با من نیاز خاک زمین بود، تو پل به فتح ستاره بستی
اگر شکستم از تو شکستم،
اگر شکستی از خود شکستی
(جشن دلتنگی/داریوش/ایرج جنتی
عطایی/آندرانیک)
بیحوصلهام، حالم از شاهکها به هم میخورد.
آنها که با ترانه
زندگی ندیدهاند
عشق را درون آشیانه سر بریدهاند
از لحظهای تپیدن قلب و
هزار لحظه مرگ
تصویر خود بر آینهی دنیا کشیدهاند
(فؤاد/دی ۱۳۸۵)











بهمن ۱م, ۱۳۸۵ در ۴:۴۹ ب.ظ
عجب حکایت غم انگیزی… واقعا… .