• ۶م شهریور, ۱۳۸۵ | در دسته‌ی یک کلام | نوشته شده توسط foadsa در ۱۱:۲۱ ب.ظ

    خواهرم، طاووس، زندان پر از شاعرانی است که یک لحظه غافل و قاتل شدند. شهر پر از قاتلانی است که حتی یک لحظه شاعر نبوده‌اند. اما خواهر، شاعر غافل نمی‌شود.

    “مسعود کیمیایی/جسدهای شیشه‌ای(نشر اختران)/جلد دوم/فصل ۶۳/صفحه‌ی ۶۳۸”

  • ۲ نظر برای “زندان”

    WP_Modern_Notepad

    نظر بدهید

    توجه: مدیریت نظرات فعال است و ممکن است انتشار نظر شما با تاخیر صورت بگیرد. نیازی به فرستادن مجدد نظر نیست.

جی‌میل

Gmail

من

خبرنامه

Enter your email address

Delivered by FeedBurner

آمار

TwitterCounter for @foadsa counter

Performancing Metrics Blog Statistics