چشام مث شب بارونی، دلم پر از غم پنهونی*
آرژانتین حذف شد. به همین سادگی! خیلی خودم رو کنترل کردم تو این بازی اما نشد. دوست نداشتم توی این جام دیگه از ناداوریها ناله کنم. کاش به آلمان باخته بودیم اما ما به آلمان نباختیم. درصد مالکیت توپ رو نگاه کنید. موقعیتهای خطرناک و تعداد پاسهای کوتاه همه نشان از برتری مطلق آرژانتین میدهد اما این آلمان است که بازی را به پنالتی میکشاند و با ینس لمن برنده میشود کاش آبوندانزیری را سالم گذاشته بودند تا نبرد دروازهبانها برابر باشد اما فرانکو با ۴ بازی ملی چه میتوانست بکند در حالی که آیالا با بالای ۱۰۰ بازی پنالتی رو خراب کرد.
تقصیر هیچکس نیست نه پکرمن و نه آیالا شاید اگر در فینال هم به آلمان میخوردیم آلمان قهرمان میشد. حتی مارادونا رو یکبار هم نشون ندادند! اما بکنبائر سوژهی تلویزیون بود.
متاسفم برای جامجهانی که تیمی مثل آرژانتین رو از دست داد و انتظار من هم به سر نرسید. اینبار آرژانتین برخاسته بود اما نخواستند. لوبوس میشل حتی خطا روی آبوندانزیری رو نگرفت چه برسه به اشتباههای دیگرش.
فیفا گراهام پل را به خاطر اشتباه ناخواستهاش محروم کرد اما هیچکس گلهای درست مردود شدهی آرژانتین را ندید. داوریهای به سود میزبان و گل آفساید ثبتشدهی برزیل!
چه تیمی بیشتر از آرژانتین لیاقت قهرمانی داشت؟ بگذریم از این حرف که سالهاست تیم قهرمان لیاقتش را نداشته است. شاید باید فینال ۲۰۰۲ تکرار شود و اینبار آلمان ببرد تا انتقام بگیرد این اتفاق یکبار دیگر هم افتاده بود در ۱۹۹۰.
به شدت درهم ریختهام. اینها را هم برای سبک شدن نوشتم. حالا باید ما آرژانتینیها منتظر قهرمانی یک تیم اروپایی باشیم چون برزیل هم جام زیادیش میشود.
به هر حال دیگر جام را دردستان سورین نخواهیم دید و چهار سال دیگری که نه آیالا هست، نه کرسپو و نه المپیک برلین! و ما منتظر خواهیم ماند تا به حقمان برسیم.
==========================================
* “چشات مث شب بارونی، دلت پر از غم پنهونی” از آهنگ بغض با صدای داریوش و شعر اکبر آزاد
-
-
گویا ما باز هم خواستیم تغییر صورت بدهیم و دادیم! برای سبکتر کردن و خلوتتر کردن. البته اگر همکارمان در مجله وزین زابغر از ما دلخور نشود! برای من خیلی فاجعه است که طنزهایم در وبلاگ کلی بازدیدکننده داشت اما به لطف بیمعرفتی دوستان هرچه در زابغر خودمان را به در و دیوار میکوبیم هیچکس تحویلمان نمیگیرد!
البته شاید اگر طنزنویس موافقت کند که همکار بگیریم بهتر بشود. اما در اسفناک بودن این ماجرا برای من و دوستم شک نکنید ناسلامتی خانهای ساختهایم سایهبانش همه طنز!لحظه به لحظه به دیدار حساس و نفسگیر تیممان با میزبان نزدیک میشویم و استرس بر من چیره میشود یکی از دلایل تغیی قالب هم همین بود چون نمیتوانستم درس بخونم گفتم بذار این کارو بکنم! پکرمن جنتلمن منتظر نقشههایت هستیم.
-
برزیلی که زیبا بازی نمیکند چه دلیلی دارد که حمایت شود؟ اگر مهاجمهای غنا باتجربهتر به توپ آخر ضربه میزدند برزیل چه میکرد؟ اگر داور غنا را با آن گل مردود برزیل نابود نمیکرد. همیشه در این جامهای اخیر حمایت داوران از برزیل را دیدهام اما تیم خودم یعنی آرژانتین بارها از اشتباهات داوری ضرر کرده است. مشکلی ندارم اگر دلیل حمایت از برزیل بازی زیبای ستارگان این تیم باشد اما برزیلی که هیچ نشانی از سرزمینش ندارد چه لزومی دارد که به خاطرش تیمهای مقابل را قربانی کرد؟ حتی طرفدارانش هم از بازی تیمشان خسته شده بودند این برزیل بیشتر شبیه آلمان بازی میکند!
غنا زیبا بازی کرد اما برزیل صعود کرد ای کاش جوانمردانه صعود کرده بود. آیا برای بازیکنان غنا ۵ کارت زرد و یک قرمز زیاد نبود؟ نمیگویم چرا گلهای صحیح آرژانتین مردود میشود اما چرا گل مردود برزیل قبول میشود؟
با این بازی برزیل فوتبال به سمت نابودی میرود. برزیل زیبا بازی نمیکند و حمایت میشود و صعود میکند. شاید اگر این حمایتها نبود میتوانستیم بازیهای زیبای برزیل را ببینیم مثل بازیهای زیبای آرژانتین و پرتغال. آنها حمایت داوری را نداشتند با اینکه مثل برزیل پر از بازیکنان تکنیکی هستند اما به شایستگی تا اینجا آمدهاند آرژانتین به میزبان خورده است و نگران حمایت داوران است وقتی سه گل صحیحش در مقابل تیمهایی غیر از میزبان مردود شده است و پرتغال به مصاف انگلیس میرود در حالی که بازیکنانش قربانی قضاوت جنجالی بازی با هلند شدهاند اما زیبا بازی میکنند. حیف نیست آرژانتین و پرتغال با این بازیهای زیبا از جام حذف شوند اما برزیل و آلمان با بازیهای تکراریشان به فینال برسند؟ کاش برزیل و آلمان نشانی از خودشان داشتند اما وقتی برزیل برزیل نیست و آلمان هم ضعیف است دلیل این حمایتها را نمیفهمم. امیدوارم در مرحلهی بعد حق به حقدار برسد و تیم برتر از داوری ضربه نخورد.
همیشه میگویند برزیلیها شعاری دارند مبنی بر اینکه تیم حریف با داور دوازده نفر است و باید بردش اما در این چند سال اخیر این تیم برزیل بوده که دوازده نفره به مصاف حریف خود رفته است حتی تیم گمنامی نظیر غنا! -
جون به لب شدیم تا آقای پکرمن تصمیم خودش مبنی بر برد رو گرفت! خدای غافلگیریه این مربی انگار از قبل تصمیم گرفته بود روی اعصاب ما راه برود اما به هر حال آخرش پیاده شد! مکزیک رو دیدین؟ آیا ایران میتونست اینگونه جلوی آرژانتین بازی کنه؟
ضربه ماکسی رودریگز گل نبود دسته گل بود! چقدر سریع انتقال بازی میدن این آرژانتینیها، از راست به چپ که سورین باشه دوباره از چپ به راست که رودریگز باشه. یک استپ مامان و یک دسته گل یادبود هدیه به سانچز! این گل هم تیمی بود هم فردی! خداییش تا به حال در این جام چنین گل تیمی-فردی دیده بودین؟
مارادوناهای جدید آرژانتین کمکم خودشان را رو میکنند! آیمار هم دیشب به جمع ستارگان این جام آرژانتین اضافه شد و آبوندانزیری که منو متحیر شروعهای مجدد خودش کرده چند توپ خطرناک رو هم گرفت تا نشان دهد بیجهت به او اطمینان نکردهاند.
نفسمان گرفت اما بردیم، تعویضهاش رو گذاشت بعد از اینکه مکزیک هر سه تا تعویضشو کرده بود. سه تعویض رؤیایی، انگار نتیجه توی دستای پکرمنه! حالا باید ببینیم با آلمان میزبان چه خواهیم کرد به قول جلالی تیم برنده قهرمان خواهد شد. -
آقای مایلیکهن را میشناسید؟ بیادعاترین مرد ورزش کشور. کسی که به ناحق از روی نیمکت سرمربیگری تیم ملی اخراجش کردند. ایشان یکی از مردانیست که هدفش بهبود وضعیت ورزش کشور است اصلآ انتظاری هم ندارد فقط چیزی کمتر از مدیرعاملی باشگاه پرسپولیس نمیخواست! بله این آقایی که پریشب در برنامهی نقد تیم ملی به زیادهخواهی علی دایی تاخت خودش حتی به عضویت در هیئت رئیسهی پرسپولیس هم قانع نبود!
دوست نداشتم راجع به اتفاقاتی که سال پیش در این روزها افتاد اشاره کنم اما انگار اتفاقی مشابه در حال وقوع است. مایلیکهن مثل احمدینژاد که به دولت روی کار تاخت به فدراسیون قبلی فوتبال تاخت و منظورش بهبود شرایط بود! همان کاری که سال پیش احمدینژاد دلش میخواست. و حالا اتفاقی در شرف وقوع است. البته حدس من بر این است گرچه شاید امروز رئیس فدراسیون فرد دیگری را انتخاب کند. اما اتفاقات مشابه است. شاید محمد مایلیکهن به عنوان رئیس جدید فدراسیون فوتبال معرفی شود که دور از انتظار نیست. و اگر این اتفاق بیفتد باید به حال فوتبال کشور تاسف خورد. محمد دادکان چه خوب چه بد تمام شد اما تصور کنید که مایلیکهن چیزی شبیه به رئیسجمهور است. امروز هم که سوم تیر است.
همه میدانیم اخلاق مایلیکهن چگونه است. در عین بیادعایی حتی راضی نشد بعد از ریاست انصاریفرد در پرسپولیس در هیئت رئیسه بماند! بر چه اساسی انتظار داشت رئیس باشگاه شود این را باید از خودش پرسید و حالا شاید گزینهای باشد برای ریاست فدراسیون.
پینوشت: امشب آرژانتین و مکزیک به مصاف هم میروند و نیازی به گفتن نیست که آرژانتین میبرد! اگر آلمان از پس سوئد بربیاید باید منتظر حذف میزبان توسط آرژانتین بود! گرچه سوئد هم که بالا بیاید ما انتقام ۴ سال پیش را میگیریم.
پینوشت۲: شاهد از غیب رسید! البته من قبل از خوندن این خبر پیشبینی کرده بودم با اتفاقاتی که سال پیش در انتخابات رخ داد دیگر چنین مسائلی دور از انتظار نیست.
-
این عشق هم عمرش زیاد نبود، همایون (همون دوست جدید) مرد خوبی بود. منو میفهمید و دوستم داشت. هرگز منو از خودش دلخور نمیکرد اما خانوادهش مشکل ما بود. میدونست من چه رنجی میکشم. دوست داشت بهم کمک کنه اما نمیتونست. من از دست محمد به تنگ اومده بودم دلم میخواست طلاق بگیرم اما همایون نمیتونست با من ازدواج کنه. مشکل خودش نبود مشکل خانوادهش بود که اجازه نمیدادن با یه بیوهای مثل من ازدواج کنه. همایون خیلی اعتقاداتش رو رعایت میکرد. تهران که رفتم تا برای چند روز با هم باشیم اصرار کرد صیغه بخونیم البته شوهر داشتن من رو ندید گرفت! من از این کارها خوشم نمیومد اما به خاطر اون راضی بودم. با اینکه دوستش داشتم اما باید کنار میکشیدم. چون مزاحم بودم. با این شرایطی که اون داشت مطمئن بودم که مدت زیادی نمیتونیم با هم باشیم چون به هر حال باید ازدواج میکرد و من هم بالاخره باید میرفتم. پس تصمیم گرفتم جدا بشم ناراحت بود اما مجبور بود قبول کنه چون حق با من بود.
باز هم به حال اول برگشتم محمد بو برده بود و حالا اخلاقش بدتر هم شده بود. گرچه خودش هم رابطه داشت اما انگار رابطهی من مایهی آبروریزی بود. اینجور جاها روابط مخفیانه مردان افتخارشونه و روابط زنان مایهی ننگ!
سخت بود و نفرتانگیز اما پیدا شدن نفر جدیدی که توی ایران نبود باز هم امید رو به من برگردوند. لااقل اگر کسی من رو میفهمید میتونستم تلخیهای زندگیم رو تحمل کنم. شاید این نفر جدید میتونست من رو به زندگی برگردونه. قرار بود به ایران بیاد و من امیدوار بودم گرچه هنوز محمد بود و من شکنجه میشدم. اما دلم خوش بود که شاید لحظهای دردهام رو فراموش کنم. منتظر اومدنش بودم تا دلتنگیهام رو از یاد ببرم. -
- میدونی فرق من و تو چیه؟
: آره.
- خوش به حالت!» بعد از حذف!
-
هلند را که نام میبریم پر است از مردان بزرگ قدیمی، طرفدارانش با خاطرات خوش قدیم زندهاند و با نامهای بزرگ کنونی، یوهان کرایف شاید بزرگترینشان باشد مردی که در ردیف اسطورهها میآید. با مارادونا، پله، بکنبائر، میشل پلاتینی، اوزهبیو و …
خب بازیهای اسطورهی هلندیها را ندیدهام اما آنقدر بزرگ هست که برایش احترام قائل باشم، پیرمردی که در نیوکمپ یک جایگاه اختصاصی برای خود دارد و ما بارساییها خود را مدیون او میدانیم. نام او در تاریخ هلند و بارسلونا یک نام ماندگار و از یاد نرفتنیست.آری این هلند مردان بزرگی را در خود داشته است. مثلث آتشینش را هیچکس از یاد نمیبرد ریکارد، گولیت و فانباستن با پشتوانهی رونالد کومان اما این هلند جز یک قهرمانی در اروپا موفقیت بزرگ دیگری نداشته است غیر از اینکه دوبار پیاپی در فینال جامجهانی از آلمان و آرژانتین شکست خورده است. و انتقامش را سال ۹۸ از آرژانتین گرفت، در بازیای که توپ ستارههای آرژانتین راهی به جز تیرک دروازه پیدا نمیکرد. در بازی که اشتباه داور باعث شد اورتگا هم اشتباه کند و در بازی که دنیس برگکمپ آن گل تاریخیاش را زد آنها انتقام شکست تاریخیشان در فینال ۱۹۷۸ از آرژانتین را گرفتند. در آن سال آنها آری هان را هم داشتند که سومین گل تاریخی جامجهانی را زده است. اما هلندی که سال ۹۸ چهارم شد مربیای چون گاس هیدینگ داشت یکی از نابغههای نیمکتنشین!
هلند نیز همچون اسپانیا هیچگاه رختکن آرامی نداشته است. اما فان باستن بازیکن بزرگی که پایان تلخی در بازیگری داشت با یکدست کردن رختکنش این آرامش را بعد از سالها به تیم برگردانده است. حال هلند تیم تقریبآ بدون حاشیهایست ولی بازیهای زیبایش گم شدهاند بازیهایی که حتی تا همین چند سال پیش سیدورف، داویدز و کلایورت باعثش بودند و همینطور مارک اورمارس. ستارههای کنونی هلند به تنهایی بزرگی یک تیم را دارند: رود فان نیستلروی، آرین روبن، جیووانی فان برونکهورست، مارک فان بومل و رافائل فان درفارت. اما بازیهای هلند با دو تیم صربستان و ساحلعاج چیزی از این ستارهها نشان نداد.
برعکس آرژانتین با اینکه پر است از ستاره اما انگار روح ستارهها همه در یک بدن دمیده شده است. ستارههایش دوست ندارند تنها ستاره باشند و این تیمشان را تبدیل به ستارهی جامجهانی کرده است. بازی هلند و آرژانتین همیشه منشأ زیبایی و جذابیت بوده است و همیشه هم با حساسیت اما اینبار چنان حساسیتی ندارد اما میتوان منتظر زیبایی بود. شاید اگر ساحلعاج یک گل دیگر به هلند زده بود حساسیت جذابیت بیشتری به بازی میداد اما به هر حال هرچه هست این دو تیم بختهای قهرمانیاند. انگیزهی انتقام در آرژانتینیها هست و اولین تیمی که باید قربانی انتقام شود هلند است پیش از انگلیس و آلمان و برزیل.
هلند نمایندگان زیادی در این جام روی نیمکتها دارد، معروفترینشان همان گاس هیدینگ بزرگ است مربی استرالیا که حقش یک مساوی در مقابل برزیل بود. بن هکر هم مربی ترینیداد و توباگو است و ادووکات مربی کرهی جنوبی. اما خود هلند گرچه نام بزرگی را روی نیمکت رهبری دارد اما مطمئنآ مربی بزرگی نیست. و این برگ برندهی خوزه نستور پکرمن بزرگمرد آمریکای لاتین است. او مربی بزرگی است میتوان به یک بازی بزرگ امیدوار بود بازی سنتی آرژانتین و هلند. هلندی که برایمان یک خاطره است و آرژانتینی که زندگیست.
» جام باارزش هست ولی آرژانتین دلها را ربوده است! - سیاورشن
-
هرچه از این جامجهانی میگذرد اطمینان به قهرمانی آرژانتین افزایش مییابد. ستارگان آبی و سفید
آمریکای لاتین با بازی آموزشی و روان خود یک فوتبال نمایشی را به اجرا درآوردند و به نتیجهی دلخواه دست یافتند. فوتبالی که در این سالها بزرگانش فراموشش کردهاند. برزیل، هلند و پرتغال به همراه آرژانتین سالها اینگونه روان بازی میکردند اما امروز سه تیم دیگر نه تنها از آن بازی زیبایشان اثری نیست بلکه چنان محتاط شدهاند که به همان یک گل برتری هم بسنده میکنند. اما آرژانتین آنچنان بازی میکند که حتی مخالفانش هم انگشت به دهن میمانند. در این جام یک تیم دیگر هم اینگونه بازی میکند و آن اکوادور است که بازیش به دل مینشیند.
بیست سال از آخرین قهرمانی آرژانتین میگذرد و تا چند روز دیگر بیست سال عمر من هم تمام میشود. در این سالها بازی آرژانتین همیشه زیبا بوده است چه آن زمان که برزیل با پریرا دفاعی بازی کرد اما قهرمان شد و چه وقتی فرانسه با اتکا به زیدان قهرمان شد. اما امسال این زیبا بازی کردن جنبههای جدیدی را رو کرده است. اتکای آرژانتین دیگر به یک ستاره نیست و ستارهها با هم متحد شدهاند تا همگی یک ستاره باشند. آرژانتین به نیمکتش هم متکیست به خوزه پکرمن و به آرامشش، به بازیکنان ذخیره و توانایی فردی و جمعیشان. این تیم به چیز دیگری هم متکیست به سکوهای ورزشگاه، انگار نه انگار که بازیها در قلب اروپاست ورزشگاه مملو از پرچمهای آبی و سفید است و پر از عکسهای ستارگان قبل و حال آرژانتین و یک نفر تکیهگاه این سکوهاست و او کسی نیست جز دیهگو آرماندو مارادونا. این آرژانتین به شخص متکی نیست به یک جمعیت متکیست.وقتی بازی سیال این تیم را میبینید و پاسهای غیرقابل پیشبینی بازیکنانش را و خوشحالی پکرمن و مارادونا را مطمئن میشوید که برای متوقف کردن این تیم باید منتظر معجزه و اتفاق بود. اینجاست که همه میفهمند در جامجهانی ۲۰۰۶ آلمان جز آرژانتین تیم دیگری توانایی فتح فینال را ندارد بنابراین “یک جام برای آرژانتین، همه برای یک جام”.
من
آگهی
موضوعات
آرشیو
- مهر ۱۳۸۷
- شهریور ۱۳۸۷
- مرداد ۱۳۸۷
- تیر ۱۳۸۷
- خرداد ۱۳۸۷
- اردیبهشت ۱۳۸۷
- فروردین ۱۳۸۷
- اسفند ۱۳۸۶
- بهمن ۱۳۸۶
- دی ۱۳۸۶
- آذر ۱۳۸۶
- آبان ۱۳۸۶
- مهر ۱۳۸۶
- شهریور ۱۳۸۶
- مرداد ۱۳۸۶
- تیر ۱۳۸۶
- خرداد ۱۳۸۶
- اردیبهشت ۱۳۸۶
- فروردین ۱۳۸۶
- اسفند ۱۳۸۵
- بهمن ۱۳۸۵
- دی ۱۳۸۵
- آذر ۱۳۸۵
- آبان ۱۳۸۵
- مهر ۱۳۸۵
- شهریور ۱۳۸۵
- مرداد ۱۳۸۵
- تیر ۱۳۸۵
- خرداد ۱۳۸۵
- اردیبهشت ۱۳۸۵
- فروردین ۱۳۸۵
- اسفند ۱۳۸۴
- بهمن ۱۳۸۴
- دی ۱۳۸۴
- آذر ۱۳۸۴
- آبان ۱۳۸۴
- مهر ۱۳۸۴









