جلال سمیعی و عبید شاکی در غیاب اینجانب و بدون نظارت بنده تصمیم به نصب افتخاراتشان بر صفحهی وبلاگشان گرفتند که جای بسی خوشحالی و پریشانحالیست! از آنجایی که بسیاری از دوستان به همراه جمع کثیرشان و به یاری بلاگچین سعی در بزرگنمایی کارهای روزمرهشان به هم رساندند با اینکه تصمیم داشتم دیگر جز در زابغرچنین مطالبی ننویسم اما چه کنیم دیگر بازار کریخوانی داغ است:
- گذراندن یک دوره تولد در بیمارستان
- نامم را به خاطر علایق شخصیشان فؤاد گذاشتند
- تجربهی مرگ در عنفوان کودکی به دلیل حساسیت به باقالی و عدم آزادی بیان
- انتشار چکیدهی هنرهای مصور در دفتر نقاشی پیشدبستانی
- فارغالتحصیلی از دبستان با نمرهی انضباط ۲۰ و معدلی بالاتر از ۱۹
- شکوفایی تحصیلی به صورت معکوس در دوران راهنمایی و متوسطهی استعدادهای کور و کچل و درخشان و گرفتن مدرک پیشدانشگاهی به ضرب فشار خانواده
- شرکت در کنکور سراسری ۸۲ و ۸۳ و راهیابی به دانشگاه آزاد!
- ایجاد رابطه با تؤطئهی بیگانه و پدیدهای به نام وبلاگ درست یک ماه قبل از شرکت در کنکور و برگزیدن نام “گربهی قرمز” برای قلم زدن در ژانری به نام طنز
- ملاقات با سهراب سپهری در کتاب ادبیات فارسی
- آشنایی با محمدرضا گلزار از نزدیک مانیتور در فیلمهای “شام آخر” و “سام و نرگس” و شنیدن صدای گیتار او در آلبوم “گل آفتابگردون” گروه آریان
- موفقیت در سرودن اولین شعر نوی خود به سختی و مشقت در سالهای دور از عقلانیت
- شرکت در یک دوره انتخابات ریاست جمهوری به دلیل یزدی بودن خاتمی
- طرفداری از آرژانتین در تمامی ادوار جامجهانی از سال ۱۹۳۰، و همینطور بارسلونا در لالیگا و جام قهرمانان اروپا و در ضمن چسباندن پوستر این دو تیم بر دیوار روبرویی اتاق
- خواندن چند شعر از احمد شاملو و فروغ فرخزاد و ابراز علاقهمندی به سبک ا.بامداد
- حضور شاعران فوق در اتاق اینجانب به صورت پوستری و خصوصی
- داشتن امپیتریهای زیاد بر روی هارد دیسک کامپیوتر و علاقهمندی وافر به داریوش، گوگوش، شهرام شبپره، منصور، شادمهر عقیلی و نیز مهرداد آسمانی
- حمایت به شدت از قانون کپیرایت و عاشق دانلود موسیقی از اینترنت!
- رکورددار افتادن در دروس ریاضی ۱ و فیزیک ۱
- بارها افتخار دیدار مسعود کیمیایی و بهروز وثوقی از نزدیک را از خدا درخواست نمودهام!
- ندیدن دو قسمت پایانی سریال “نرگس”
- در حال حاضر شبها بر روی موضوع رمان جدیدم فکر میکنم و داستان میبافم و ناگهان میخوابم تا شاید روزی بر کاغذ بیاید در حالی که رمانهای قبلی خودم را هنوز ننوشتهام.
- کد داوینچی را قبل از اینکه توقیف شود خریدم و خواندم و به دیگران توصیه کردم.
- بیشترین تاخیر در طراحی و آمادهسازی زابغر را داشتهام و هنوز هم ادامه میدهم.
- داشتن امضای ایرج نوذری
- گوش دادن آهنگ “بی چشم و رو” اثر جدید اسی به دفعات مکرر و ممتد
- استفاده از ویندوز اکسپی به عنوان سیستم عامل!
- حضور در مسابقات مردان آهنین به عنوان بینندهی تلویزیونی
- ترانهسرایی در سالهای اخیر بدون ارائهی حتی یک ترانه به خوانندهای معروف
- بازیگری در سریال یزدی “همدوماد” در نقش یکی از اهالی محترم شهرستان یزد
- علاقهی شدید و وصفناپذیر به کریستینا آگویلرا حتی بعد از ازدواج وی
- کنار کشیدن از مراحل ابتدایی بازیهای کامپیوتری به دلیل مصدومیت از ناحیهی حوصله
- یکی از طرفداران مهران مدیری و شخصیت نظام دوبرره
- تقدیر شده توسط هیچکس در هیچ زمان و از طرف هیچ ارگان و گروهی
- یکی از خوانندگان وبلاگ وزین “راه من”
- حضور در جمع شخصیتهای معروف تاریخ فرهنگ و هنر و ادبیات ایران به صورت خواب و رؤیا
- همیشه دوست داشتم به جای آنتونی هاپکینز نقش هانیبال لکتر را بازی کنم اما جراتش را نداشتم!
- چندین بار احمدینژاد رو از تلویزیون دیدهام اما هنوز تیپ گلزار رو بیشتر دوست دارم، اصولآ دچار بیماری گلزارپنداری میباشم.
- طی یک پروژهی از پیش تعیین شده صادق هدایت را به شدت دوست دارم و بوف کور را نیز خواندهام با داشآکل نیز ارتباطی منطقی و ریاضی پیدا کردهام.
- برقراری ارتباط با بلاگرهای معروف از جمله پرستو دوکوهکی و مهدی حکیمی از طریق ایمیل!
- در سن بیست و یک سالگی ناگهان تصمیم به ادامهی زندگی گرفتم و همچنان بر تصمیم خود پافشاری میکنم!
- دارای اعتیاد از نوع اینترنت و سابقهی چندین بار ترک به شیوهی نپرداخن قبض تلفن و قطع آن
- تسلط بر نوشتن فارسی به خط خوانا و انگلیسی به روش سرهم! و استفاده از کیبورد برای آپدیت وبلاگ
- علاقهمند به نوشتن متون طولانی در وبلاگ و طرد شدن توسط خوانندگان
- یکبار در سایت خبری بیبیسی مطلبم آمد هم فارسی هم انگلیسی که باعث افزایش بازدیدکنندگان روزانه تا سقف ۲۵۰۰ نفر شد همینجا از دستاندرکان این سایت به خصوص سرایدار زحمتکش ساختمان بیبیسی تشکر میکنم.
- گویا داریوش آهنگی با نام وبلاگ من خوانده است ما که بخیل نیستیم.
- بچهگربههایم مرا خیلی دوست دارند.
- تهران را از نزدیک قدم زدهام.
- سقسیاه را در مغازهی داییم و مزدک میرزایی را از دور دیدهام و آنها مرا نشناختهاند.
- سابقهی سررفتن حوصله و نوشتن وبلاگ را توامان دارم.
- رئیسجمهور سابق و حال کشورم در یک دورهی زمانی با هم مهمان شیطان بزرگ آمریکا شدند و حتی در آنجا سخنرانی هم کردند.
- بارها عاشق شدهام در حالی که کسی عاشقم نشده است.
- به عینک آفتابی و کتابهای پائولو کوئیلیو علاقهمندم در ضمن ایندو هیچ ربطی به هم نداشت.
- شکستن چانهی خودی با شیرجه زدن بر روی موزائیک مدرسه
- حضور در صفهای دشمنشکن نماز جمعه به میزان یکدفعه آنهم به صورت کودکانه و پر از حرف و حدیث
- گاهی فکر میکنم
- با دست چپ مینویسم بنابراین دست چپ و راستم را تشخیص میدهم.
- دست بر قضا یکی از مرفهین بیدرد شهرمان نام فامیلش با من یکیست با پسرش هم همکلاس بودهام!
- ثبتنام در بخش بهترین وبلاگ فارسیزبان با همین عنوان در حالی که به علت وجود دستهای پشت پرده و همچنین وبلاگهای بهتر مطمئنم که برنده نخواهم شد به هر حال شما رای بدهید!
- ایمیلهای اسپمام چندین برابر ایمیلهای شخصی و مهمم میباشد.
»» و همچنان در پی کسب افتخارات بیشمار و تکمیل این مطلب میباشم…











شهریور ۲۹م, ۱۳۸۵ در ۱۱:۴۷ ب.ظ
:))
خیلی باحال بود، یه عالمه خندیدم!
… سابقهی چندین بار ترک به شیوهی نپرداخن قبض تلفن و قطع آن!
:))
شهریور ۳۰م, ۱۳۸۵ در ۱۲:۳۸ ق.ظ
همچنان بر ادامه ی زندگی پافشاری کن!
شهریور ۳۰م, ۱۳۸۵ در ۹:۴۵ ق.ظ
آقا تو که ایقد معروف و باحال بیدی وشد یه امضا به ما ودی؟!
شهریور ۳۰م, ۱۳۸۵ در ۱۲:۲۷ ب.ظ
لینک افتخاراتت اضافه شد !
شهریور ۳۰م, ۱۳۸۵ در ۴:۴۹ ب.ظ
بابا دیگه دهن این بدبخت را صاف کردین!!!!!!!!
شهریور ۳۱م, ۱۳۸۵ در ۱:۳۰ ق.ظ
با این کارنامه درخشان شما حتما به بهشت میری !!
مهر ۳م, ۱۳۸۵ در ۱۰:۲۰ ق.ظ
لنیک شدی
مهر ۴م, ۱۳۸۵ در ۴:۳۲ ب.ظ
تو تسلط داشتن کیبورد افتخارات مشترکی داریم