• ۹م آذر, ۱۳۸۵ | در دسته‌ی موسیقی یک نظر »

    وقتی بابک بیات رفت هنوز باورم نمی‌شد برای همین چیزی ننوشتم، اما کم‌کم دارد باورم می‌شود دیگر نتی با امضای بابک بیات نوشته نمی‌شود. فریاد زیر آب را با داریوش باید شنید و حالا به یاد بابک بیات. ملودی‌سازی که در کارهایش تنوع زیاد است و از هر مسلکی طرفدار دارد. ولایت عشق که از خاطر کسی نخواهد رفت.
    و حالا می‌توان تمام آهنگ‌هایش را با صداهای ماندگار ایران‌زمین شنید و او را زنده کرد با داریوش، گوگوش، ابی و بعد از آن‌ها محمد اصفهانی، حامی و مانی رهنما و خیلی صداهای دیگر که با ملودی‌های او ماندگار شدند و باز هم مرده را پرستید و صدای گوگوش که می‌خواند:
    چمدون بوی سفر
    کفشای خسته ام دم در…
    و ملودی بیات که می‌رود.
    وقتی بعد از سال‌ها نام داریوش اقبالی را در قسمت تسلیت‌های روزنامه‌ی ایران می‌بینی چه حالی به تو دست می‌دهد؟ و دیگر نام‌هایی که سال‌هاست منتظر هنرنمایی‌هایشان هستی اما باید نام‌هایشان را بر کاغذ و چهره‌هایشان را در فیلم‌های سیاه و سفید ببینی و ملودی‌هایشان را بر روی کاست بشنوی. بعد از رفتن بابک بیات با دیدن این پیام تسلیت دلت نمی‌خواهد بغض گلویت را بشکنی و گریه کنی؟ کجای این دنیای بزرگ یاران پراکنده‌اند و بغض‌هایشان چگونه می‌شکند؟ عکس زیر را نگاه کن:

    متن داریوش را که می‌خوانی در گوشت اینگونه زمزمه نمی‌شود:
    میون این‌همه کوچه‌ که به هم پیوسته
    کوچه‌ی قدیمی ما کوچه‌ی بن‌بسته
    صدای رود بزرگ همیشه تو گوش ماست
    اون صدا لالایی خواب خوب بچه هاست
    کوچه اما هر چی هست کوچه‌ی خاطره‌هاست
    اگه تشنه‌ست اگه خشک، مال ماست، کوچه‌ی ماست

    توی این کوچه به دنیا اومدیم
    توی این کوچه داریم پا میگیریم
    یه روزم مثل پدربزرگ باید
    تو همین کوچه بن‌بست بمیریم
    اما ما عاشق رودیم مگه نه؟
    نمی‌تونیم پشت دیوار بمونیم
    ما یه عمره تشنه بودیم مگه نه
    نباید آیه‌ی حسرت بخونیم*
    … و دلت می‌گیرد، بغض می‌کنی و اشکت جاری می‌شود.
    ======================================
    * بیتی از ترانه‌ی بغض با صدای داریوش، ملودی بابک بیات و کلام اکبر آزاد
    ** بن‌بست با صدای داریوش، آهنگ بابک بیات و کلام ایرج جنتی‌عطایی
    پی‌نوشت:داریوش نوشتن این آگهی تسلیت رو تکذیب کرد.

  • ۸م آذر, ۱۳۸۵ | در دسته‌ی اجتماعی Comments Off

    دولت حاکم بر ایران با ایجاد محدودیت می‌خواهد پیشرفت کند. بعد از مسدود کردن سایت‌ها و وبلاگ‌های مختلف که غیراخلاقی نبودند -حتی به نظر من غیراخلاقی‌ها هم نباید بسته شوند که جایی‌ست برای برون‌ریزی عقده‌ها- من نمی‌فهمم بستن دفتر عقاید مردم چه پیشرفتی را نصیب این کشور گم‌شده می‌کنه؟ جز اینکه سرخوردگی‌ها را افزایش میده.
    حالا پیشرفت کرده‌ایم بعد از موفقیت در صنعت خودرو که با مسدو.د کردن مرزهای کشور از ورود خودروهای استعمار به دست آمد دلمان می‌خواهد در کنار قدرت‌های ارتباطات و موبایل بایستیم و خودمان را نشان بدهیم و برای این پیشرفت هم راهی نداریم جز محدود کردن ورود گوشی‌های مدرن و سطح بالای بیگانه.
    اصلآ چه لزومی دارد وقتی صاایران و ساژم هستند ملت نوکیا و سونی‌اریکسون و موتورولا در جیب‌هایشان بگذارند؟ تازه بیش از ۵۰ درصد این‌ها هم که غیرقانونی و قاچاق وارد کشور شده‌اند. پس یک چاره‌ی دیگر را برای مهار این هجوم استعمار باید اندیشید و آن قطع کردن خطوط مربوط به گوشی‌های ثبت نشده در دفتر مخابرات ایران است. در حالی که قاچاقچیان با خیال راحت سودشان را افزایش می‌دهند باز هم این مردم‌اند که باید چوب پیشرفت‌های اجباری را بخورند!
    درصد دروغ بودن این ادعای قطع شدن خط‌ها بالاتر است اما چه نیازی هست که برای فروش گوشی‌هایی که متعلق به خودمان است جلوی لذت بردن از تکنولوژی روز را بگیریم. آیا می‌توانید روی گوشی‌های ایرانی بلوتوث (Bluetooth) نصب کنید و امتیاز استفاده‌اش را بخرید؟
    ==============================
    عنوان مطلب با تقلید از “عادت می‌کنیم” اثر زویا پیرزاد

  • ۳م آذر, ۱۳۸۵ | در دسته‌ی شعر یک نظر »

    ما خسته از رنگ و ریا
    با درد هر داغ آشنا
    این آسمان را پرفروغ
    روی زمین را بی‌دروغ
    خالی ز کین می‌خواستیم
    نیک و نوین می‌خواستیم
    زیباترین می‌خواستیم
    کی اینچنین می‌خواستیم؟
    ========================
    قسمتی از ترانه‌ی “یگانگی” با صدای ستار

  • ۱م آذر, ۱۳۸۵ | در دسته‌ی روزمره ۲ نظر »

    فرق کسانی که در آمریکا سیتی‌زن هستند با کسانی که اینجا یعنی در ایران اقامت دارند بودن یا نبودن نیست! بلکه فرق ما این است آن‌ها می‌خواهند و می‌توانند اما ساکنان اینجا می‌خواهند ولی نمی‌توانند.
    نگاه کنید:
    رئیس‌جمهور آمریکا می‌خواهد عراق و افغانستان را بگیرد و می‌تواند، اما رئیس‌جمهور اسلامی ایران می‌خواهد اسرائیل را از بین ببرد و نمی‌تواند!
    سینماگران آمریکا می‌خواهند فیلم دلخواهشان را بسازند و می‌توانند اما سینماگران ایران می‌خواهند و نمی‌توانند.
    نویسندگان و روزنامه‌نگاران آمریکا می‌خواهند در نقد و کوبیدن سیاست‌های دولتشان آشکارا بنویسند و می‌توانند اما در اینجا می‌خواهند و نمی‌توانند.
    مردم آمریکا می‌خواهند از لحظاتشان لذت ببرند و اختیار تن و بدن خود را داشته باشند و می‌توانند اما مردم ایران می‌خواهند و نمی‌توانند.
    ساکنان آمریکا می‌خواهند در اینترنت پشتک بزنند و می‌توانند اما ایرانی‌ها می‌خواهند اما بیشتر از ۱۲۸ کیلوبایت نمی‌توانند.
    آمریکایی‌ها می‌خواهند پیشرفت کنند و می‌توانند اما مردم ایران می‌خواهند و نمی‌توانند.
    آمریکایی‌ها می‌خواهند سلطان دنیا باشند و می‌توانند اما ایرانی‌ها می‌خواهند و نمی‌توانند.
    ساکنان آمریکا می‌خواهند از حقوق برابر برخوردار باشند و می‌توانند اما ساکنان ایران می‌خواهند و نمی‌توانند.
    مردم آمریکا می‌خواهند به رئیس‌جمهورشان بخندند و می‌توانند اما مردم ایران می‌خواهند و هرگز نمی‌توانند!
    و از این دست خواستن‌ها و نتوانستن‌ها زیاد است…

  • ۲۶م آبان, ۱۳۸۵ | در دسته‌ی فیلم یک نظر »

    ۸mm آدم را دگرگون می‌کند، بعضی اوقات بیمارانی هستند که دوست دارند اوضاع جامعه بر وفق مرادشان باشد. با چه چیزهایی که ارضا نمی‌شوند. مریض‌ها جای به خصوصی ندارند همین‌طور دینشان فرقی نمی‌کند خواه در آمریکا، خواه در اسرائیل و خواه در ایران. خواه مسلمان، خواه یهودی، مسیحی یا اصلآ کافر. آدم مریض مریض است دیگر نمی‌شود کاری کرد. وقتی بخواهد خودش را با دیدن مرگ فجیع دخترکی در یک فیلم پورنوی خشن ارضا کند یا با شکنجه‌های دیگری خودش را راحت کند.
    در جامعه‌ای که ۸mm ساخته می‌شود اتفاقات قشنگی می‌افتد همین ساخته شدن ۸mm کار قشنگی است. برای مقابله با آدم‌های مریض چه می‌کنیم؟ اینجا دست و پای خودمان را می‌بندیم به جای اینکه مریض را کنترل کنیم خودمان را زندانی می‌کنیم و فرق امنیت‌ها اینجا مشخص می‌شود امنیتی که خودمان می‌سازیم یا امنیتی که آن را دولت برایمان به وجود می‌آورد اینجا ما خودمان مسئول امنیت خودمانیم اما …
    نیکولاس کیج فوق‌العاده است وقتی که با دیدن فیلم‌ها چندشش می‌شود و وقتی دستش برای کشتن می‌لرزد فرق خوب و بد اینجاست و بیچاره خواکین فونکس!
    باید ۸mm شماره‌ی دو را هم ببینم. البته پیشنهاد نمی‌کنم چون شاید از دیدن آدم‌های مریض در فیلم زیاد خوشتان نیاید گرچه در طول روز زیاد به این آدم‌ها برمی‌خورید!

  • ۲۴م آبان, ۱۳۸۵ | در دسته‌ی روزمره یک نظر »

    دو سه روزی رو توی ترک بودم به این روش (افتخار شماره‌ی خط فاصله! ) خب بد نبود!
    امروز هم که از دیدن یک گل به سبک پرسپولیس در بازی‌ای که ایران حرفی برای گفتن نداشت کیف کردم!
    فعلآ هم که اصلآ حس گزارش کار نوشتن ندارم اما دیگه باید بنویسم، راستی شنیدم به زابغر سر می‌زنید! آیا این شایعه حقیقت داره؟

  • ۲۰م آبان, ۱۳۸۵ | در دسته‌ی روزمره یک نظر »

    طنز شیوه دوست‌داشتنی و عامه‌پسند نوشتار است. گاهآ به گونه‌ای نوشتنش مشکل می‌شود که هرچقدر به مغز فشار بیاوری حتی یک کلمه‌ی خنده‌دار بر روی کاغذ نمی‌آید. از جهت دیگری هم طنز مشکل است و آن راضی نگه‌داشتن مخاطب است. مخاطب‌هایی با سلیقه‌های مختلف و مشغله‌های فکری گوناگون که برخی مواقع خنده‌دارترین مطالب هم گلی به گوشه لب‌شان نمی‌گذارد و این کارِ طناز را مشکل می‌کند به خصوص در جامعه‌ای که ما زندگی می‌کنیم و به ویژه از رنجی که می‌بریم!
    جامعه‌ی ایرانی غالبآ انتقاد را برنمی‌تابد. بگذریم که این جامعه، سرشار از گوناگونی طرز تفکرات است و دارد فرهیختگانی -خواه با سواد دانشگاهی و خواه عامه- که با دیدی روشن به انتقاد نگاه می‌کنند و با تعمق بر روی آن سعی بر بهتر شدن خود می‌کنند اما خود را گول نمی‌زنیم. ما جامعه‌ی انتقادناپذیری داریم.
    حال در جایی که راه بسیاری دارد تا به ایران ایده‌آل نزدیک شود و در چنین جامعه‌ی دشواری اینترنت‌نامه‌ی انتقادی-فکاهی زابغر را با بیان این مقوله که “از آن جا که شنیده‌ایم ایرانیان مردمی بسیار انتقادپذیر هستند” به راه انداخته‌ایم تا گوشه‌هایی از موضوعات را به نقد و طنز بکشیم و قدمی برداریم به سمت ایران ایده‌آل که در دوردست‌ها حتی سایه‌ای از آن هم دیده نمی‌شود.

    » منبع

  • ۱۷م آبان, ۱۳۸۵ | در دسته‌ی فوتبال یک نظر »

    خب انگار که دست‌های پنهان دشمنان اسلام و صهیونیست‌ها به فدراسیون فوتبال هم چنگ انداخته‌اند و بحران را به سمت تعلیق فوتبال ایران راهنمایی می‌کنند. این آقای نماینده که به جای برنامه‌ریزی‌های درست زر مفت زده است را خدا چه کار می‌تواند بکند؟ آخر خودمان دیدیم که جناب علی‌آبادی که انگار ورزش کشور ایشان را کم داشت برای فرهنگی شدن و اسلامی شدن نگذاشت سوت داور بازی ایران-آنگولا به صدا دربیاید و دکتر محمد دادکان را برکنار کرد حالا آقای نماینده می‌گوید دست‌های پشت پرده و دشمن اسلام در کارند! آخر چه ربطی دارد دیگر؟ به نظر من بهترین کار را همین محمد دادکان دارد می‌کند. وزنه‌برداران دوپینگ می‌کنند کار دشمنان اسلام است. کشتی نتیجه نمی‌گیرد کار دشمنان اسلام است. چمن ورزشگاه خراب می‌شود کار دشمنان اسلام است اما رضازاده که وزنه را مثل هلو بالای سر می‌برد کار خود خود اسلام است!!!
    رو که نیست، یک هفته داریم تا کارها را راست و ریست کنیم باز به معجزه و دست پشت پرده و غیره متوسل شده‌ایم. فرق دوست و دشمن را هم نمی‌فهمیم یک زمان شخصی دوست است و دیگر بار دشمن اسلام! مگر فدراسیون یونان که معلق شد مسلمان بود؟
    دلم برای این دشمنان گاهآ می‌سوزد.
    شایعه شده است که بازی ایران و کره بازی خداحافظی محمود فکری از تیم ملی است بازیکنی که بازی‌های ملی‌اش به سی عدد هم نمی‌رسد و به قول فردوسی‌پور محمد نصرتی با ده سال تفاوت سنی بازی‌های ملی بیشتری نسبت به فکری دارد و این بازی در حالی قرار است برگزار شود که اسطوره‌های ما بدون خداحافطی رسمی از تیم ملی کنار رفته‌اند نفراتی مثل احمدرضا عابدزاده، جواد زرینچه، محمد خاکپور، خداداد عزیزی، کریم باقری، افشین پیروانی و علی دایی. حالا آیا نباید بهانه‌ای برای به هم ریخته شدن اوضاع فوتبال پیدا کرد؟
    حالا برویم با تیم‌های محلی‌مان بازی تدارکاتی بگذاریم و در جام جهانی خلیج فارس قهرمان شویم اصلآ به کسی چه. طوری که داریوش مصطفوی می‌گفت بگذارید ما را محروم کنند ببینیم چه می‌شود؟! آری می‌توانید روی جوانان سرمایه‌ خرج کنید تا فوتبالیست بزرگی بشوند و خودشان را دریبل بزنند. خدا را چه دیدی شاید اصلآ فکری هم خداحافظی نکرد. در دوحه‌ی قطر هم اگر راهمان ندادند به درک! آخر کار دشمنان اسلام بوده است قطر هم که اصلآ کشور مسلمانی نیست!!!

  • ۱۶م آبان, ۱۳۸۵ | در دسته‌ی طنز Comments Off

    به سلامتی و میمنت و مبارکی و کلی از این چیز میزا مثل اینکه زابغر ما دوباره برگشته است با کلی نقل و نبات و شیرینی و باز هم از این دست چیزها. البته یکسری تکمیلی دارد که به زودی باید بیاید! برای همین هم فعلآ نسخه‌ی تابه‌تا می‌باشد به امید روزی که همه در زابغر طنازی کنند!

  • ۱۵م آبان, ۱۳۸۵ | در دسته‌ی حرف Comments Off

    شما که همه چیز را اینگونه مجازات می‌کنید لطفآ بگویید صدام را هم ف یل تر کنند!

من

خبرنامه

Enter your email address

Delivered by FeedBurner

آمار

TwitterCounter for @foadsa counter

Performancing Metrics Blog Statistics