دولت حاکم بر ایران با ایجاد محدودیت میخواهد پیشرفت کند. بعد از مسدود کردن سایتها و وبلاگهای مختلف که غیراخلاقی نبودند -حتی به نظر من غیراخلاقیها هم نباید بسته شوند که جاییست برای برونریزی عقدهها- من نمیفهمم بستن دفتر عقاید مردم چه پیشرفتی را نصیب این کشور گمشده میکنه؟ جز اینکه سرخوردگیها را افزایش میده.
حالا پیشرفت کردهایم بعد از موفقیت در صنعت خودرو که با مسدو.د کردن مرزهای کشور از ورود خودروهای استعمار به دست آمد دلمان میخواهد در کنار قدرتهای ارتباطات و موبایل بایستیم و خودمان را نشان بدهیم و برای این پیشرفت هم راهی نداریم جز محدود کردن ورود گوشیهای مدرن و سطح بالای بیگانه.
اصلآ چه لزومی دارد وقتی صاایران و ساژم هستند ملت نوکیا و سونیاریکسون و موتورولا در جیبهایشان بگذارند؟ تازه بیش از ۵۰ درصد اینها هم که غیرقانونی و قاچاق وارد کشور شدهاند. پس یک چارهی دیگر را برای مهار این هجوم استعمار باید اندیشید و آن قطع کردن خطوط مربوط به گوشیهای ثبت نشده در دفتر مخابرات ایران است. در حالی که قاچاقچیان با خیال راحت سودشان را افزایش میدهند باز هم این مردماند که باید چوب پیشرفتهای اجباری را بخورند!
درصد دروغ بودن این ادعای قطع شدن خطها بالاتر است اما چه نیازی هست که برای فروش گوشیهایی که متعلق به خودمان است جلوی لذت بردن از تکنولوژی روز را بگیریم. آیا میتوانید روی گوشیهای ایرانی بلوتوث (Bluetooth) نصب کنید و امتیاز استفادهاش را بخرید؟
==============================
عنوان مطلب با تقلید از “عادت میکنیم” اثر زویا پیرزاد
راه من
تو فکر یک ترانهام، از آرزوهای محال










