اسرائیل بحثی چندگانه است. شناختمان نسبت به مردمش، کشورش، دینش و اعتقاداتش کم است اما ادعاهایمان فراوران. البته کلی میگویم قبل از اینکه به اتفاقات اخیر برسیم جبههگیریهای حکومت جمهوری اسلامی و پیروانش در مقابل اسرائیل مانند همهی چیزها آنقدر اجباری و کورکورانه بوده است که دیگر مرگ کودک فلسطینی در آغوش مادرش آزارمان نمیدهد همانطور که قبلترها از مرگ پسرک اسرائیلی ککمان نمیگزید.
به جملهی خبری صدا و سیما توجه کنید:”در حملات رژیم غاصب صهیونیستی به فلسطین تعدادی فلسطینی شهید شدند و یک زن اسرائیلی به هلاکت رسید” به راستی چه کسی این سرویس تحریریه خبر را رهبری میکند. چه کسی خود را جای خدا میگذارد و فلسطینی را شهید میخواند و اسرائیلی را هلاک میکند؟
از دولتمردان هر کس میگوید با یهودیت مشکلی ندارد دروغ میگوید آخر آنها استدلالشان به یک آیه است و مضمون آن این است “یهودیان دشمن مسلمانانند” به راستی مگر تمام این ادیان الهی نیستند حتی اگر تحریف شده باشند.
مشکل حکومت ما نه مظلومیت مردم فلسطین است و نه قبلهی اول مسلمین. دغدغهی اصلی همان اسرائیل است وگرنه جناب رئیسجمهور به جای نقشهی محو اسرائیل نقشه تثبیت فلسطین را بیان میکرد.
عادت ما یکطرفه حکم کردن است. احساساتی میشویم مظلومیت یکی را میبینیم اما دلیل طرف مقابل را نمیدانیم. شبیه مسئلهی زیدان و ماتراتزی طرفداران زیدان بیشتر بودند اما هیچکس فکرش را نکرد شاید زیدان هم ماتراتزی را تحقیر کرده است، چنین هم بود اما حرکت هیچکدام درست نبود.
در اینکه خشونت اسرائیل غلط است شکی نیست اما از خودمان پرسیدهایم فلسطین مگر چه میکند که اسرائیلیان چنین خشمگین میشوند؟ در حالی که در تمام برنامههای تلویزیون جمهوری اسلامی همه نشانهها به سمت اسرائیل است و همه مدافع حقوق فلسطیناند چه انتظاری داریم؟
و مردم خسته شدهاند از اینکه در حالی که کشور همیشه پر از مشکل بوده است دغدغهی حکومت فلسطین بوده است و حالا دیگر هیچکس توجهی به اتفاقات عظیمی که رخ میدهد نمیکند، مردم حق دارند.
به اندازهای که اسرائیلیها از تمدن ایران لذت میبرند و به آن افتخار میکنند ما ایرانیها به تمدن خودمان افتخار نمیکنیم. مدافع وقایع اخیر نیستم اما باید منطقی اظهار نظر کرد. چرا وقتی میتوانستیم مبلغ صلح باشیم مایه تفرقهافکنی شدهایم مگر فرق اسرائیل با فلسطین در چیست؟ فقط در دین؟ میدانیم که درصدی از همین اسرائیلیها ایرانی هستند و رئیسجمهورش همشهری ما بوده است. چرا نمیتوانیم دوست باشیم؟ یکی میگفت برگردن همین یزد خونههاشونو بگیرن زندگی کنن! حتی نام اسرائیل را نمیآوریم و میگوییم رژیم غاصب صهیونیستی! افتخار میکنیم که ورزشکارانمان با اسرائیلیها مسابقه نمیدهند. هیچ میدانید اگر به جای سوئیس اسرائیل به جامجهانی میرسید آنوقت در ایران چه معجزهای صورت میگرفت؟ جامجهانی با ۳۱ تیم برگزار میشد و ما از دیدن حداقل سه بازی جام محروم میشدیم. دلیل این کارها چیست؟
و در حالی که صدر اخبار اسرائیل و فلسطین و لبنان است ایرانیها به درد خود در رختخواب میخوابند و صبح نمیدانند چرا نان گران میشود! اما برای من فلسطین به همان اندازه کشور است که اسرائیل هم هست. و مردم فلسطین به همان اندازه حق زندگی دارند که اسرائیلیها دارند. حکومت جمهوری اسلامی عاشق جنگ در این منطقه است و عاشق انتفاضه اما من یک ایرانیام و میخواهم حزباله بس کند، میخواهم اسرائیلیها و فلسطینیها مثل دو کشور همسایه در صلح باشند. آتشهایتان را خاموش کنید و بگذارید زندگی جاری باشد. در ضمن بهانه به دست دولت ما ندهید تا شاید دغدغهی اصلیاش مردم کشور خودش بشود.
جنگ واژهایست که در تمام دیکتهها غلط است اما نمیدانم چرا عدهای این واژهی غلط را دوست دارند و ازش لذت میبرند. و در این بین کودکان معصومترین قربانیان این واژهی وحشتناکاند. این واژه را از متنهایتان و مغزهایتان بشویید این زندگیست که زیباست و درست.
» کرخت و بیعار مشو! - خوابگرد (به همراه لینکهای مرتبط)











تیر ۲۷م, ۱۳۸۵ در ۹:۴۸ ق.ظ
درود… واژه کثیفی است این جنگ…
تیر ۲۹م, ۱۳۸۵ در ۴:۵۳ ب.ظ
دفاع می کنم از مردم لبنان و فلسطین ولی نه از موضع حقوق بشری بلکه یک قدم جلوتر و از موضع بقا! درگیری های لبنان و فلسطین جنگ اصلی نیست، یه پیش درآمده، این سناریو رو برای ما نوشته اند!