همین که دل٬ دل خونبار ابره
همین که شب٬ شب قتل ستارهس
همین که بغض تو٬ بغض همیشه
همین که ترس من٬ ترس دوبارهس
به من چه٬ سرخی میخک تو مهتاب
به من چه٬ رقص نیلوفر روی آب
قفس بارون کابوس کبوتر
به من چه٬ کوچه باغ شعر سهراب
کنار کوچه بچههای پرسه
تو بهت رعشه و رگ٬ گرد و سوزن
کنار مادرکهای شناور
روی سمفونی نفرین و شیون
کنار فقر گلبانوی ایثار
که میفروشه تنش رو تیکهتیکه
کنار مرد دریابغض خسته
که وامیباره از هم چیکهچیکه
به من چه٬ سرخی میخک تو مهتاب
به من چه٬ رقص نیلوفر روی آب
قفس بارون کابوس کبوتر
به من چه٬ کوچه باغ شعر سهراب
ستیز تگرگ و گلبرگه
مصاف آینه و الماسه
پیکار کبریته و خرمن
نبرد ارکیده و داسه
کنار فقر گلبانوی ایثار
که میفروشه تنش رو تیکهتیکه
کنار مرد دریابغض خسته
که وامیباره از هم چیکهچیکه
به من چه٬ سرخی میخک تو مهتاب
به من چه٬ رقص نیلوفر روی آب
قفس بارون کابوس کبوتر
به من چه٬ کوچه باغ شعر سهراب
===================
آهنگ: به من چه
خواننده: بیِژن مرتضوی
ترانهسرا: ایرج جنتیعطایی
آلبوم: به من چه
پ.ن: در ضمن شنیدن این ترانه با صدای خود استاد هم خالی از لطف نیست.
راه من
تو فکر یک ترانهام، از آرزوهای محال











اسفند ۱م, ۱۳۸۴ در ۱۰:۴۳ ق.ظ
i like this song beacuse everything in the world it`s non ofour business so good luck for you and your belife.
اسفند ۱م, ۱۳۸۴ در ۱:۰۶ ب.ظ
کاش می شد لینکت کرد، پسر. یه خورده بودار می نویسی و اگه لطیف تر ، البته به نفع نظام ! می نوشتی، راه حلی داشت. خوشحال شدم. آپ کردی ، خبرم کن. به من هم سر بزن.
اسفند ۱م, ۱۳۸۴ در ۵:۰۶ ب.ظ
روز اول آمد..
ایرج آمد به میان شعری گفت…
کس ندانست چه گفت…
باز ایرج آمد و گفت…
کس ندانست چه گفت…
باز ایرج آمد و گفت…
آنقدر گفت…
آنقدر گفت چرند…
گهی کوته و بلند…
هرکسی خسته شد و گوشه ای خفت…
باز او آمد و گفت…
کس صدایش نشنفت…
هر کس از خواب درآمد چو به هوش…
آمد از غیب سروش:…
جیب ایرج خالیست…
شعر این شاعر پرمایه ندارد که فروش!
تو بیا بهر خدا…
شعر او را کن گوش…
هرکسی هرچه دلش خواست، تفسیر کند
هرکسی هرچه دلش خواست، تعبیر کند
لیک ایرج نشود زار و خموش!!!
اسفند ۲م, ۱۳۸۴ در ۶:۳۰ ب.ظ
شعر که زیبا بود برم اهنگ رو گوش کنم