• ۲۰م آذر, ۱۳۸۴ | در دسته‌ی جام جهانی ۲۰۰۶, فوتبال ۶ نظر »

    قرعه کشی جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان هم انجام شد، خدا رو شکر بازهم ایران در گروه زیاد سختی نیفتاد یعنی فقط یک گروه تا مرگ فاصله داشت، اما به هر حال مکزیک و پرتغال در مقابل آرژانتین و هلند زیاد به چشم نمی آیند، برای تیم ملی آرزو میکنم که حداقل در دو بازی تدارکاتی آینده با یکی از تیمهای سید یک و یکی از تیمهای سید دو بازی کند، چون با تیمی از سید سه بازی داشته ایم: توگو.
    برای خودم هم خوشحالم که تیم ملی کشورم در گروه تیم محبوبم نیفتاد، چون در اینصورت متاسفانه باید بگویم که هیچ وقت آرزو نمیکردم که آرژانتین یا هلند حذف شوند تا ایران صعود کند
    !
    قبل از بحث در مورد گروه بندی جام جهانی بگم که اگه این مطلب فوتبالیه در حالی که مسائل مهمتری هم هست، من رو ببخشین
    !
    گروه A ( آلمان، کاستاریکا، لهستان، اکوادور ): برای میزبان تبریک ویژه دارم، گرچه کاستاریکا و اکوادور قابل پیش بینی نیستند اما مطمئنآ مشکل زیادی برای کلینزمن و تیمش ایجاد نخواهند کرد، لهستان را دست کم نمیگیرم ولی شانس اکوادور را بعد از آلمان بیشتر از دو تیم دیگر میبینم
    .
    گروه B ( انگلیس، پاراگوئه، ترینیداد و توباگو، سوئد ): اگرچه اریکسون گفته بود اگر هلند و چک به انگلیس برنخورند، تا فینال پیش خواهیم رفت اما من آرزو میکنم بلایی که در دوره قبل بر سر مارچلو بیلسا در گروه مرگ آمد اینبار گریبان اریکسون از خود راضی را بگیرد، امیدوارم پاراگوئه قدرت گرفتن انتقام آرژانتین از انگلیس و سوئد را داشته باشد، ترینیداد و توباگو مطمئنآ تیم ضعیفی نیست، ولی از این گروه دوست دارم پاراگوئه و سوئد صعود کنند
    .
    گروه مرگ ( آرژانتین، ساحل عاج، صربستان و مونته نگرو، هلند ): نمیدونم شانس آرژانتین بعد از جام جهانی فرانسه، چرا اینقدر برگشته، دومین دوره پیاپی که آرژانتین سرگروه مرگ میشود، اما اینبار دیگر تجربه تلخ دوره قبل تکرار نخواهد شد، خوزه پکرمن با شخصیت قوی خودش آرژانتین قدری ساخته است که هر تیمی از رویارویی با آن هراس دارد، ساحل عاج از دیدیه دروگبا بهره میگیرد در حالی که آرژانتین هم کرسپو را در خط حمله دارد و هلند با ون نیستلروی به استقبال حریفان خودش می آید، از
    لیست دوازده نفره خطر ساز جام جهانی که بی بی سی اعلام کرده بود، سه نفر در یک گروه قرار دارند و این باعث جذابتر شدن بازیهای این گروه میشود، دلیل قرار دادن سید ویژه را در گروه C نفهمیدم چون گروههای D و F هم یک تیم اروپایی دارند، اما به هر حال صربستان قدرتمند هم در این گروه افتاد تا برای من این گروه، گروه دلهره باشد، امیدوارم که آرژانتین و هلند دو بازی اول خود را ببرند تا بازی آخر در مقابل همدیگر، هم قشنگ از آب در بیاید و هم مثل بازی آرژانتین و سوئد در دوره قبل اشک منو در نیاره! اما من امسال به آرژانتین اعتقاد زیادی دارم، به نظر من یکی از کشورهایی کادر فنی قدرتمندی دارد از تیم پایه تا ملی آرژانتین است، بنابراین با احترام به فان باستن دوست داشتنی، آرژانتین اول میشود، هلند دوم، و دو تیم با ارزش دیگر هم سوم و چهارم این گروه اضطراب آور میشوند.
    گروه D ( مکزیک، ایران، آنگولا، پرتغال ): گروهی که دوست داشتنی به نظر میرسد اما یک چیز را باید در نظر داشت و آن شیوه قرار گرفتن تیمهاست، اولین بازی ایران با مکزیک، دومین بازی با پرتغال و بازی آخر با آنگولا، مکزیک را از همین الآن باید صعود کننده دانست البته بدون در نظر گرفتن غیرقابل پیش بینی بودن فوتبال! از بین سه تیم دیگر، مطمئنآ دوست داریم که ایران صعود کند، اما نباید آنگولا را دست کم گرفت، تیمی که مربیش خوشحال بود که در گروه مرگ نیفتاده است و اعتقاد داشت توانایی برد ایران رو داره، پرتغال اون تیم قوی گذشته نیست اما به هر حال اسمش پرتغال است و لوییس فیگو و دکو را دارد، اما ایران هم کریمی، مهدوی کیا و دایی را دارد، در این گروه بورگتی از مکزیک و دایی از ایران دو مهاجم خطرناک از لیست دوازده نفره بی بی سی هستند
    .
    گروه E ( ایتالیا، غنا، آمریکا، جمهوری چک ): گرچه غنا و آمریکا را نباید دست کم گرفت اما احتیاج به توضیح ندارد که سطح ایتایا و جمهوری چک امسال بالاست و نکته دیگر اینکه بازی ایندو بازی آخر است، پس از همین الآن صعود را به کاناوارو و ندود تبریک میگویم، اولی و دومی در بازی آخر مشخص خواهد شد
    .
    گروه B ( برزیل، کرواسی، استرالیا، ژاپن ): همیشه برزیل در گروهیندی خوش شانس بوده است، گرچه ژاپن گربه سیاه برزیل در جام کنفدراسیونها بود، اما باید بگویم که برزیل در جام جهانی یک دنیا با برزیل سه سال قبلش فرق میکند پس تیم اول گروه به احتمال زیاد برزیل است، از بین کرواسی، استرالیا و ژاپن شانس کرواسی را بیشتر میبینم، درست است که استرالیا بعد از مدتها با گاس هیدینگ آمده تا از جام جهانی انتقام بگیرد اما مطمئنآ سد کرواسی محکم است، پس تیم دوم هم مشخص شد کرواسی، چون بازی آخر ژاپن با برزیل است
    !
    گروه G ( فرانسه، سوئیس، کره جنوبی، توگو ): و اینبار باید گفت فرانسه خوش شانس! با خوش شانسی از سد اسراییل و سوئیس و ایرلند گذشت وبا خوش شانسی در آسانترین گروه افتاد، دوست داشتم ایران در این گروه باشد اما شانس نبود، سوئیس در مقدماتی نشون داد که میتواند فرانسه را متوقف کند، اما اینجا خود جام جهانیه! توگویی که با ایران و پاراگوئه بازی کرد نشانی از سنگال ۲۰۰۲ نداشت، فرانسه اول و از بین سوئیس و کره، بازی آخر بین این دو تیم مشخص خواهد کرد که کدام صعود میکند، اما من سوئیس را ترجیح میدهم
    .
    گروه H ( اسپانیا، اوکراین، تونس، عربستان ): امیدوارم که عربستان مثل دوره پیش گلدان تیمهای حریف نباشد، تونس تنها نماینده آفریقاست که در دوره های پیش هم حضور داشته، اما مطمئنآ همه شانس صعود را به اسپانیا و اوکراین میدهند، که اگر اینگونه نشود مطمئنآ شگفتی جام در این گروه اتفاق خواهد افتاد.

  • ۱۷م آذر, ۱۳۸۴ | در دسته‌ی شعر من, شعر نو ۳ نظر »

    در جستجوی قبله ای
    که سالهاست گمش کرده ام
    خیره در سراب بی مکان
    غرق در دریایی بی آب
    کدام قدم را کج گذاشتم
    کدام راه را کج رفتم
    کدام حرف را کج شنیدم
    چه کسی مرا از قبله ام دور کرد
    سر به فرمان کدام بت خم کردم
    کدام هوس فکر را کمرنگ کرد
    نمازم را ثانیه هاست نمیخوانم
    که قبله ام را گم کرده ام
    میدانم چیست و کجاست
    اما نمیدانم چگونه بیابمش
    آری! ای عشق
    روزی نماز عاشقیم را به سوی تو خواهم خواند..
    ———-
    چه گویم، دوستی داغدار حادثه سه شنبه است…
    پ.ن: نوذری رفت و من باز هم حالم گرفته است…
    پ.ن۲: لوگوی جدید چطوره؟
    پ.ن۳: بنابر حس انسان دوستانه و خیرخواهانه من، و به چند دلیل دیگر! ارتباط جدید در راه است، منتظر باشید، البته کی معلوم نیست.

  • ۱۵م آذر, ۱۳۸۴ | در دسته‌ی روزمره ۲ نظر »

    ادعا میکنیم که فرودگاهی ساخته ایم که چیزی شبیه فرودگاه نیویورک است، مجهز، مرتب، خارج از محدوده، خلاصه پیشرفته در مورد اسمش هیچ بحثی نیست.
    ادعا میکنیم که در حال رسیدن به علمی هستیم که برای تامین انرژیمان دیگر نیازی به سوختهای فسیلی نداریم، توی این راه هم، اروپا و آمریکا سد ما هستند.
    ادعا میکنیم فرهنگی داریم چندهزارساله که با نام بردنش میتوانیم صدای مدعیان را نشنویم.
    ادعا میکنیم مردمی داریم که قرار است کی؟ به همدیگر احترام بگذارند و برای نظر بقیه اهمیت قائل بشن.
    آری ادعا میکنیم ما ایرانی داریم که هیچ مشکلی جلودارش نیست اما اینها همش ادعاست، واقعیت عکس این ادعاهاست.
    هواپیمای از پیکان پیرترمان را با خیال راحت به آسمان میفرستیم، خلبانان، مهمانداران، ماموران و مسافران بیگناه را میبینیم که از روی باند فرودگاه میپرند، اما مدتی بعد ساختمانی را میبینیم غرقه در آتش و دود، آری به آن عده مادری را اضافه کنید که بی خبر در حال رسیدگی به کارهای خانه و فرزندانش است، به آن عده دخترکی را اضافه کنید که با عروسکش به سرزمین عجایب خیالش رفته است و میخندد، به آن عده پسرکی را اضافه کنید که با اسلحه خیالیش دزدانی را گرفته است، پیرمرد و پیرزنی را اضافه کنید که در حال مثلآ استراحتند، نمیدانم چه کسانی توی آن ساختمان ده طبقه شلوغ که در این وضعیت هوا مجبور به خانه نشینی بودند، زندگی میکردند. دوست ندارم تحریمهای آمریکا را پیش بکشم، دوست ندارم در مورد حق مسلمی که نوشته بودم حرف بزنم، دوست ندارم تعدد این ماجراها را یادآوری کنم، میخواهم بدانم چرا؟
    زلزله را نمیتوان پیش بینی کرد، طوفان را حدس نمیتوان زد، اما سقوط را میتوان مقصر شد، چه رییس، چه کارمند، چه خبرنگار، چه شهروند، هرکس در این هواپیمای لعنتی بود، حقش این نبود، اخبار و نوشته در مورد این هواپیما زیاده، ناراحتی دوای درد نیست، آقای م.ا.ن که پیغام تسلیت فرستادی، آنجا اگر شد بگو من در نیویورک توی خورشید محو شده بودم اما هواپیمایی داشتیم که نمیدانم چند سال سن داشت شاید کمی بزرگتر از انقلاب که امروز بر سر خانه ای فرود آمد.
    آقای غ.ع.ح.ع که چرخ بال میسازی و رایانه، فردا نطق پیش از دستور را اگر میتوانی بگو هواپیمایی، که خدا رو شکر قبلآ فارسی شده، چندین ساله داشتیم که به علت نقص فنی خانواده هایی را داغدار کرد.
    به یک خانه ده طبقه خورد، البته مطمئنآ اونجا برج دوقلوی پنتاگون نبود، و سرنشینش هم یک نفر نبود و عملیات انتحاری نبود.
    حالا بنشین و برای اتفاقاتی که میفتد پیام تسلیت بنویس، میخواهی برایت بنویسم، خرجش زیاد نمیشود، ولی چرا زیاد میشود چون این اتفاقات کم نمیفته، چه دلیلی دارد که پیام تسلیت به مناسبت شهادت! آنها بدهیم، حالا نامش را هرچه میخواهیم بگذاریم اما شاید اینها که شهید شدند، قاتلی نیز داشته اند، جز اینست؟
    دردهایمان را روز به روز زیادتر میکنند، اما میگوییم که اصلاحشان خواهیم کرد، چه اصلاحی، چه آرایشی، دودمان انسانیت به باد رفته است و ما قول اصلاح میدهیم، من ثانیه ای بیشتر زنده نخواهم بود، آیا میتوانم این ثانیه را زندگی کنم؟
    اتفاقها را مرور میکنم، قرار بود تعددش را یادآوری نکنم، اما این اتفاق دوباره؟! چندمین باره که اتفاق میفته؟

  • ۱۴م آذر, ۱۳۸۴ | در دسته‌ی سینما ۲ نظر »

    بعد از چند وقت دیروز یه سری به سینما زدم ببینم حالش چطوره! این چند وقت یه بار دیگه هم باید برم سینما اونم به خاطر فیلم حکمه! اما از آکواریوم بگم، خیلی متاسفم که بر خلاف عده ای من از این فیلم خوشم اومد! اصلآ یه جاییش اشکمم دراومد، نمیدونم اینایی که با یه سری از فیلما و دو سه تا کارگردان مخالفآ چرا؟ ( خودم تو کف این جمله موندم! )
    مگه همیشه باید خیلی دور خیلی نزدیک ببینیم؟ مگه باید دیشب باباتو دیدم آیدا رو ببینیم؟ ایرج قادری باید حتمآ فیلم طوطیا رو بسازه تا ازش دفاع کنیم؟ آکواریوم بازگشت به عقبه؟؟؟
    داستان یک قهرمان اتوموبیلرانی که به عشق مایکل شوماخر شدن، به ترکیه سفر میکنه، اما در همون اول ورود دار و ندارشو ازش میدزدن، و توی یه مسیر غیر منتظره میفته، مسیری که حتی یک درصد توی مغزش به اون نپرداخته بود…
    درصدی شبیه به فیلم پشت و خنجر قبل از انقلاب اما با موضوع و پرداختی متفاوت، اینبار با تجربه ای بیشتر اما دستی بسته تر…
    و ایرج قادری بعد از سالها روبروی دوربین خودش قرار میگیره، احتمالآ قادری باید فیلمشو خیلی قبول داشته باشه که خودش هم بیاد جلوی دوربین، که حتمآ همین طوره.
    فیلمفارسی لقبی است که عده ای به آکواریوم داده اند، شاید در نظر اونا این لقب دلیل ضعیف بودن این فیلم میشه، اما به نظر من نقطه قوت این فیلم همین لقبشه، همه میدونیم که هنوزم اگه یه فیلم قبل از انقلاب رو بذارن توی سینما بیشتر ازش استقبال میشه، کیه که قیصر، پشت و خنجر، سلطان قلبها، کوچه مردها، ممل آمرکایی، رضا موتوری و … رو چند بار ندیده باشه؟ فیلمهایی که علاوه بر هنر بالاشون نکته های زیادی رو دربر میگرفتن.
    بده که توی آکواریوم نشون میده، دزدای ترکیه آدم رو شکل پول میبینن؟ بده که نشون میده قاچاق مواد و آدم چه جنایت هایی که مرتکب نمیشه؟ بده که نشون میده اونجا ایرانیایی هستن که جون هموطنشون ذره ای براشون مهم نیست و حتی خودشون حاظرن یه ایرانیو به طرز فجیعی بکشن؟ بده که نشون میده جوونا الکی و بی برنامه دنبال ویزای آمریکا نباشین؟ نه آکواریوم نمیگه که سفر به خارج از کشور بده، منظورش اینه که هدف سفر مهمه، ممکنه به عنوان توریست بری ترکیه، ممکنه به عنوان پناهنده یا فراری! یکی از نکته ها رو توی ایرانم زیاد میشه دید، اسم صاحب روی هرچی که باشه همه باید دور اونو خط قرمز بکشن وگرنه…
    اونایی که عنوان فیلمفارسی رو روی این فیلم گذاشتن، ندانسته باعث جذابتر شدن این فیلم شدن، فقط حیف که دست کارگردان بستس، وگرنه صحنه های جذابی رو میشد به این فیلم اضافه کرد! که در تاریکی محو شدن…
    یکی از صحنه های قوی این فیلم صحبت دایی ( ایرج قادری ) با صاحب ( ایرج نوذری ) در مرتبه اوله، محاوره هنرمندانه طراحی شده این دو نفر و جمله مرموز ” اگه گفتی توی دست راست من چیه ” همون دستی که دایی زیر میز نگه داشته و ترس توی چشمای صاحب برق میزنه، ولی آخر صحبت سکه ای که به عنوان انعام! از دست راست دایی روی میز جا میمونه.
    و جایی که نیما فلاح کوچولو و دوست داشتنی برای انتقام از صاحب داد و بیداد میکنه، اما صبح جنازش کنار دریا… اشک من دراومد.
    و تا لحظه ای که صاحب سر شیرین ( مهناز افشار ) رو توی آکواریوم ماهی های گوشتخوار فرو نکرده، نقش اسم فیلم رو توی داستان متوجه نمیشیم!
    نظر شما هر چی هست محترم، اما من آکواریوم رو دوست داشتم.
    “آخرین ماهى گوشت خوار”
    “عکسهای آکواریوم”

  • ۱۳م آذر, ۱۳۸۴ | در دسته‌ی روزمره نظر بدهید »

    سزای آنهایی که قانون کپی رایت را رعایت نمیکنند، و هنرمندانشان آنسوی آبها میخوانند و نیز از دیال آپ برای وصل شدن به اینترنت استفاده میکنند، و میخواهند کارهایشان سریعتر انجام بگیرد! اینست که یا موسیقیهایشان را با سرعت ۲۴ کیلوبایت گوش کنند و کیفیت پایین! و یا برای دانلود کردن یک آهنگ ۱۲۸ کیلوبایتی توی صف قطع و وصل بمانند!!!

    ” توضیح راه من/ صفحه … / جلد n “

    از بس از جی میل استفاده کردم، یاهو میل رو یادم رفته بود! اما امروز از طریق الوان وب به بلاگ یاهو راهنمایی شدم و بعد متوجه تغییراتی توی یاهو میل شدم!
    چند هفتس میخوام برم آکواریوم رو ببینم، اگرم بد باشه میرم میبینم! بعد میام میگم چطور بود!
    حالا اینایی که نوشتم چه ربطی به عنوان داشت، هیچی! فقط اینکه آلبوم نیما هم اومد!

  • ۱۱م آذر, ۱۳۸۴ | در دسته‌ی اجتماعی ۲ نظر »

    توی کتابهایتان نمینویسیم که رابطه جنسی سالم چگونه است، شما هم دنبالش نروید چون نگذاشته ایم جایی درز کند.
    درصد شیوع ایدز درحال بالا رفتنه ولی نمیشه به جوونا گفت چه کنند تا احتمال مبتلا شدن به این بیماری را پایین بیاورند، همه میدانیم سرنگ آلوده یکی از راههای انتقال ایدزه، و اینم میدونیم که معتاد تزریقی در جامعه ما کم نیست، ولی همه جای دنیا میدونن که یکی از مهمترین راههای انتقال ایدز تماس جنسی نامطمئنه…
    نه نمینویسم مبادا دینم در راه سلامتی هرز بره، مبادا چشمهای فرزندان سرزمین به اندام همدیگه بیفته و یادشون بیاد چه کارها با همدیگه میتونن بکنن…
    آهای تصمیم گیرندگان زندگی ماها، الآن همه بچه های دبستانی هم میدونن چه بلایی باید سر هم بیارن، چه خوبه که اونا رو از طریق آموزش راهنمایی کنیم و اعمالشونو به راه راست هدایت کنیم.
    نه نمینویسم مبادا جستجوگرهای فیلترینگ وبلاگ مرا به آنسوی خط فیلتر بفرستند، در حالی که سایتهای تجاری خارجی با عکسهایشان چه کارهایی که نمیکنند.
    صبح میگفت یه سری افرادی که سفر خارج از کشور داشتن به ایدز مبتلا شدن، چرا؟ میگن اگه دستورات شرعی را رعایت کنیم …
    همین دستورات شرعی است که اونایی که میرن خارج از کشور درصدیشون به این بیماری مبتلا میشن، اگه روابط جنسی سالم انجام میشد که دغدغه ای از این لحاظ نداشتیم، میدانیم که در تمام جوامع مرد به زن و زن به مرد احتیاج داره، منکرش کیه؟ همه جای دنیا هم رابطه جنسی هست، اگه نباید میبود خداوند لذت رابطه مرد و زن رو در اون نمیذاشت، از زیون نوجوونای ما هم که دم به دم کلمات قصاری از این دست زیاد رد و بدل میشه، انگار که ناف احوالپرسیشان را با از این دست کلمات بریدن…
    یاد بدهید، جار بزنید، تا خجالت همه بریزه، چرا نباید کسی بدونه چه جوری میتونه بدون دغدغه از بیماری از جنس مخالفش لذت ببره؟! مگه خطر سرنگ آلوده رو توی بوق و کرنا نکردین؟ خب بگین که توی سکستون از کاندوم استفاده کنین، که خطر ایدز تا حد زیادی بیاد پایین، تا کی میخوایم که عقب بمونیم، خانومها و آقایون خیابونی! لطفآ همیشه کاندوم همراهتون باشه…
    وای نوشتم، فیلترینگ را چه کنم؟! اونایی که به فکر نیستن منتظرن تا یه کلمه غیرمتعارف پیدا کنن و در سایت و وبلاگ رو تخته کنن، ملالی نیست اما پولی هم نیست!!!
    اما اونایی که اچ آی وی مثبتند رو چی کار کنیم، به خدا اونا هم آدمند، اما چشمان ما اونا رو درست نمیبینه، چه کنیم که ما ایرانیا هیچ چیز رو نمیخوایم درست ببینیم، دنیا رو نگاه کنین، عقبیم، این ترس نداره گفتنش، ولی بیاین حرکت کنیم وگرنه خیلی عقب میفتیما… به خدا اگه با یه ایدزی دست بدین ایدزی نمیشین! همونطور که اگه با یه مدیر کارخونه دست بدین مدیر کارخونه نمیشین!!!
    دوستانمان را میستایم که علیه ایدز تجمع کردند و متاسفم که دخترا و پسرای جوون مثل خودم از گفتن کاندوم شرمشون میاد چون حتی دکترها هم میمیرن تا کاندوم از تو دهنشون دربیاد…
    و مرجعان و بالانشینان بدانید که چیزی را که خداوند آفرید نمیتوان حتی به زور از بین برد، میل جنسی را خدا آفرید…
    “من اچ آی وی مثبت هستم”
    “برشهایی از یک تجمع علیه ایدز”
    “مبارزه با ایدز را علنی کنیم”

جی‌میل

Gmail

من

خبرنامه

Enter your email address

Delivered by FeedBurner

آمار

TwitterCounter for @foadsa counter

Performancing Metrics Blog Statistics