خداوندا، در عجبم که تو خوابهای ما را سانسور نمیکنی، اما اینان نایبان بر حقت! چیزهای دیگر را که سانسور میکنند هیچ، وبلاگهای ما را نیز ف ی ل ت ر میکنند!
-
صبح قبل از اینکه ساعت زنگ بزند یا حتی قبل از اینکه خواب در چشمها خانه کند صدایی از دور میرسد که همانا وسوسهی معشوق نیست بلکه اذان صبح است که مرا به سوی معبود میخواند! بر اساس اینکه که همه از خداییم پس زنده باشیم چی کار؟! این اتفاق مهم و بزرگ و فریضهی مبارک به طور همزمان از شبکههای مختلف بصری و شنوایی داخلی و حتی ماهوارهای (مگه ماهوارهها جمع نمیشن؟) ج.ا.ا پخش میشود. و آنگاه تمام ۷۰ میلیون همگی با هم در خواب ناز فرو میروند، به لطف لالایی دیرهنگام مساجد!
و همانا شبکههای تلویزیونی داخلی قبل از اینکه حتی سرود ملی کشورشان را پخش کنند، بار دیگر متذکر میشوند که دین رسمی کشور چیست؟! و الا ای مردم کجای کارید که ما مسلمانیم همانطور که سهراب هم بود!!! اندکی بعد که سحر تمام شد و خورشید خواست صبح کند و ملت مشتاق به خبر منتظر دینگ دینگ دینگ ساعت دوستداشتنی و غیرتکراری قبل از اخبار نشستند، جملهای بغل ساعت تلویزیونی تذهیب شدهاست: “دعای اول ماه فوریه!” و جملاتی نظیر این، بعد که به طور همزمان ساعت راس میشود براساس جدول کاری اخبارگوها به طور همزمان از رادیو، تلویزیون و MP3 Players یکصدا و خاضعانه با سلام و صلوات و آرزوی عاقبت به خیری برای تمام پیامبران اسلام! بار دیگر خضوع و “لا اکراه فیالدین” اسلام را به رخ ادیان دنیاهای دیگر میکشند! بعد هم چند جملهای اخبار میگویند و میروند.
نوبت به مجریان دیگر برنامهها میرسد که نشان بدهند چقدر مسلمانند و باز هم متذکر میشوند که امسال سال پیامبر اعظم (اکرم سابق) است و لاغیر! به شیوهای مانند گزارشگران فوتبال که انگار جایزه میگیرند اگر از تیم و بازیکنی که همه میدانند خوب است تعریف کنند، آنها هم هی از شخص پیامبر تعریف میکنند، که مگر ناشناخته نماند! به این هم بسنده نکرده و به بیان مزایا و خدمات پس از فروش نایب بر حقش میپردازند!
این از صبح دوستداشتنی، پا که به خیابان که میگذاری تازه میفهمی که تا به حال مسلمان نبودی که صدقه هفتاد بلا را دفع میکند تنها اگر به صندوقک آبی سر کوچه یا وسط خیابان یا در دانشگاه یا در نانوایی یا در اداره و یا در مراکز دیگر ریخته شود، مشخصات این صندوقک آبی بودن آن است که دو دست زرد آن را نگه داشته است تا کسی نخواهد بزددش!
توی خیابان هرچند متر یکبار این نکته متذکر شده است که امسال چه سالیه؟؟؟ آفرین سال پیامبر اعظم، وارد دانشگاه که میشوی متوجه میشوی که حجاب از ارکان دین است! همانطور که میدانید رکن در واژهنامهی دین مبین اسلام یعنی اینکه اگر خدای نکرده سهوآ و روم سیاه عمدآ ترک شود اونوقت توی جهنم لنگات هواست! آنطور که من میدانستم ارکان دین یازدهتا بود که همانا نماز و روزه و … و امر به معروف و نهی از منکر میباشد! که بر اساس بیاهمیت بودن مرتب شده است یعنی اینکه اهمیتشان از آخر است! اول نهی از منکر بعد امر به معروف و … و روزه و نماز!
بنابر این هرجای رسالهها را بگردی و هر مطلب شرعی را که زیر و رو کنی ارکان دین یازدهتاست که خود را جر هم بدهی حجاب در آن نیست!!! آما، یک رکن اساسی هست و آن نهی از منکر است بر این اساس “ولا جعل الله برای مشرکین علیه مؤمنین سبیلآ” و طبق مصوبه شماره فلان مورخه ۱۴۰۰ سال پیش مجلس مشترک شورای اسلامی “مکه مدینه” تمام واجبات و حرامات و مکروهات و مستحبات و مباحات اسلام تحت تاثیر خشانت ناکرین عن المنکر قرار میگیرد، حالا خود دانید بازم با تیشرت آستین حلقهای (رکابی خودمان) بروید دانشگاه ای پسران بدکردار! و شما ای دختران آزادید و مختار که بر این اساس با مانتوی بعضی جاها نما و موهای بلوند از خانه بیرون بیایید و حتی به دانشگاه بوید!
در دانشگاه چند عدد واحد اساسی برای رشتههای مهندسی و فرهنگی وجود دارد، که در آن به شما ثابت میشود خدا وجود دارد و همینطور این سرکوفت را باید تحمل کنید که در گذشتهای دور یک عده با صلح و صفا و میمینت به کشورتان آمدهاند و بهشت را جلوی چشمتان آوردهاند! و این همانا واحدهایی نظیر معارف اسلامی ۱ و ۲ و … و موتور ۱۰۰۰! و نیز اخلاق اسلامی، متون اسلامی، قرآن اسلامی، وصیتنامه اسلامی و دیگر هیچ!
“تا چشماتو وا میکنی خدا خودش به خیر کنه!” به شدت و اساسی گویای حال ماست! و “رسیدهام به کمالی که جز اناالحق نیست” بعد از تکرار مسلمانی خویش و بازگشت به خانه پیشنهاد میکنم تلویزیون را روشن نکنی، چون دارد میگوید بستگی داره که مرجع تقلید شما چه باشد! اگر آغا محمد خان قاجار باشد فرق میکند و اگر شخص دیگری باشد نیز فرق میکند! اگر تا به حال مرجع تقلید نداشتهاید حتمآ یکی را انتخاب کنید و کلیهی فرایض دینی گذشتهتان را با صحنهی آهسته تکرار کنید! در خوردن دوغ با کشمش بین علما! شک است که باز هم احتیاط واجب آن است که به توضیحالمسائل مرجع خود مراجعه کنید، کشته مردهی یگانگی و تغییرناپذیری اسلام شدهام!، دیدن آنجلینا جولی از نزدیک اگر نشناسیدش حلال در غیر اینصورت حرام میباشد! یک سؤال اساسی برای من مطرح است! دیدن فیلمهای قبل از انقلاب نادره و جمشید مشایخی چه حکمی دارد؟ برای مثال ماه عسل!!!
با این شرایط مطلوب است که سر را که به روی بالشت میگذاری خداوند را صدهزار مرتبه شکر میکنی که در بهشتی چنین متولد شدهای با این پیشینه و حال درخشان و از اینکه در کشورهای منادی کفر نظیر آمریکا و انگلیس زاده نشدهای قطره اشک شوقی میریزی و قند توی دلت آب میشود، آری اینجاست ایران، بهشتی دیگر!
-
از کنار مجلس روضهخونی همسایهمون رد میشدم، صدای سخنران بلند بود، شنیدم میگفت اگه دیدید توی تلویزیون یه کانال داره یه مسابقه ورزشی یا فیلم سینمایی پخش میکنه و کانال دیگه برنامهای در مورد مسائل شرعی و دینی داره، باید این برنامه رو نگاه کرد! (اگه یه کانل فوتبال یا فیلم داشته باشه که کسی عوضش نمیکنه!)
رو نیست که! یکی نیست بگه میشه بگین گنجایش بهشت چقده؟ من اگه میدونستم یه امکانی برام پیش اومده به یکی دو نفر از صمیمیام بیشتر نمیگفتم، همه رو که دعوت نمیکردم! اینا هیچ فکرشو نمیکنن با اینهمه مشتاق واسه خودشون جایی میمونه یا نه!!!
به زور میخوان مردم رو مشتاق به دونستن مسائل شرعی و دینی نشون بدن، آخه کدوم آدم عاقلیه که موقع پخش بازی مثلآ بارسلونا - میلان بزنه دعای کمیل نگاه کنه؟! مگر اینکه خیلی مخش تحت تاثیر خرافات قرار گرفته باشه، واسه دین شخصیت قائل بشین دیگه، حالا هر دینی میخواد باشه، عقیدهها قلبیه، چرا برای قلبها ارزش قائل نیستید؟
خداییش اگه تلویزیون یه فیلم توپ گذاشته باشه حالا هر چیم سانسور داشته باشه، نماز رو هم بیخیال میشین چه برسه به یادگیری مسئله شرعی، تازه موقعی که همه شبکهها برنامهی دینی داره من خاموشش میکنم! همین حرفها رو میزنین که ارزش دین رو میارین پایین، به جای جذب مخاطب طرد مخاطب میکنید، اونوقت گله از خر دجال میکنید، اینطرف هی زیارت و دعا و سخنرانیهای تکراری، اونطرف گله از فیلمهای مستهجن آمریکایی و تکنولوژی فسادآور!
ماهوارهها رو جمع میکنید؟ به خدا تو کشورهای دیگه هم شبکههای مستهجن به صورت آزاد پخش میشن، پس شبکههای خبری و هنری و مذهبی باید جمع کنن جل و پلاسشونو؟ اشکال کار از جای دیگهس، بازار شما دیگه نه تنوع داره نه جذابیت! به جای دعوتها و حرفهای تکراری جذابیت ایجاد کنید اون هم نه با سخنرانی باز، دیدم این حجتالاسلام نمیدونم چیچی حرفهای قشنگی میزنه که آدم میخواد همونجا ایشون رو به جای معشوق در آغوش بگیره! خالی میبنده، آقاجون حرفهای تو وقتی جذابه که فقط کشور باشه و یه دین! من روش قاسم جعفری و فیلمهاش رو بیشتر میپسندم، البته اگر اجازه داده بشه عقیدههای دیگه هم جذب مخاطب کنن!
من از دوری راه انتظار گفتم
من از روییدن گل در بهار گفتم
تو از فصل گل و گلریز میگفتی
تو از دلتنگی پاییز میگفتی
من از مهر و محبت و وفا گفتم
تو از درد و غم و جور و جفا گفتیمن بهارم، تویی پاییز، من نیازم، تویی پرهیز
فاصله بین من و تو، داره خطی حیرتانگیزمن حدیث رویش باغم، تو هجوم باد گلریز
من یه شعر عاشقونه، تو یه آهنگ غمانگیز
گفتنیم با تو زیاده، تن من زخمی باده
به یقین با تو میبینم آرزوم رفته به باده -
آنکه بر در میکوبد شباهنگام
به کشتن چراغ آمده است.
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد.
جیمیل
من
موضوعات
- اجتماعی
- ادبیات
- اوبونتو
- اینترنت
- ترانهبازی
- تلویزیون
- حرف
- حقوق بشر
- خوراک
- روزمره
- ساماندهی
- سیاست
- سینما
- شخصی
- شعر
- شعر من
- طنز
- عارفانه
- عاشقانه
- عکس
- فایرفاکس
- فوتبال
- فیلم
- متن ترانهی دیگران
- موسیقی
- مووبلتایپ
- مینیبال
- نانوشتههای یک زن
- وبلاگستان
- وبسال
- وردپرس
- ورزش
- پادکست
- پراکندهنوشت
- کتاب
- گاهنوشت
- گوگلریدر
- یک کلام
آرشیو
- آذر ۱۳۸۷
- آبان ۱۳۸۷
- مهر ۱۳۸۷
- شهریور ۱۳۸۷
- مرداد ۱۳۸۷
- تیر ۱۳۸۷
- خرداد ۱۳۸۷
- اردیبهشت ۱۳۸۷
- فروردین ۱۳۸۷
- اسفند ۱۳۸۶
- بهمن ۱۳۸۶
- دی ۱۳۸۶
- آذر ۱۳۸۶
- آبان ۱۳۸۶
- مهر ۱۳۸۶
- شهریور ۱۳۸۶
- مرداد ۱۳۸۶
- تیر ۱۳۸۶
- خرداد ۱۳۸۶
- اردیبهشت ۱۳۸۶
- فروردین ۱۳۸۶
- اسفند ۱۳۸۵
- بهمن ۱۳۸۵
- دی ۱۳۸۵
- آذر ۱۳۸۵
- آبان ۱۳۸۵
- مهر ۱۳۸۵
- شهریور ۱۳۸۵
- مرداد ۱۳۸۵
- تیر ۱۳۸۵
- خرداد ۱۳۸۵
- اردیبهشت ۱۳۸۵
- فروردین ۱۳۸۵
- اسفند ۱۳۸۴
- بهمن ۱۳۸۴
- دی ۱۳۸۴
- آذر ۱۳۸۴
- آبان ۱۳۸۴
- مهر ۱۳۸۴










