به لطف و عنایت جمهوری اسلامی برادرانی پیدا کردهایم که نه زبانشان را میفهمیم نه اعتقاداتشان را. برادرانی که باید حمایتشان کنیم فقط به این خاطر که روزی شاید اشهدی خواندهاند و به قولی همکیش ما شدهاند. برادرانی که کودک و پیر و جوان را نمیفهمند. زن و مرد را هم درک نمیکنند. حتی برعکس ادعاهایشان خدا را هم زیر پا له میکنند.
آقایان من برادران و خواهرانی داشتهام که به زبان مادریم حرف میزدند اما از سرزمینشان بیرون شدهاند و اکنون معلوم نیست کجای این کرهی خاکی روز را برای رؤیای شبانهی وطن طی میکنند. یکی در آسیای شرقی، یکی در اروپا، دیگری در آمریکا و شاید آفریقا و نیمکرهی جنوبی لاتین و یا استرالیا.
اینها را همین شماها که مدعی حقوق همکیشان خود در یک تکه زمین هستید از کنار من دور کردهاید. خوب است اگر فلسطینیها که به زعم شماها رانده شدهاند همه یکجا جمعاند و اگر تحریکهای خارجی بگذارد به صلح میرسند اما ایرانیهای من زخمی غربت پراکنده شدهاند.
هرگز کسی که به ریختن خون حتی یک انسان راضیست را حمایت نمیکنم فرقی نمیکند برادرم باشد یا یک رهبر سیاسی.
برای چه باید از سید حسن نصراله و زیردستانش حمایت کنم وقتی آنها خود سرخی خون کودکان فلسطینی و لبنانی را نمیبینند؟ برای چه باید از خونریزان اسرائیل دفاع کنم وقتی به خاط خودخواهی آنها بیجهت مردم اسرائیل قربانی میشوند؟ به جای حمایت از آنها که خون میریزند از دو کودک فلسطینی و اسرائیلی حمایت میکنم که دستانشان را به نشانه دوستی به هم فشردهاند.
اما برادران و خواهرانم آن فارسیزبانهایی هستند که در انتظار دیدنشان نشستهام نه خونریزان حزباله. حال مگر درد آن کودک فلسطینی با نخوردن پپسی یا تحریم اینتل دوا میشود؟ نه آنها که به خون مشتاقاند آنقدرها قدرتش را دارند که ادامه بدهند وگرنه جنگی را شروع نمیکردند.
کسی در این میان به فکر پروندهی ایران در شورای امنیت هست؟
راه من
تو فکر یک ترانهام، از آرزوهای محال











تیر ۲۸م, ۱۳۸۵ در ۱۱:۵۳ ب.ظ
با این جمله اخر همه حرفو زدی ایول
تیر ۲۹م, ۱۳۸۵ در ۳:۰۳ ق.ظ
این همه مسلمون گشنه تو کشورمون از دولت کمک میخوان .رو ول کردن چسبیدن به کمک کردن به چهار تا عرب پاپتی سوسمار خور …..یادمه یبار تو روزنامه ی امید جوان میخوندم که محسن رضایی گفته بود این فلسطین است که تا به حال انقلاب ایران را نگه داشته است.
تیر ۲۹م, ۱۳۸۵ در ۹:۲۶ ب.ظ
درود… تاسف بر انگیز است. بازیچه شدن و بازی را به تماشا نشستن…
تیر ۳۰م, ۱۳۸۵ در ۹:۲۳ ق.ظ
با سلام و تقدیم احترام
خسته نباشید
از وبلاگ شما سر زدم
جالب توجه بود
لطفاً از وبلاگهای من نیز دیدن فرمائید و من را از نظرات خود بهره سازید
با سپاس فراوان - قائمی
مرداد ۱م, ۱۳۸۵ در ۱:۳۳ ق.ظ
سلام
وبلاگ خوبی داری
خواهان تبادل لینک هستیم
در صورت تمایل با ما تماس بگیرید
منونمم
وبلاگ دختران مبارز
http://www.mobarezin2.co.sr