گویا ما باز هم خواستیم تغییر صورت بدهیم و دادیم! برای سبکتر کردن و خلوتتر کردن. البته اگر همکارمان در مجله وزین زابغر از ما دلخور نشود! برای من خیلی فاجعه است که طنزهایم در وبلاگ کلی بازدیدکننده داشت اما به لطف بیمعرفتی دوستان هرچه در زابغر خودمان را به در و دیوار میکوبیم هیچکس تحویلمان نمیگیرد!
البته شاید اگر طنزنویس موافقت کند که همکار بگیریم بهتر بشود. اما در اسفناک بودن این ماجرا برای من و دوستم شک نکنید ناسلامتی خانهای ساختهایم سایهبانش همه طنز!
لحظه به لحظه به دیدار حساس و نفسگیر تیممان با میزبان نزدیک میشویم و استرس بر من چیره میشود یکی از دلایل تغیی قالب هم همین بود چون نمیتوانستم درس بخونم گفتم بذار این کارو بکنم! پکرمن جنتلمن منتظر نقشههایت هستیم.











تیر ۹م, ۱۳۸۵ در ۱:۴۶ ق.ظ
فواد عزیز تسلیت
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2006/06/060628_wmt-iranian-antiquities.shtml
غم دل چه باز گویم که تو را ملال گیرد
تیر ۹م, ۱۳۸۵ در ۱۱:۲۹ ق.ظ
خب، به اون زابغر هم دو سه باری سر زدم!
قالب هم قشنگتر شده! بهتر از نارنجیه!:)
تیر ۹م, ۱۳۸۵ در ۴:۱۷ ب.ظ
نه داداش قالب به این مامانی چرا دلخور بشم. موفق که هستی.. یه چیز بهتر باشی
تیر ۹م, ۱۳۸۵ در ۹:۱۵ ب.ظ
تسلیت!
تیر ۹م, ۱۳۸۵ در ۹:۳۱ ب.ظ
چقدر شکست تلخی بود و من حقیقتا ناراحت هستم. چرا از بهترین مهره های خودش استفا ه نکرد این پکر من!؟
تیر ۹م, ۱۳۸۵ در ۹:۳۷ ب.ظ
تسلیت!