برای من جالبه که یک عدهای از زنان به بیحجابی و بدحجابی درصدی از جامعه زنان، که احتمالآ اگر اجبار نبود درصد بیشتری بودند، اعتراض میکنند و برای مقابله با این حرکت تجمع میکنند در مقابل مجلس، واقعآ بعضی اوقات با خودم فکر میکنم که اصلآ اگه جامعهی آزاد و دموکراتی داشته باشیم، درصدی از مردم خودمون چشم دیدنش رو ندارن!
دلیل اعتراض چیست؟ اتفاق بزرگی بر اثر این بدحجابی افتاده است؟ فحشا بیشتر شده است؟ حتی از قبل از انقلاب هم بیشتر؟ پسرانتان فریب میخورند؟ دختران شما هم به همین سمت حرکت میکنند؟ برعکس شما؟ دیگر کاری از دست شماها برنمیآید؟ باز هم باید به زور متوسل شد؟؟؟
برمیگردیم به قبل از انقلاب که درصد بیحجابی بالاتر از باحجابی بود! البته بدون اجبار، هرکسی زندگی خودش را میکرد، زنان بیحجاب هیچ تجمعی علیه محجبین نداشتند، داشتند؟ خیلی هم مهربانتر بودند، احترام متقابل، این چیزیه که کمبودش الآن حس میشه.
به زور متوسل شدهایم، نتیجهاش را هم هزار بار دیدهایم، اما باز هم از همان سوراخ گزیده میشویم، البته به خودمان برمیگردد، فرهنگمان را با ترمز ABS نگهداشتهایم!
جامعهای که من در آن زندگی میکنم اگر مردی توی دستش چاقوی ضامندار داشته باشد اصلآ برایش مهم نیست، اما اگر مردی شلوارک پوشیده باشد همه با هم نشانش میدهند و مسخرهاش میکنند، گاهی حاضرند پسرشان معتاد باشد اما نمیخواهند قبول کنند که پسر و دختری با هم هستند و به هم احتیاج دارند! هنوز هم مرگ ناموس را به لکهدار شدن دامنش ترجیح میدهند؟!
همین تفکرات کار دستمان میدهد، نیازهایی که به زور میخواهیم خفهاش کنیم، مانند گرسنهای که در بیابان دنبال هرچیزی میگردد تا رفع نیاز کند، هنجارهایمان را تغییر دادهایم، هیچ متوجه خطری که چاقوی در دست دارد نیستیم، اما به لباس پوشیدن شخص که ضرر جمعی ندارد احترام نمیگذاریم، به تفکرات دیگران پشیزی اهمیت نمیدهیم، چشم دیدن تفکری غیر از تفکر خودمان را نداریم، من هم همینجورم، مشکل این “من” است.
در جامعهی بینالمللی هم همین بیان غلط به عقیدهی خودمان درست کار را پیچیده میکند، اندیشیدهایم کاری که آمریکا با عراق و افغانستان کرد هیچ فرقی با تصمیمی که ما در مورد اسرائیل گرفتهایم ندارد؟ فرض کنیم که فرقی ندارد، اما آمریکا حتی همین فکر و تصمیم شوم را با بیانی عامهپسند قبولاند که عراق و افغانستان درگیر استبداد و جنگهای داخلی هستند، تروریست پرورش میدهند، به سلاحهای کشتارجمعی دست پیدا میکنند، مردم از حق آزادی برخوردار نیستند، و به هدفش رسید، اما ابراز خشونت برایمان عادیست، اسرائیل باید ار نقشه محو شود! مشخص است در حالی که مذاکرات به سمت صلح و ثبات که گرچه درصد کمتری سود برای فلسطینیان دارد اما به هر حال ضررش کمتر از کشتار است ما با بیان خشن خودمان جهان را علبه خودمان متحد میکنیم.
همهی کارها به تفکراتمان برمیگردد، فرانسه جلوی محجبهها را میگیرد؟ مگر نمیخواهیم از جوامع غربی بهتر باشیم؟ پس چه نیازی داریم که به زور متوسل بشویم؟ شاید با دیدن خانومهای بیحجاب حسرت میخورید؟ شاید با دیدن گفتگوی دوستانهی دختر و پسری حسرت میخوریم؟ احتمال زیاد همین است؟ وگرنه به من چه که فلانی ریشش را چه مدلی زده است، اگر به او میخندیم تصورش را بکنیم که او هم به ریش ما میخنندد! اگر به زور میخواهیم جلوی عدهای را بگیریم که ضرر جانی ندارند، فکرش را بکنیم که شاید روزی هم آن عده جلوی ما را بگیرند. همین الآن هم که جبر هست جوانان به سمت فیلمهای پورنو میروند، روابط عاطفی به سمت روابطی میرود که شاید خطرناک باشد از لحاظ بیماریهای مختلف، با زور نخواهیم وضعیت موجود را انکار کنیم، کمی به دنیای اطراف نگاه کنید…
طنزی مربوط: ایران: حجاب کیلویی چند؟











اردیبهشت ۳م, ۱۳۸۵ در ۶:۰۱ ب.ظ
“اما به لباس پوشیدن شخص که **ضرر جمعی ندارد*** احترام نمیگذاریم”
اصلا موافق نیستم.
اردیبهشت ۳م, ۱۳۸۵ در ۱۰:۰۹ ب.ظ
خوب نوشتی نمیگم که بده ولی کاش به جای اینکه بگی پسر دختر به هم احتیاج دارند با هم باشند یه کم فرهنگشو یاد این پسر دخترا میدادند نمیدونم چرا همه چیزو تو دوستی میبینن میدونم این تیکه اصلا ربطی به موضوع تو نداره ولی دلم از دست این مملکت پره این از فرهنگ به یقما رفتون این از زور گوییهای مملکت
آره خیلی زور میگن در هر موردی زور میگن یه ذره کاش به چیزای دیگه مملکت میچسبیدن
اصلا میدونی چیه اینا اون جا بیکارن واسه اینکه یه ۳۰ روزی حقوق بگیرند از خودشون لایحه طرح میکنن یه بار میگن زنان آزادن یه بار میگن این چه وضیه مثلا مملکت اسلامیه
این حجاب هم به خودمون بستگی داره هر جور دوست داریم بگردیم مگه خدا گفته که باید انسانها ما رو مجبور کنند که طوری که دوست داریم بگردیم اگه یه کم این مملکت فرهنگشو داشت که نداره همه چیز درست بود ولی حیف که خود سران ما فرهنگ ندارن اوه اوه چی شد بابا برم تو کار سیاستت ایران
در کل خوب نوشتی عالی نه ولی خیلی خوب
اردیبهشت ۴م, ۱۳۸۵ در ۹:۳۴ ق.ظ
و متاسفانه اون چیزی که به هیچجایی نمیرسه، همین فریادهاست!
اردیبهشت ۴م, ۱۳۸۵ در ۳:۳۴ ب.ظ
به قول اون طنزنویس نامی:
در سردخانه پیش مرده ای که مرتب فکر میکرد رفتم و پرسیدم که چرا انقدر فکر می کنید؟
گفت: درباره آن که انسان هستم یا خبر؟
گفتم: البته که انسان هستید.
گفت: من هم مثل شما فکر می کردم ولی نتوانستم انسان بودنم را به کسی ثابت کنم. خیلی از انسان ها داد می کشند، ناله می کنند، می گریند ولی نمی توانند صدایشان را به حایی برسانند، زیرا معلوم نیست آنها زندگی می کنند یا نه؟ البته آنها فرق با ما ندارند و به غیر از روزهای سرشماری، انتخابات، اخذ مالیات و خدمت سربازی جوز انسان شمرده نمی شوند!!
بله فواد جان! خانم های معترض به فلسفه حجاب اجباری نیز فقط در سرشماری ها و اخذ مالیات ها آدم به حساب می آیند و در این گونه مواقع اصولا آدم نیستند!