• ۶م خرداد, ۱۳۸۵ | در دسته‌ی عاشقانه | نوشته شده توسط foadsa در ۸:۳۷ ب.ظ

    اگرچه مرا به تنهایی خو داده‌ای، اما من هنوز نام تو را می‌خوانم، برای ابرها وقتی نمی‌بارند از تو می‌گویم تا ببارند، تا بغض‌شان بشکند، تو را شعر می‌کنم تا آهنگ معنی بگیرد، تا داغ دلم تازه شود. اینجایی در یاد من، کنار من، وقتی حوصله سر می‌رود، شکسته‌ام اما تو را در خاطر نمی‌شکنم…
    با من مانده‌ای گرچه با من نیستی و ترانه می‌خواند:
    شب حوصله می‌سوزد، وقتی که تو در خوابی
    ظلمت همه‌ی دنیاست، وقتی تو نمی‌تابی
    تندیسه‌ی تنهایی، در خوابی و زیبایی
    مهتابی و بر پیکر، دوری و همین‌جایی
    در خانه‌ی ظلمت‌پوش

  • ۲ نظر برای “دوری و همین‌جایی”

    WP_Modern_Notepad

    نظر بدهید

    توجه: مدیریت نظرات فعال است و ممکن است انتشار نظر شما با تاخیر صورت بگیرد. نیازی به فرستادن مجدد نظر نیست.

جی‌میل

Gmail

من

خبرنامه

Enter your email address

Delivered by FeedBurner

آمار

TwitterCounter for @foadsa counter

Performancing Metrics Blog Statistics