۸mm آدم را دگرگون میکند، بعضی اوقات بیمارانی هستند که دوست دارند اوضاع جامعه بر وفق مرادشان باشد. با چه چیزهایی که ارضا نمیشوند. مریضها جای به خصوصی ندارند همینطور دینشان فرقی نمیکند خواه در آمریکا، خواه در اسرائیل و خواه در ایران. خواه مسلمان، خواه یهودی، مسیحی یا اصلآ کافر. آدم مریض مریض است دیگر نمیشود کاری کرد. وقتی بخواهد خودش را با دیدن مرگ فجیع دخترکی در یک فیلم پورنوی خشن ارضا کند یا با شکنجههای دیگری خودش را راحت کند.
در جامعهای که ۸mm ساخته میشود اتفاقات قشنگی میافتد همین ساخته شدن ۸mm کار قشنگی است. برای مقابله با آدمهای مریض چه میکنیم؟ اینجا دست و پای خودمان را میبندیم به جای اینکه مریض را کنترل کنیم خودمان را زندانی میکنیم و فرق امنیتها اینجا مشخص میشود امنیتی که خودمان میسازیم یا امنیتی که آن را دولت برایمان به وجود میآورد اینجا ما خودمان مسئول امنیت خودمانیم اما …
نیکولاس کیج فوقالعاده است وقتی که با دیدن فیلمها چندشش میشود و وقتی دستش برای کشتن میلرزد فرق خوب و بد اینجاست و بیچاره خواکین فونکس!
باید ۸mm شمارهی دو را هم ببینم. البته پیشنهاد نمیکنم چون شاید از دیدن آدمهای مریض در فیلم زیاد خوشتان نیاید گرچه در طول روز زیاد به این آدمها برمیخورید!
راه من
تو فکر یک ترانهام، از آرزوهای محال











آبان ۲۷م, ۱۳۸۵ در ۱:۴۷ ب.ظ
سلام
تبادل لینک کنیم؟