گفتی برو، گفتم به چشم، این بود کلام آخرین
گفتی خداحافظ تو، گفتم همین، گفتی همین
گریه نکردم پیش تو، با اینکه پرپر میزدم
با خون دل از پیش تو، رفتم و باز نیومدم
بازی عشق تو رو، جانانه باختم
مث بازندهی خوب، مردانه باختم
همهی ثروت من، تحفهی درویش
نفسم بود که به تو، شاهانه باختم
لبخند آخرین من، دروغ معصومانه بود
برای پنهان کردن داغ دل ویرانه بود
من مات مات، از بازی شطرنج عشق میآمدم
شاهمهرهی دل رفته بود، من لاف بردن میزدم
قلعهی دل، اسب غرور، لشکر تار و مار عشق
دادم به ناز رخ تو، اینهمه یادگار عشق
گفتم ببر هرچی که هست، رقیب جنگ چیرهدست
گفتی تو مغروری هنوز، با فتح اینهمه شکست
بازی عشق تو رو، جانانه باختم
مث بازندهی خوب، مردانه باختم
همهی ثروت من، تحفهی درویش
نفسم بود که به تو، شاهانه باختم
گفتی برو، گفتم به چشم، این بود کلام آخرین
گفتی خداحافظ تو، گفتم همین، گفتی همین
گریه نکردم پیش تو، با اینکه پرپر میزدم
با خون دل از پیش تو، رفتم و باز نیومدم
بازی عشق تو رو، جانانه باختم
مث بازندهی خوب، مردانه باختم
همهی ثروت من، تحفهی درویش
نفسم بود که به تو، شاهانه باختم
======================
آهنگ: شطرنج
خواننده: مهرداد
ترانهسرا: زویا زاکاریان
آلبوم: جادوی عشق










