• ۷م مهر, ۱۳۸۵ | در دسته‌ی شعر | نوشته شده توسط foadsa در ۲:۴۷ ب.ظ

    الهی به مستان جام شهود
    به عقل‌آفرینان بزم وجود
    به آنان که بی‌باده مست آمدند
    ننوشیده می می‌پرست آمدند
    دلم مجمر آتش تور کن
    گلم ساغر آب انگور کن
    به ساغرکشان شراب ازل
    به می‌خوارگان می لم‌یزل
    به عشقی که شد از ازل آشکار
    به حسنی که شد عشق را پرده‌دار
    دلم مجمر آتش تور کن
    گلم ساغر آب انگور کن
    در این حال مستی صفا کردم
    تو را ای خدا من صدا کردم
    از این روزگاری که من دیده‌ام
    چه شب‌ها خدایا خدا کردم
    نهادم سر سجده بر خاکت
    به درگاهت امشب دعا کردم
    شرار عمر فانیم من، طلوع جاودان تویی تو
    نشان ناتوانیم من، توان بی‌نشان تویی تو
    تو شور عشقم داده‌ای مرا تو رسوا کرده‌ای
    به کوی عقل دل مرا تو مست و شیدا کرده‌ای
    کجا روم که چاره‌ساز ای خدا تویی
    نیاز هرچه بی‌نیاز ای خدا تویی
    =========================
    شعر: معینی کرمانشاهی
    خواننده: داریوش

  • یک نظر برای “بی‌باده مست”

    WP_Modern_Notepad

    نظر بدهید

    توجه: مدیریت نظرات فعال است و ممکن است انتشار نظر شما با تاخیر صورت بگیرد. نیازی به فرستادن مجدد نظر نیست.

جی‌میل

Gmail

من

خبرنامه

Enter your email address

Delivered by FeedBurner

آمار

TwitterCounter for @foadsa counter

Performancing Metrics Blog Statistics