چون صید به دام تو به هر لحظه شکارم ای طرفه نگارم
از دوری صیاد دگر تاب ندارم رفته است قرارم
چون آهوی گمگشته به هر گوشه دوانم
تا دام در آغوش نگیرم نگرانم
از ناوک مژگان چو دوصد تیر پرانی، بر دل بنشانی
چون پرتوی خورشید اگر رو بکشانی وای از شب تارم
در بند و گرفتار بر آن سلسله مویم
از دیده ره کوی تو با اشک بشویم، با حال نزارم
برخیز که داد از من بیچاره ستانی
بنشین که شرر بر دل تنگم بنشانی
تا آن لب شیرین به سخن بازگشایی، خوش جلوه نمایی
ای برده امان از دل عشاق کجایی، تا سجده گزارم
گر بوی تو را باد به منزل برساند، جانم برهاند
ورنه ز وجودم اثری هیچ نماند، جز گرد و غبارم
============
ترانه: صیاد
خواننده: علیرضا افتخاری
آلبوم: صیاد
راه من
تو فکر یک ترانهام، از آرزوهای محال











بهمن ۵م, ۱۳۸۴ در ۱۱:۱۷ ق.ظ
ممنون از انتخاب این ترانه عالی
بهمن ۸م, ۱۳۸۴ در ۷:۰۲ ب.ظ
its the best music that i have ever heard