم بیت اول شعر را گفتم تا بقیه‌اش کی بیاید! بماند که چقدر پیاده شدم.

    پی‌نوشت: چقدر بد است که در دودردو ایندکس نشوی!

  • ۴ نظر برای “ریتم چکمه‌ها”

    WP_Modern_Notepad

    نظر بدهید

    توجه: مدیریت نظرات فعال است و ممکن است انتشار نظر شما با تاخیر صورت بگیرد. نیازی به فرستادن مجدد نظر نیست.

جی‌میل

Gmail

من

خبرنامه

Enter your email address

Delivered by FeedBurner

آمار

TwitterCounter for @foadsa counter

Performancing Metrics Blog Statistics