این واژهی ابتذال خیلی ثقیل است. نمیدانم چه کسی برای زندگی تعیین کرده است. هر چیزی که از محدودهای خارج شود که مورد پسند عدهای نباشد برچسب “مبتذل” را به خودش میگیرد از سبک زندگی گرفته تا همین ادبیات خودمان.
سید رضا شکراللهی یکی از آن ادبیهای معروف است. خودم طعم لینک داشتن در لینکدهاش را چشیدهام. نمیدانم بر چه اساسی مطلب من در آنجا لینک شده بود اما به هر حال خوشمزه بود اما حرف صادق را یک جورهایی قبول دارم مبنی بر اینکه شاید خوابگرد عدهای را در دید خود گرفته است و بقیه همیشه آماتور و غیرحرفهای باقی میمانند به لیست بلاگرولینگ خوابگرد نگاه کنید مدتهاست همینگونه میچرخد و شاید هم نمیچرخد چون هیچ تغییری در نامهای آن نیست مقایسه کنید با ناصر خالدیان.
ابتذال در وبلاگستان خوابگرد مفهومش این بود که هر کسی از راه میرسد گوشهای از سفرهی نقد مینشیند و حکم میکند حالا چقدر در این حکم عقلانیت وجود دارد هیچکس نمیداند اما حال اگر تازهواردی آمد و نقد کرد و حکم کرد و همه نظراتش بر عقلانیت بود چه؟
و به قول صادق حالا دامنهی سفرهی نقد و نظر و حکم به خوابگرد و اطرافیانش ختم میشود. گویا دیگر هیچکس از روی عقلانیت حکم و نظری نمیدهد جز این دسته. اگر تازهواردی در وادی ادبیات متنی بنویسد و یا نقدی بکند در دید این دسته قرار نمیگیرد. یک سری از کتابها و آثار ادبی و فرهنگی مورد استقبال این دسته قرار میگیرند و بقیه طرد میشوند و با توجه به مخاطبهای زیاد این وبلاگها کارها و نامهایی ناشناس میمانند و برعکس تعدادی معین شاهکار میشوند.
خوابگرد از زحمتکشان و دلسوزان این عرصه است در این شکی نیست. مطمئنآ واژهی ابتذال مناسب نیست. به هر حال در هر دسته و رشتهای عدهای ندانسته حکم میکنند (شاید خودم نیز از آن دسته باشم) این وظیفهی دیگران است که ماجرا را روشن کنند و آگاهی بدهند و گرنه در جامعه زیادند از این آدمها که بنابر ایدهی شما نامشان مبتذل میشود. که اگر اینگونه بیندیشیم از طرف دیگر هم ابتذال داریم که عدهای تافتهی جدابافته میشوند و تصمیم میگیرند. متاسفانه ادبیات امروز ما دچار رابطهها شده است مانند هر موضوع دیگری که این با روح ادبیات سازگار نیست نامش را ابتذال نمیگذارم چون نمیدانم ابتذال چیست. به راستی ابتذال چیست؟ آیا اصلآ وجود دارد؟ حد و مرز ابتذال کجاست؟
مرتبط:
» ابتذال بدون درد و خونریزی (سورئالیست)
» کدام ابتذال؟ (الفبا)
» ابتذال بدون درد امکان ندارد یا دعوت به مراسم گردن زنی (روزی روزگاری)











مهر ۷م, ۱۳۸۵ در ۱:۱۱ ق.ظ
فواد جان من نمیدونم چرا این جماعت به بعضی چیزهای الکی گیر میدن!به سایر انتقادهات کار ندارم نظری هم که در این مورد داشتم تو وبلاگ خود سورئالیست نوشتم.ولی اینکه لیست بلاگرولینگ یک نفر تغییر نمیکند یه کم خندهدار نیست به نظرت؟!!اولا که یه نفر مخطاره که لیست بلاگرولینگش رو هرجوری که میخواد بچینه!بعدش هم مقایسهی ناصر خالدیان با خوابگرد از اساس اشتباه هست!من خودم هم معتقد هستم که خوابگرد یک گردگیری حسابی میخواهد.ولی وقتی کمی دقیق میشم میبینم که شاید نویسندهاش وقت نداره که به وبلاگش برسه!وگرنه خودش باید بهتر از ما بدونه که خیلی از لینک هایی که اونجاس الان باید ادیت بشه!به هر صورت…قصدم فقط این بود که بگم خیلی خوبه که ما وقتی اعتراض و انتقاد میکنیم هول نشیم و ببینیم که چقدر در چهارچوب منطق داریم ایراد میگیریم!
مهر ۷م, ۱۳۸۵ در ۱:۱۲ ق.ظ
بعد هم…حمایت خوابگرد از حسین جاوید به خودی خود این فرضیه رو باید رد بکنه که یه لیست وجود داره و خارج از اون لیست همه آماتور هستن!
آذر ۹م, ۱۳۸۵ در ۲:۴۱ ب.ظ
KHASTE NABASHI