• ۱۰م مرداد, ۱۳۸۵ | در دسته‌ی روزمره | نوشته شده توسط foadsa در ۴:۲۸ ب.ظ

    با آتش‌بس دو روزه‌ای که داده شد می‌تونیم به بدبختی‌های خودمون برسیم البته اگر بدبختی‌ای جا گذاشته باشن برامون. اینجور که بوش میاد ملتی خوشبخت‌تر از ایران پیدا نمیشه. این خوشبختی سند و مدرک داره. ملتی که حکومت بتونه با وعده‌ی مالی اونا رو به استقبال مرگ بفرسته در انتهای خوشبختی به سر می‌بره.
    بنابراین مرگ اکبر محمدی به اندازه‌ی مرگ یک شهروند لبنانی درد و تاسف نداره. لابد حقش بوده است! گویا فقط اسمش ایرانی بوده است خودش ایرانی نبوده در حالی که تمام استشهادیون حزب‌اله ایرانی هستند.
    والا ما در این چند روزه‌ای که در پایتخت به سر می‌بریم چیزی جز اخلاق ندیده‌ایم البته آن هم بر بالای خیابان‌ها: تهران شهر اخلاق!
    آنقدر شیفته‌ی این اخلاق شده‌ام که دل کندن از آن برایم ناممکن است. اصلآ این اخلاق دیگر به من اجازه نمی‌دهد هرچیزی را بنویسم.
    فعلآ تصمیم دارم در این آتش‌بس که به نظر می‌رسد برگرفته از پرفروش‌ترین فیلم ایران است بروم میدان نبوت (هفت‌حوض فعلی) و کمی برادرانه کمک بکنم شاید که خدا خواست و ما هم عاقبت به خیر شدیم.
    این تابستان هم بدجور بر روی مغز و قلم آدم تاثیر می‌ذاره، مغز که قفل می‌کنه قلم هم که نمی‌نویسه!

  • ۴ نظر برای “شهر اخلاق”

    WP_Modern_Notepad

    نظر بدهید

    توجه: مدیریت نظرات فعال است و ممکن است انتشار نظر شما با تاخیر صورت بگیرد. نیازی به فرستادن مجدد نظر نیست.

جی‌میل

Gmail

من

خبرنامه

Enter your email address

Delivered by FeedBurner

آمار

TwitterCounter for @foadsa counter

Performancing Metrics Blog Statistics