• ۱۸م تیر, ۱۳۸۵ | در دسته‌ی سیاست یک نظر »

    قرار بود هجدهم تیر روز خوبی باشد. قرار بود دانشجو محترم باشد. قرار بود خوابگاه حریم دانشجو باشد. قرار بود جرات سخن گفتن باشد. نمی‌دانم چه کسی این قرارها را گذاشته بود. نمی‌دونم چه کسی گفته بود دانشجو حق حرف زدن دارد. نمی‌دونم به چه حقی دانشجو به سیاست دولت و حکومت معترض بود. اصلآ قرار نبود که هجده تیر روز خوبی باشد. قرار بود خدا از عده‌ای راضی باشد قرار نبود مردم از عده‌ای راضی باشند.
    چه چیزی قرار بود و چه چیزی قرار نبود؟ چند سال گذشته است؟ چه کسی مقصر بود؟ اصلآ آیا اتفاقی افتاد یا نه؟
    در خواب دانشجویی را دیدم که از پنجره به بیرون پرت شد. در خواب فریادی را شنیدم که از حس مقبولیت ناشی می‌شد “یا زهرا قبول کن!” در خواب دیدم که صورتی خون‌آلوده بود و کسی به سرخی این خون می‌رقصید. در خواب من قرار نبود شکنجه باشد. قرار بود ماهرویی خواب مرا آشفته کند اما این زجر بود که به استقبال قلب من آمده بود.
    قرار نبود هجده تیر صحنه‌ی اجرای سناریوی غم‌انگیز سلاخی آزادی باشد. قرار نبود انشای علم بهتر است یا ثروت به جواب قدرت ختم شود. قرار بود با قلم مغزها را متحول کنیم. اما این دستان مبتذل بود که مزد گورکن را بیش از بهای آزادی آدمی تعیین می‌کرد.
    در خواب من قرار نبود تشویش حکومت کند قرار بود آرام بخوابم. قرار نبود داس دلهره گردن دقایق پراضطراب را ببرد. قرار بود قربانی ما وحشت باشد اما هجده تیر نه روز خوبی بود نه شب خوبی.

    گیرم که در باورتان به خاک نشسته‌ام
    و ساقه‌های جوانم از ضربه‌های تبرهاتان زخم‌داراست

    با ریشه چه می‌کنید
    گیرم که بر سر این بام
    بنشسته در کمین پرنده‌ای
    پرواز را علامت ممنوع می‌زنید
    با جوجه‌های نشسته در آشیانه چه می‌کنید
    گیرم که می‌زنید
    گیرم که می‌بُرید
    گیرم که می‌‌کشید
    با رویش ناگزیر جوانه چه می‌‌کنید*

    قرار نبود روز فینال جام‌جهانی از تلخی هجدهم تیر بنویسم اما این‌گونه شد…
    =======================
    * بغض، اکبر آزاد

  • ۱۷م تیر, ۱۳۸۵ | در دسته‌ی جام جهانی ۲۰۰۶, فوتبال ۲ نظر »

    خب به سلامتی امشب یکی از آرزوهای من برآورده می‌شود و الیور کان دوست‌داشتنی را درون دروازه‌ی آلمان می‌بینم. اصلآ اگه همه‌ی بازی‌ها اون توی دروازه بود که من اینقدر از آلمان بدم نمیومد. واسه من غیر از آرژانتین که همه‌جوره قابل تحمله چندتا چیز قابل تحمل نیست مثلآ: آلمان بدون الیور کان، ایتالیا بدون فرانچسکو توتی، برزیل بدون رونالدینیو، پرتغال بدون ویتور بایا!
    خب به هر حال الیور کان بزرگ بهترین بازیکن ۲۰۰۲ توی دروازه قرار می‌گیره از این جهتم باید خوشحال بود که آلمان به فینال نرفت چون بازهم غیرقابل تحمل بود.

    و آرژانتینی که در تمام نقاط جام جهانی بود! در افتتاحیه، در کل بازی‌ها و در فینال. با انتخاب هوراسیو الیزوندو داور آرژانتینی که بعد از حذف آرژانتین اعتقاد داشتم او در فینال قضاوت خواهد کرد حتی اگر آلمان به فینال نرسد. البته علنآ نگفتم اما مارکوس مرک انتخاب نشد تا این داور خوب این دوره اولین داوری باشد که هم دیدار افتتاحیه را سوت می‌زند و هم فینال را. اگر فیفا به تیم ملی آرژانتین ظلم کرد در عوض این داور خودش رو نشون داد و این‌گونه نام فدراسیون آرژانتین در کنار بازی فینال هم خواهد بود. برای یک آرژانتینی فینالیست بودن یک داور هم افتخار بزرگی‌ست. خوشحالم.

  • ۱۶م تیر, ۱۳۸۵ | در دسته‌ی روزمره ۲ نظر »

    ۱- یک ماه و نیم از افتتاح اینترنت‌نامه‌ی انتقادی-فکاهی زابغر می‌گذره، توی این مدت زیاد توی بوق و کرنا نکردمش. چندتا لینک توی بلاگ‌نیوز و چندتا لینک هم توی لینکدونی خودم بهش دادم. اما اون‌طوری که فکر می‌کردم فروش نرفت!!! یعنی استقبال نشد. فکر کنم نوشته‌های من و دوستم آن‌قدر ارزش داشت که بازدیدکننده داشته باشه. بدون شوخی میگم که اگر اون مطالب رو اینجا می‌نوشتم خیلی کامنت داشت اما به هر دلیلی می‌خوام این مجله پا بگیره و گسترش پیدا کنه. پس دوستانی که لطف می‌کنن و به وبلاگ من سر می‌زنن و به اینجا لینک دادن اگر مشکلی نداره به این مغازه‌ی طنز ما هم یه رونقی بدن اجرشون با حضرت میخ!
    لینک با لینک جبران میشه. در ضمن اگر شما تحویلش نگیرین بنده مجبورم هر از چندگاهی اینجا اظهار فضل بکنم! البته فعلآ در نسخه‌ی گاماست. تنی چند از دوستان هم حمایت کردند اما یک به اصطلاح مجله‌ی طنز حمایت بیشتری می‌خواد. دوست دارم گسترش پیدا کنه در صورتی که بقیه قبولش کنن. واسه الآن دیگه توضیح کافیه!

    ۲- یه سؤال خیلی گیج و ویج (به قول ایرج جنتی‌عطایی “تو گیج و ویج از خود گم‌شدن‌ها”) به ذهنم رسیده و اساسآ نه که خیلی طبع هنریم بالاست می‌خوام بدونم توی عصر کامپیوتر و اینترنت برای شعر نو گفتن میشه از واژه‌های مربوطه توی شعر نو استفاده کرد. البته شاید به نظر طنز بیاد اما سؤال من جدیه.

    ۳- این یکی هم سؤاله که غیر از من برای شهبال شب‌پره هم قبلآ وجود داشته! فرهنگ ایرانی اجازه نمیده که خوانندگان ایرانی خارج از کشور ویدئوهایی مثل خوانندگان معروف دیگر کشورها درست کنند و مثل اونا زندگی کنند. به نظر شما ما چقدر تحملشو داریم که هنرمندانمان ویدئوهای به اصطلاح خفن! درست کنند؟ فرهنگ ایرانی چه‌طوریه؟ مثلآ ویدئوهایی مثل جنیفر لوپز و دیگر خواننده‌ها؟
    یادمه یه بار توی برنامه‌ی دیار شهرام شب‌پره یه خانومی تماس گرفت گفت جدیدآ ویدئوهای مبتذل‌تری نسبت به قبل درست میشه و این برای فرهنگ ایرانی خوب نیست! البته شهرام مجبور شد بگه که البته منم با صحنه‌های نزدیک مثل بوسیدن لب‌های زن و مرد موافق نیستم. اما ویدئو باید جذاب باشه. به نظر من که اشکالی نداره! فرهنگ با این چیزها تحقیر نمیشه و باید به‌روزتر بشیم. اتفاقآ فکر کنم سطح فرهنگ بالاتر هم بره، با این برخوردهای سنگین مردها با زن‌ها و زن‌ها با مردها شاید این حرکت‌ها مفید هم باشه. نظر شما چیه؟

    پ.ن: چه مطلب زردی شد!!! البته کاملآ جدی بود سؤالاتم.

  • ۱۵م تیر, ۱۳۸۵ | در دسته‌ی متن ترانه‌ی دیگران یک نظر »

    خدایا، خدایا، خدایا
    توی دنیای بزرگت پوسیدیم که
    می‌خواستیم، می‌خواستیم، می‌خواستیم
    مثل این روزو نبینیم که دیدیم که
    ناز این، بلای اون، حسرت دل، عذاب عالم
    هرچی باید همه تک‌تک بکشن، ما کشیدیم که
    هرچی باید همه تک‌تک بکشن، ما کشیدیم که


    زندگی میگن برای زنده‌هاست اما خدایا
    بس که ما دنبال زندگی دویدیم بریدیم که
    زندگی میگن برای زنده‌هاست اما خدایا
    بس که ما دنبال زندگی دویدیم بریدیم که


    وای بر ما، وای برما
    خبر از لحظه‌ی پرواز نداشتیم
    تا می‌خواستیم لب معشوقو ببوسیم
    پریدیم که

    “زندگی قصه‌ی تلخی‌ست
    که از آغازش، بس که آزرده شدم
    چشم به پایان دارم”

    چشمی به هم زدیم و دنیا گذشت
    دنبال هم امروز و فردا گذشت
    چشمی به هم زدیم و دنیا گذشت
    دنبال هم امروز و فردا گذشت

    دل میگه باز فردا رو از نو بساز
    ای دل غافل دیگه از ما گذشت
    ای دل غافل دیگه از ما گذشت

    زندگی میگن برای زنده‌هاست اما خدایا
    بس که ما دنبال زندگی دویدیم بریدیم که

    خدایا، خدایا، خدایا
    توی دنیای بزرگت پوسیدیم که
    می‌خواستیم، می‌خواستیم، می‌خواستیم
    مثل این روزو نبینیم که دیدیم که
    ناز این، بلای اون، حسرت دل، عذاب عالم
    هرچی باید همه تک‌تک بکشن، ما کشیدیم که
    هرچی باید همه تک‌تک بکشن، ما کشیدیم که

    ===========================
    آهنگ: زندگی
    خواننده: هایده
    آلبوم: شانه‌هایت

  • ۱۴م تیر, ۱۳۸۵ | در دسته‌ی جام جهانی ۲۰۰۶, فوتبال ۱۰ نظر »

    اگر ۱۱۹ دقیقه خسته شدیم و حوصله‌مان سر رفت و چیزی جز دو ضربه به تیر دروازه ندیدیم ارزشش را داشت که با پاس زیرکانه‌ی آندره‌آ پیرلو و ضربه‌ی ظالمانه‌ی گروسو تمام خستگی‌مان دربرود.
    بازی نیمه‌نهایی جام جهانی بیش از حد خواب‌آور بود اما همه‌ی لذت یک نیمه نهایی در دو دقیقه‌ی پایانی آن ذخیره شده بود حتی آن لحظه‌ای که توتی به زور توپ را از کاناوارو گرفت تا گل دوم را پایه‌ریزی کند و فردوسی‌پور خندید نشان داد که ایتالیا بدون توتی معنی ندارد و ستارگان بزرگ اما ناکام سال‌های گذشته‌ی ایتالیا انگار شخصیت از دست رفته‌ی خودشان را با همان بحران آخر فصل بازیافته‌اند.
    قبل از بازی به
    هاله ای‌میل زدم و گفتم شاید پرتغال اول شود و ایتالیا دوم یعنی اینگونه دوست داشتم اما ایتالیای دیشب یادآور ایتالیای یورو ۲۰۰۰ بود. سه تیم شخصیت قهرمانی را در این جام داشتند آرژانتین، ایتالیا و آلمان و چه حیف شد که همگی به هم خوردند. به هر حال ایتالیا باقی مانده است و بوفون، کاناوارو، توتی و دل‌پیرو. دیگر نیازی نیست پنهان کنم که به این ایتالیا هم علاقه دارم. البته از قهرمانی‌شان خوشحال می‌شوم.
    ایتالیا انتقام آرژانتین را از آلمان گرفت یادم نمی‌آید یک تیم اروپایی تا به حال انتقام یک تیم آمریکای لاتین را از اروپایی دیگری گرفته باشد اما تیری که در دقیقه‌ی ۱۱۹ به دروازه‌ی لمن مغرور شلیک شد به اندازه ضربه‌ی رودریگز در بازی با مکزیک به قول
    خورشید خانوم “حظ بصری” داشت! و بازگشت رؤیایی توتی و دل‌پیرو…
    اگرچه بازی دیشب تا وقت‌های اضافی جذابیتی نداشت و فردوسی‌پور با حمایتش از آلمان مثل بازی با آرژانتین روی اعصاب راه می‌رفت اما آخرش چسبید. این جام‌جهانی را اگر فردوسی‌پور نمی‌رفت بهتر بود انگار حقوق می‌گیرد تا گزارش‌هایش بی‌طرف نباشد و چه خوب که تیم‌هایش یکی یکی ناک‌اوت شدند!
    و حالا اگر فرانسه به فینال بیاید باید منتظر باشیم ایتالیا انتقام یورو ۲۰۰۰ را از خروس‌های پیر بگیرد انتقام روزی که حق ایتالیا بود اما فرانسه جام را دزدید اما این‌بار جام‌جهانی‌ست و ایتالیا تجربه‌ی جهانیش فرانسه را خرد خواهد کرد.

    پی‌نوشت
    : خسرو نقیبی راست میگه این‌همه ایتالیایی یه دفه از کجا پیداشون شد. بابا ناسلامتی طرفدار از اول جام با تیمشه نه روز فینال!

  • ۱۳م تیر, ۱۳۸۵ | در دسته‌ی سیاست یک نظر »

    آن‌ها که خود را نماینده‌ی خدا می‌دانند این اجازه را به خود می‌دهند که هر عقیده و نظری را نماینده‌ی چیزی بدانند. جناب محسنی اژه‌ای تا به حال از خود پرسیده‌اید بر چه اساس شما نایب بر حق‌اید و دیگران نایب باطل؟
    دکتر رامین جهانبگلو را نمی‌شناختم، حالا هم اسمآ می‌شناسم. اندیشمند، متفکر، فیلسوف، نظریه‌پرداز و من در هجوم القاب گم می‌شوم. به راستی او از سوی آمریکا مامور است؟ به باور عده‌ای که خود را نماینده‌ می‌دانند دیگران هم باید نماینده‌ی چیزی باشند.
    می‌گویند خاورمیانه بهشت است؟ آمریکا می‌خواهد پروژه‌ی خاورمیانه‌ی بزرگش را عملی کند آن‌وقت از یک نظریه‌پرداز برای براندازی یک حکومت استفاده می‌کند در حالی که حتی من دانشجو تازه این شخصیت را می‌شناسم و چقدر بد است.
    در جامعه‌ای که پرخواننده‌ترین صفحات روزنامه‌هایش صفحه‌ی حوادث و نیازمندی‌هاست یعنی آمریکا با آن‌همه سیاست و قدرت نمی‌فهمد که استفاده از یک متفکر و اندیشمند پروژه‌ایست که در همان ابتدا شکست خورده است چه رسد به اینکه به انقلاب مخملی آن هم در این کشور مخملی! منجر شود.

    انگار در این مملکت هرکس حرفی می‌زند که ناخوشایند عده‌ایست باید حتمآ نماینده‌ی آمریکا برای براندازی باشد. عجب جامعه‌ی ایده‌آلی داریم که مخالفین، همه‌شان تؤطئه‌اند. انتظار دارید که جامعه‌ی غرب به تفکرات رئیس‌جمهور مبنی بر افسانه‌ی هلوکاست احترام بگذارد اما شما متفکر بزرگی که با نظریه‌ی رئیس‌جمهور مخالف است را مامور آمریکا می‌خوانید! مضحک است.
    چگونه در جایی که با یک برنامه‌ی تلویزیونی می‌توان یک روزنامه‌نگار را در ذهن مردم منفور جلوه داد انتظار دارید یک فیلسوف بیاید و مامور آمریکا شود و انقلاب مخملی کند و حکومت را براندازد؟ شما حتی مدرک متهمانتان را در نظر نمی‌گیرید آقای جهانبگلو اما دکتر احمدی‌نژاد؟
    در دوراهی‌ای مانده‌ایم که هر دو به بن‌بست ختم می‌شود در یک جهت خاموشی گناه ماست و در سویی دیگر حرف زدن اتهام ماست.
    دیالوگی در فیلم “سربازهای جمعه“ی کیمیایی می‌گه “اگه رادیو گوش کردن و روزنامه خوندن و عقب حرف حساب باشی سیاسی بودنه، من سیاسی نیستم!” به راستی که ما سیاسی نیستیم…

    » نقد سخن وزیر اطلاعات (مسعود بهنود) - روز
    » متهم، متهم می‌کند! - جمهور

  • ۱۲م تیر, ۱۳۸۵ | در دسته‌ی روزمره ۱۷ نظر »

    Happy Birthday


    باورت می‌شود؟ انگار همین دیروز بود ولی حیف که دیروز نبود! ۱۲ تیر ۱۳۶۴، بیست و یک سال مثل بیست و یک سال گذشت! و امروز در آستانه‌ی بیست و دو ایستاد‌ام. از بیست سالگی تنها چیزی که دوست داشتم عدد بیست بود کاش می‌شد همیشه بیست ساله ماند. حالا باید بگویم بیست و یک سال وای چقدر طولانی!
    به هر حال خواهی نخواهی امروز تولد این بنده می‌باشد. از گرفتن جشن‌های مختلط و غیرمختلط، مذهبی و غیرمذهبی، دوستانه و غیردوستانه معذورم! به دلیل اینکه خرج رو دست آدم می‌گذارد. اما مثل
    افتتاحیه‌ی زابغر می‌توانم پیشنهاد آهنگ بدهم! دختران و پسران خود را دسته‌جمعی فرض کنند و در اتاق خود به عشق و حال بپردازند باشد که باز هم ما تولد بگیریم!
    آهنگ انتخابی: برنده (سعید محمدی)، حنا خانوم (ابی)، عروس مهتاب (آصف)، خوشگلا باید برقصند (اندی)، میرم (جمشید)، جون خودت (بلک‌کتز) و …
    شیوه‌ی پخش: اتفاقی!
    برنامه‌ی پخش: تو بازار زیاده
    صدا: ٪۱۰۰
    دوربین: نداریم، با خیال راحت خوشگلا برقصند!
    اکشن!
    هرکی خواست کادوی تولد بفرسته اولآ که زحمت نکشه دومآ بگه بهش آدرس بدم!!!

  • ۱۱م تیر, ۱۳۸۵ | در دسته‌ی جام جهانی ۲۰۰۶, فوتبال ۴ نظر »

    ما آرژانتینی‌ها فقط طرفدار تیممان نیستیم ما عاشقیم. طرفدار تیمی مثل ایران نیستیم که یادمان برود برای چه عاشقش هستیم. آرژانتین را برای چه دوست داریم؟ اگر به خاطر تعداد جام‌های جهانی بود که برزیل و ایتالیا و آلمان بودند اما بازی آرژانتین هلاکمان می‌کند.

    حذف شده‌ایم آن هم از میزبان باخته‌ایم. اما همین که همه می‌گویند حقمان قهرمانی بود نشان می‌دهد کجای کاریم. بعضی وقت‌ها چه زود یادمان می‌رود برای چه عاشقیم و مدیون چه کسانی هستیم. از مقصر بودن پکرمن صحبت می‌کنیم که تعویض‌هایش اشتباه بود اما شاید در آن لحظه پکرمن از نظر خودش بهترین تصمیم را گرفته است. مطمئنآ او بیشتر از من و شما دوست داشت با قهرمانی آلمان را ترک کند همانطور که سه بار جوانان را قهرمان کرده بود. سورین و ریکلمه و ساویولا و ته‌وز و ۹۰ درصد تیم را خودش کشف کرده بود. ناسلامتی ما عاشق آرژانتین هستیم. خودمان گفتیم متکی به یک ستاره نیستیم ما یک تیم هستیم و با هم حذف شدیم حالا فرقی نمی‌کند جای ریکلمه کامبیاسو باشد یا ورون که حتی به جام نیامد. ما عاشق ستاره‌هایمان نبودیم ما از فدراسیون تا تیم پایه‌ی آرژانتین را عاشقیم حتی اورتگا و پاسارلا را هم عاشقیم. با شخصیت‌ترین مربی جام پکرمن بود و بهترینشان و اگر من هم جای رئیس فدراسیون بودم مادام‌العمر قرارداد می‌بستم گرچه خودش استعفا داد. حرف‌های پکرمن و بازیکنان را بخوانید، یک جام فراموش نشدنی.

    ما زندگان همیشه‌ی تاریخیم از پرون تا مارادونا. به قول حمیدرضا “آرژانتین روح یک جهان بی روح است” زنده‌ایم چون عاشقیم. چه کسی یادش می‌آید آلمان و کرواسی در ۱۹۹۸ چگونه بازی کردند اما ما یادمان مانده است بازی هلند و آرژانتین را، ما حتی بازی آرژانتین و رومانی ۱۹۹۴ را هم به یاد داریم چون زنده بودیم و حذف شدیم. از حذف‌شدگان مرحله یک‌چهارم نهایی جام‌جهانی آلمان چه تیمی در خاطر همه می‌ماند؟ برزیل، انگلیس و یا اوکراین؟ برزیل با آن فاصله‌ی همیشگی‌اش از جوگابونیتو یا انگلیس با آن مربی مغرور و ستارگانش؟ اوکراین را که همان اول جام از یاد برده بودیم اما این آرژانتین است که در خاطر همه می‌ماند لحظه به لحظه از گل کرسپو به ساحل‌عاج تا جشنواره‌ی گل با صربستان، از معجزه‌ی ماکسی رودریگز تا مصدومیت آبوندانزیری، از خشم بعد از بازی با آلمان تا اشک‌های هواداران.

    و قاره‌ی آفریقا منتظر ماست. زجرکشیدگان ثروتمند سال ۲۰۱۰ در آفریقای جنوبی به انتظار آبی و سفیدهای لاتین نشسته‌اند- وای از این پیراهن سورمه‌ای آن هم در برابر سفیدای آلمان!- آری ما نشسته‌ایم تا اولین جام قاره‌ی سیاه را آلبیلسته‌ها بر دستان خود بگیرند اگرچه شاید دیگر تعدادی از اسطوره‌هایمان نباشند به هر حال ما یک تیم هستیم اسطوره‌هایمان هم همیشه زنده‌اند.

    راستی آقای لینه‌کر در فوتبال برای یک آرژانتینی لذت‌بخش‌ترین خبر شکست انگلیس است آن هم وقتی در پنالتی‌ها حذف می‌شود و آن هم وقتی ستارگان رؤیاییش توپ را به دستان ریکاردو می‌کوبند.
    و برای من که معبدم “پاسارگاد”، ایالتم “کاتالونیا” و پایتختم “بوئنوس‌آیرس” است* افتخار است که با اقتدار در جهنم برلین حذف شدیم نه اینکه با ماهی‌های لغزنده‌ی برزیل مقهور ذهن خلاق زیدان پیر، به راستی که فرانسه همیشه در مقابل برزیل جوگابونیتو بازی می‌کند! و جامی که در اروپا می‌ماند.
    ==================================
    * پرسپولیس، بارسلونا و آرژانتین
    ==================================
    جام‌جهانی برای ما تمام شد:
    » متاسفم برای جام جهانی - راه من
    » کری‌خوانان عزیز! بفرمایید هرچه می‌خواهید بنویسید - صمیمانه‌تر
    » افسون ما به پایان نرسیده - گردباد
    » هنوز هم آرژانتین - یک پزشک
    » برای آرژانتین گریه نکنید - روزنامه‌نگار نو
    » آخرین تانگو در برلین - سیاورشن
    » فاجعه - مومالی
    » پکرمن چمدان‌هایش را بست - دریا بندر کشتی
    » این چه مسخره‌ای بود - سیپریسک (البته بد صحبت کرده‌، از عاشق آرژانتین بعید بود)
    » جام جهانی تمام شد - سرزمین رؤیایی
    » حذف مقتدرانه - نامه‌های باز نشده
    » ما قهرمان همیشه‌ی تاریخیم - لولیان (نگار مفید)
    » لعنت به … - کوچه (امیر حسابی عصبانیه، اما عنوان مطلبش خوب نیست)
    » خداحافظ تیم محبوب من - اگنس
    » ساعت‌ها بعد گریه کردم - رضا مارادونا
    » تا - عروسک کوکی
    » امید انتقام - ایساتیس
    » آرژانتین - ایکس‌ری

    پی‌نوشت: من هم مثل بقیه می‌نشینم و بازی‌ها را تا آخر نگاه می‌کنم. برایم هم مهم نیست چه کسی قهرمان می‌شود. اصلآ هم خوشم نمی‌آید در یک تورنمنت طرفدار دو تیم باشم. لذت یک تورنمنت به این است که یک تیم داشته باشی حالا یا حذف می‌شود یا قهرمان. چهار بازی دیگر مانده است. حالا اگر طرفداری من از آرژانتین باعث می‌شود زیبایی جام‌جهانی از بین برود! خب بگذار برود. این چه جام‌جهانی‌ایست که ناراحتی حذف تیم ما برای بقیه ضد حال باشد؟ بابا بی‌خیال تیم ما حذف شده است شما لذتتان را ببرید ما هم نگاه می‌کنیم این یعنی فوتبال.

جی‌میل

Gmail

من

خبرنامه

Enter your email address

Delivered by FeedBurner

آمار

TwitterCounter for @foadsa counter

Performancing Metrics Blog Statistics